وقتی برای اولین بار نام کنگره۶۰ را شنیدم، نمیدانستم قرار است چه تغییر بزرگی در زندگی من حاصل شود. من با ترس و نگرانی ، ذهنی آشفته، خسته و پر از سؤال وارد کنگره شدم. آن روزها تنها به این فکر میکردم که کنگره قرار است چه کمکی به من و مسافرم بکند؟
کمکم با حضور در جلسات و شنیدن آموزشها و دیدن حال خوب دیگران متوجه شدم کنگره فقط جای درمان نیست؛ بلکه کنگره مدرسه زندگی است. دانشگاهی است که به من فهماند قبل از تغییر دیگران، باید خود را تغییر دهم. کنگره به من آرامش داد، آرامشی که سالها در زندگی من گم شده بود. به من آموخت صبرکنم و بدون عجله به مسیر ادامه دهم و به آن اعتماد کنم. در کنگره آموختم که مسئولیتها و تبعات رفتارها و احساسات خود را بپذیرم. آموختم همسفر بودن؛ یعنی اصلاح خود، نه کنترل دیگران. کنگره به من آگاهی داد، آگاهی که ذهن آشفتهام را کمکم آرام کرد، تاریکیهای درونم ذرهذره به روشنایی تبدیل شد.
امّا کمک من به کنگره۶۰ چیست؟
کمک به کنگره لزوماً فقط کمک مالی نیست، من علاوه بر مشارکت مالی در حد بضاعتم، میتوانم با خدمت کردن، حضور منظم و مستمر در جلسات، گوش دادن به صحبتهای استادان و سیدیها با عمق وجود و کاربردی کردن آنها تا حدودی هم دین خود را ادا کنم و هم کنگره را در پیشبرد اهدافش یاری نمایم.
کمک من میتواند رعایت حرمتها و قوانین باشد، میتواند انتقال حس خوب و امید به تازه واردین باشد، میتواند شکرگزاری هر روزه من برای قرار گرفتن در این مسیر باشد.
زمانیکه من آموزشها را در زندگی خود اجرایی میکنم، در واقع به کنگره کمک کردهام. زمانیکه من تغییر میکنم؛ در واقع یعنی آموزشهای کنگره را قبول و به آن اعتماد دارم و این نوعی کمک کردن به کنگره است که زندهتر و پویاتر شود. با کاربردی کردن آموختهها و انجام خدمتها، روز بهروز آرامش من بیشتر میشود و این آرامش به خانواده من منتقل میشود و آنها؛ نیز از این آموزشها بهرهمند میگردند. امروز میدانم، کمک من به کنگره و کمک کنگره به من، یک رابطه دوطرفه است. هرچه من درستتر حرکت کنم، کنگره نیز بیشتر به من کمک میکند و هرچه بیشتر قدردان این سیستم باشم، قطعاً نعمتها بیشتر میشوند.
کنگره به من همسفر خیلی چیزها هدیه کرده است، از جمله توجه من به جسم خودم و در کنار اهمیت دادن به روان و جهانبینی. آموختم درمان و رشد، تنها در جلسات و سیدیها خلاصه نمیشود، بلکه ورزش کردن، نظم و انضباط، نیز جزئی از این مسیر و رشد است. حضور در پارک و شرکت در فعالیتهای ورزشی، ادامه آموزشهای کنگره در دل طبیعت است. جاییکه میآموزم با بدنم آشتی کنم و به سلامت و نشاط آن توجه داشته باشم. نفس عمیق بکشم و از لحظه حال لذت ببرم.
آقای مهندس همیشه تأکید دارند ورزش در کنگره۶۰ چه برای مسافران و چه همسفران جزو پروسه درمان است؛ بنابراین من با ورزش نظم، تعادل و استمرار و پیگیر بودن را آموختم و اینکه صبور باشم و آهسته و پیوسته و هدفمند حرکت کنم.
جمعهها در پارک، کنار دیگر همسفران و مسافران حس همدلی، اتحاد و امید را با تمام وجود لمس میکنم، دیدن تلاش دیگران، انگیزه مرا چندین برابر میکند؛ زیرا درمان و رشد و رسیدن به حالخوش، در جمع و گروه اتفاق میافتد. انرژی و نشاط بعد از ورزش، نتیجه حرکت سالم است. وقتی جسمم فعالتر میشود، ذهن آرامتر میگردد و میتوانیم آموزشها را بهتر درک و اجرا کنیم. حضور من در پارک و رعایت نظم و قوانین ورزش و انتقال این حس خوب به تازهواردین، در واقع بخشی از کمک من به کنگره است. کنگره به من آموخت، برای سالم ماندن باید از جسم، روان و اندیشه به صورت همزمان مراقبت کنم، چون که نعمتی بالاتر از این نیست که در کنار درمان سلامتی، شادابی و زندگی دوباره را تجربه کنیم.
خدا را شاکرم که در مسیر دانایی، صبر، عشق و رهایی قرار گرفتم. امیدوارم بتوانم سهم کوچکی در حفظ و رشد این نعمت بزرگ داشته باشم.
نویسنده: همسفر اکرم رهجوی همسفر زهره (لژیون دوم) نمایندگی زالپارس رشته ورزشی دارت
رابط خبری: مرزبان خبری همسفر جمیله پارک بهار مشهد
ویرایش و ارسال: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر سپیده (لژیون یکم) رشته ورزشی دارت و ایروبیک نمایندگی شمس دبیر سایت
گروه ورزشی همسفران کنگره۶۰
- تعداد بازدید از این مطلب :
69