سفر زندگی را با شوق و امید شروع کردم؛ بعد از گذشت چند سال از زندگی کمکم احساس تلخی و لحظات غمبار را تجربه کردم. هر روز رنجهای ما بیشتر میشد تا جایی که به ناامیدی رسیدم. همیشه میاندیشیدم که رسیدن به این شرایط، تاوان کدام جرم بوده و هربار به جواب قانع کنندهای نمیرسیدم.
با خود بیگانه شده بودم؛ انگار یک من در وجودم مهمان شده بود با رفتار متفاوت، از آرامش فاصله گرفته بودم؛ تا اینکه نور امید بر زندگیمان تابید. به واسطه حضور مسافرم و همسفر شدن راه برای ما باز شد و سفری از نو آغاز شد. سفری برای رسیدن به خود که هر لحظه رویش امید را احساس میکنم.
سفر عشق زیباست؛ زیباتر از آنچه که در فکرم بگنجد. میدانم دریافتهای که در این مسیر دارم؛ قطعاً در هیچ زمان و مکانی نمیتوانستم داشته باشم. سفر در یک مسیر سخت میتواند لذتبخش باشد، اگر انتخاب کنید که از مسیر لذت ببرید. تمام این لحظهها باارزش و خوب هستند؛ چون محبت، حضور دارد.
در روزگارم طعم شیرین عشق و زندگی جریان دارد و چه دلنشین است پا به پای هم این مسیر تاریکی را طی میکنیم و به روشنایی میرسیم. مسافر عزیزم، شما دلیل این آموزشها و دریافتهای ناب و آرامبخش هستید. با تمام وجود تلاش میکنم همسفر خوبی برای شما باشم تا سختیهای مسیر برایت لذتبخش باشد؛ مهرت مستدام و موفق باشی. خداوند را بابت تمام این اتفاقات و لحظات شاکرم.
نویسنده: همسفر حکیمه رهجوی راهنما همسفر محدثه (لژیون سوم)
رابط خبری: راهنما همسفر محدثه (لژیون سوم)
ویرایش: راهنما تازهواردین همسفر رقیه، دبیر اول سایت
ارسال: همسفر راضیه رهجو راهنما همسفر زهرا (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ارگ کرمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
45