روزنه نور و امید از جایی آغاز شد که خداوند کنگره۶۰ را در مسیر زندگیم قرار داد. توان این را پیدا کنم که تفاوت مسیر درست و غلط را درک کنم و به این درک برسم که در این مسیر کنار مسافر باشم و از سفری که میکنم لذت ببرم و زندگی تماما سفر است؛ من باید در این سفر قلب و روح خود را لبریز از نور و عشق و آگاهی کنم و برای اینکه اینها هستند، که این سفر را برای من لذتبخش خواهند کرد. خدای خوبم کمک کن تا به آن حد از معرفت برسم تا صبوری را بفهمم و همیشه تسلیم باشم، همیشه و در همه حال شکرگزار تو باشم. خدای خوبم لطفا من را در این مسیر هدایت و حمایت کن، در پناه خودت حفظ بفرما. من هر وقت ناآرام هستم و در کنگره حضور پیدا میکنم خیلی زود آرامش پیدا میکنم و امید در وجودم جوانه میزند.
زمانیکه من عضوی از این کنگره۶۰ شدم به مرور زمان وقتی آموزشهای کنگره را میشنیدم و بر دل و جانم مینشست متوجه شدم که مسافر و همسفر هر دو مکمل یکدیگر هستند و سفرشان در کنار هم معنا پیدا میکند. با اجرا کردن آموزشها میتوانند با هم تکامل پیدا کنند و به رشد واقعی خود برسند. خدای خوبم کمک کن تا به آن بینش الهی و جهانبینی الهی برسم تا بدانم آنچه که تو برای من میخواهی خیر مطلق است و به صلاح من است، خدای خوبم لطفا کمک کن در زندگی تلخ گذشتهام هیچوقت به عواقب آن فکر نمیکردم، اما امروز یاد گرفتهام و آموختهام که در تمام مسائل زندگی تفکری صحیح و بهجا داشته باشم.
من و مسافرم از زمانیکه در این مکان مقدس پا نهادیم و قرار گرفتیم باعث شد تا راه و روش درست زندگی را بیاموزیم و از اوج تاریکیها به روشنایی برسیم. اینجا جا دارد از راهنمایم تشکر کنم که با تمام وجودش و بدون هیچ چشمداشتی من را به آرامشی که تا به امروز نصیب من شده است رساندهاند. یاد گرفتم در کنگره۶۰ نباید نگران چیزی نباشید، چون برای هر مسئلهای یا گرهای راهحل وجود دارد و یاد گرفتم در فشار زندگی اندوهگین نباشم، شاید این خداوند است که تو را در آغوش میفشارد.
نویسنده: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پنجم)
رابط خبری: همسفر ثريا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پنجم)
ارسال: همسفر بتول رهجوی راهنما همسفر نازنین (لژیون یازدهم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی رودهن
- تعداد بازدید از این مطلب :
71