فلسفه کمک در هستی بر پایه یک قانون ساده اما عمیق بنا شده است و آن چیزی نیست جز جریان. در عالم هستی هیچچیز در حالت ایستایی معنا ندارد، هر آنچه زنده است در حال دادن و گرفتن است. آب اگر جاری نباشد میگندد، هوا اگر در گردش نباشد آلوده میشود و انسان اگر فقط دریافتکننده باشد، دچار رکود و فرسودگی درونی میشود. کمک کردن یکی از اصلیترین راههای قرار گرفتن انسان در مسیر این جریان است.
در هستی کمک به معنای از دست دادن نیست؛ بلکه به معنای هماهنگ شدن با نظم عالم است. خورشید بیوقفه نور میدهد و در همین دادن است که جایگاه و تعادل خود را حفظ میکند. زمین میبخشد و میرویاند و در مقابل، حیات دریافت میکند. هیچ بخش از هستی طلبکار نیست، هر جزء سهم خود را میدهد و سهم خود را میگیرد. انسان نیز زمانی در تعادل قرار میگیرد که این قانون را در زندگیاش بپذیرد.
کمک در هستی، قبل از آنکه متوجه دیگری باشد، متوجه خود انسان است. وقتی فردی کمک میکند، در واقع اعلام میکند که من کمبود مطلق ندارم، من بخشی از یک کل بزرگتر هستم و توان مشارکت دارم. این نگاه، احساس ارزشمندی و معنا را در انسان زنده میکند. برعکس، انسانی که فقط میگیرد، بهتدریج احساس تهیبودن، طلبکاری و نارضایتی را تجربه میکند، حتی اگر ظاهراً همهچیز داشته باشد.
یکی از عمیقترین فلسفههای کمک در هستی، رشد آگاهی است. کمک کردن انسان را از محور «من» خارج میکند و به سطح «ما» میرساند. این خروج از خودمحوری، مقدمه بلوغ فکری و روحی است. بسیاری از رنجهای بشر، نه از نداشتن؛ بلکه از جدا دیدن خود از دیگران و از کل هستی ناشی میشود. کمک، این جدایی را ترمیم میکند. در سطح فردی، کمک نوعی پالایش درونی است. وقتی انسان میبخشد، با ترسهای پنهان خود روبهرو میشود ترس از کم شدن، ترس از دیده نشدن، ترس از بیارزش شدن. عبور آگاهانه از این ترسها، بخشی از مسیر رشد است.
به همین دلیل است که کمک کردن، اگر از روی آگاهی باشد، آرامش به همراه میآورد، نه حس اجبار یا فداکاری دردناک. در نهایت فلسفه کمک در هستی یعنی حفظ تعادل بین دریافت و پرداخت. هرچه دریافت عمیقتر باشد، پرداخت نیز باید آگاهانهتر شود. این قانون، نه تنبیه است و نه اجبار؛ بلکه دعوتی است به هماهنگی با نظم هستی. انسانی که این تعادل را میآموزد، نه خود را قربانی میبیند و نه طلبکار؛ بلکه خود را عضوی زنده از یک جریان پویا میداند که در آن، دادن و گرفتن هر دو به رشد و آرامش منتهی میشوند.
زمانی که من از کنگره آموزش، امنیت، آرامش دریافت میکنم، طبیعی است که برای حفظ این چرخه سالم، سهم خود را نیز ادا کنم. کمک به کنگره فقط کمک مالی نیست؛ بلکه خروج از تفکر مصرفکنندگی است. بسیاری از ما با روحیه مصرفکننده وارد کنگره شدیم مصرف مواد، مصرف محبت، مصرف حمایت و انرژی دیگران. فلسفه کمک به کنگره یعنی تغییر این نگاه؛ یعنی من یاد بگیرم فقط نگیرم؛ بلکه بدهم و مشارکت کنم. این مشارکت نشانه رشد شخصیت و پذیرش مسئولیت است و مرا از فردی طلبکار به انسانی پاسخگو تبدیل میکند.
علاوه بر همه این کمکهایی که کنگره که در حق من و خانوادهام ارزانی داشته، بزرگترین کمک را من از لژیون جونز دریافت کردم، درواقع لژیون تغذیه سالم که همان لژیون جونز است، یک فضای آموزشی عمیق برای روبهرو شدن با صور پنهان انسان است. صور پنهانی مثل ترس، خساست، احساس بیارزشی، نیاز به تأیید، خودکمبینی یا حتی خودبزرگبینی. وقتی وارد این لژیون شدم با این بخشهای پنهان خودم مواجه شدم بخشهایی که شاید سالها با مصرف، انکار یا فرار آنها را پوشانده بودم.
کمکی که کنگره به من کرده، فقط درمان جسم یا آموزش نبوده؛ بلکه فرصت شناخت خودم را به من داده است. کنگره بستری امن فراهم کرده تا بدون قضاوت، خودم را ببینم، ضعفهایم را بپذیرم و از آنها فرار نکنم. این همان «کمک کنگره به من» است؛ کمک به شناخت، پذیرش و ترمیم خود. من با مشارکت در لژیون تغذیه سالم، در واقع اعلام میکنم که من ارزشمندم، من سهم دارم و حضورم مؤثر است. این کمک، قبل از اینکه به کنگره برسد، به خودم میرسد. لژیون تغذیه سالم به من یاد داد همانطور که برای جسمم غذای سالم انتخاب میکنم، برای روحم و جهانبینیام هم تغذیه سالم داشته باشم.
نویسنده: راهنمای لژیون تغذیه سالم همسفر شهلا از نمایندگی علیرضا مبارکه اصفهان
ارسال: راهنما همسفر فهیمه از نمایندگی کوروش آذرپور (لژیون ششم)
صفحه کاهش و افزایش وزن)
- تعداد بازدید از این مطلب :
21