در مورد مسئله یینویانگ این است که این دو متضاد هم هستند. یین به معنای خامی، جوانی، نادانی و سیاهی است و یانگ به معنای پختگی، پیری، دانایی و روشنایی است که از ترکیب این دو تا ساختاری به نام یین و یانگ تشکیل شده است که میتواند در هر جایی به کار گرفته شود. در چرخه ساختار زندگی، کشور. انسان یا هر موجود دیگری دو بخش آشکار و پنهان دارد که شامل شیطانی و الهی میشود که نسبت آنها همیشه یکسان نیست. این دو بخش مدام در حال درگیری هستند.
زمانی قسمت تاریک غلبه میکند و گاهی روشنایی که بستگی به قدرت تاریکی و روشنایی دارد. این درگیری روشنایی و تاریکی باعث بهوجودآمدن حسها و کششها میشود و نیروهایی را در انسان به وجود میآورد که عامل حرکت و تغییرات است. در این چرخه، نیروها تقسیم میشوند. قسمتی به نیروی خوب قسمتی به نیروی بد تقسیم میشود، اگر روشنایی در دل تاریکی شروع به رشد کند بزرگ بزرگتر میشود تاحدی که این تاریکی تبدیل به یک نقطهای کوچک میشود.
این حتماً باید از نظر ماهیت قدرت از تاریکی سر باشد تا بتواند تاریکی را به عقب هل بدهد برای مثال ظهور حضرت محمد در شبهجزیره عربستان که پر از قبایل وحشی، جاهلیت و همیشه جنگ و خونریزی در آنجا حاکم بود. در آن سرزمین رشد پیدا کرد و تمام جهان را روشن کرد این همان رشد یانگ در درون یین است، تمام جهان را روشن میکند و زمان معاویه نیروی تاریکی شروع به رشد میکند و تعالیم اسلام را تغییر میدهند؛ اما با واقعه عاشورا دوباره روشنایی غلبه پیدا میکند و تاریکی را به عقب هل میدهد.
هر قدر تاریکی قویتر باشد روشنایی که میخواهد در دل آن رشد کند قدرت بیشتری را میخواهد و قدرت آن روشنایی که قرار است رشد کند بیشتر از تاریکی است، یین زمانی مغلوب میشود که درمان اتفاق بیفتد درمانی برگشتناپذیر و این مسئله حل میشود. تفکرات اشتباه مثل ساختمان خرابهای است موقعی که چرخه کامل بشود و ساختمان مخروبه از بین برود ساختاری جدید به وجود آید، انسان توانسته از مسئله عبور کند.
عدم تعادل و آشوب موجود در یک فرد یک تاریکی است و او نسبت به آن احساس بیزاری و نفرت میکند و میخواهد با این نفرت به تاریکی غلبه کند و با آن مبارزه کند؛ اما غافل از این که با این حس، قدرت و نیروی خود را به تاریکی منتقل میکند؛ پس باید دانست با چیزی از جنس تاریکی نمیتوان به جنگ تاریکی رفت مثل رو کمکردن کسی که به ما حسادت ورزیده است.
جنگ تاریکی با تاریکی؛ پس ما اگر بخواهیم بهعمد از تاریکیها بگذریم و آنها را تجربه کنیم به آن نادانی و جهالت گفته میشود مثل مسئله ترک اعتیاد که انسان باید سختیها را تحمل کند تا به روشنایی ترک اعتیاد برسد و از آن لذت ببرد. برای اینکه بتواند یک شخص مصرفکننده به درمان قطعی برسد؛ باید نسبت به مسئله اعتیاد شناخت کامل پیدا کند و آن را بفهمد و اگر شناخت کامل داشته باشد میتواند موفق شود.
در زمان موفقیت در انسان بههمریختگی و آشوب به وجود میآید که باعث میشود تنفر به وجود بیاید که ما نباید هرگز با تنفر به جنگ تاریکی برویم؛ چون شکست میخوریم مثل این است که بخواهیم با آب کثیف آلودگی را از بین ببریم؛ پس ما با دانایی و شناخت کامل باید به سمت درمان اعتیاد برویم.
منبع: سیدی «یین و یانگ»
نویسنده: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر عفت (لژیون اول)
رابط خبری: همسفر نرگس رهجوی راهنما همسفر عفت (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر مهین رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون دوم)
همسفران نمایندگی خیام نیشابوری
- تعداد بازدید از این مطلب :
94