شاید استفاده از کلمه کمک، آنچنان مناسب نباشد؛ زیرا کاری که کنگره برای اعضا انجام میدهد چیزی فراتر از کمک است؛ پس بهتر است بگوییم احیای یک انسان که گویی همه نفوس احیا میشوند و این موضوع قابلاندازهگیری نیست. مصاحبه ما با راهنمای محترم، همسفر تینا دررابطهبا این دستور جلسه شنیدنی است. باشد که من بهعنوان همسفر قدر و اندازه جایگاهی که در آن هستم را بدانم، کمک آن را ببینم و بتوانم در عمل از کمککنندهها باشم. توجه شما عزیزان را به این مصاحبه زیبا جلب میکنم.
.jpeg)
همسفر تینا به همراه مسافرشان با آنتیایکس شیره خوراکی وارد کنگره شدند، به مدت ده ماه و سیزده روز به روش DST با داروی OT به راهنمایی راهنما همسفر مرضیه و راهنما مسافر سعید سفر کردند و در حال حاضر شش سال و دو ماه است که آزاد و رها هستند. رشته ورزشی همسفر تینا والیبال و بدمینتون است و در جایگاه راهنمایی، نگهبانی جلسات راهنمایان، دبیری جلسات خصوصی همسفران و چهار سال در جایگاه دنوری خدمت کردهاند.
مهمترین کمک کنگره به شخص شما در زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی چه بوده است؟
در مورد این سؤال، از همان بدو ورودم کنگره کمکها و حمایتهایش را به من شروع کرد؛ ولی مهمترین کمکی که به من کرده است، این است که بتوانم زندگیکردن را بفهمم و تأثیرگذارترین کمک، حسهای من را تغییر داده است؛ یعنی وقتی حسهای من تغییر کرد، دیدم نسبت به مسائل تغییر کرد و این باعث شد که حال دلم عوض شود. کنگره یک بار به من کمک نکرده است؛ بلکه باعث شد بهقولمعروف، ماهیگیری را یاد بگیرم. به من یاد داد که خودم به چه شکل مشکلاتم را حل کنم، منتظر دست کمک کسی نباشم و بتوانم روی پای خودم بایستم.
وقتی شخصی به کنگره کمک میکند میشنویم که میگوید دریافت داشتهام منظورشان از این دریافت چیست؟ آیا برای شما این اتفاق افتاده است؟
دریافت در کنگره۶۰ خیلی فراتر از پاداش مادیست که ما در ذهنمان تصور میکنیم. وقتی میگوییم از کنگره دریافت داشتهایم؛ منظور این است که به آرامش عمیق و پایداری رسیدهایم. این دریافت نتیجه همان قانون تعادل در هستی است که میگوید گیرنده و دهنده. وقتی که با نیت خالص وقت و انرژیمان را برای کمک به نفر دیگری میگذاریم، در حقیقت بهترین و محکمترین کمک را به درمان و تعادل خودمان میکنیم. در واقع کمککردن، بهترین تصمیم برای باقیماندن در مسیری که قرار گرفتیم است.
باتوجهبه اینکه هدف از ورود به کنگره نیاز به کمک آن در راستای درمان و رهایی است، چرا کنگره به کمک من نیاز دارد؟
در نهایت از نظر من همه اینها آموزش است؛ ولی دو دلیل اصلی میتواند داشته باشد؛ یکی اینکه بتوانیم آموزشها را هضم کنیم؛ یعنی ما به کنگره میآییم و مطالب زیادی را گوش میدهیم و یاد میگیریم. خب طبیعتاً ما یادمان میرود و اثرش کمتر میشود؛ ولی وقتی که خودمان به دیگری کمک کنیم، زمانی که آموزش بدهیم و در حقیقت زکات آن درسها را پرداخت کنیم، قطعاً در جانمان مینشیند و در ذهنمان نهادینه میشود. بهنوعی خودمان را امتحان میکنیم تا قویتر شویم.
دلیل دوم این است که رهایی ما نیاز به تعادل دارد. ما انرژی خوبی گرفتهایم که حالمان را بهتر کرده است، اگر این انرژی را خرج نکنیم و در جیب ما بماند، کمکم از بین میرود و حالمان خراب میشود. کمککردن؛ یعنی اینکه ما انرژی را پس بدهیم تا حال خوب در چرخش باشد و ادامه پیدا کند.
به نظر شما هدف آقای مهندس از قراردادن این دستور جلسه علیرغم کمکهای مالی بزرگشان به کنگره و اینکه زندگی خود را وقف خدمت به مردم کردهاند، میفرمایند «من برای کنگره کاری نکردم» چیست؟
این جمله از آقای مهندس که همیشه میگویند: من برای کنگره کاری نکردم. در واقع از نظر من قشنگترین شکل ادب و احترام است که ایشان دارند؛ مثلاً تصور کنید که یک نفر به من ماشین گران قیمتی قرض میدهد و با آن ماشین پولدار میشوم، بعد از مدتی میگویم که من هیچ کاری نکردم. منظورم این نیست که به آن ماشین دست نزدم؛ بلکه پولی که درآوردم لطف آن شخص بوده و من فقط از این فرصت استفاده کردهام. مهندس دژاکام هم به نظر من این دیدگاه را نسبت به کنگره۶۰ دارند؛ خودش را نجاتیافته میداند و بنیانگذار نمیداند. ایشان میگویند: من فقط یک تئوری نوشتم، یک حرکت ریزی را فقط برای تست و امتحان انجام دادم و در نهایت به آن رهایی رسیدم که کنگره به من هدیه داده است.
ایشان این رهایی را خیلی باارزشتر از ساختن کل کنگره میدانند و دیدگاه دیگری هم که میتوانم به این جمله آقای مهندس داشته باشم این است که، ایشان میخواهند به ما بگویند؛ شکرگزاری وظیفه ماست. اگر من کمکی میکنم صرفاً در حال پرداختن دین خودم به کنگره هستم که جانم را نجات داده است. این وظیفه من بوده و انجامدادنش اصلاً کار خارقالعادهای نیست به همین راحتی. ایشان با آن فروتنی و تواضع میآیند و تمرکز را از روی خود بر میدارند و میگویند: این موفقیت امروز کنگره مال همه اعضای کنگره است و فقط مال من تنها نیست.
از نظر مالی و مادیات، نقش عضویت لژیون سردار در کمک شما به کنگره و کنگره به شما را چگونه میبینید؟
از نظر من خدمت مالی پلی برای رسیدن به تعادل و آرامش است، هم برای کنگره و هم برای اعضای کنگره. لژیون سردار یک رابطه دوطرفه است که هم به کنگره کمک میکند که زنده بماند و توسعه پیدا کند و هم به خود فرد کمک میکند تا در مسیر درمانش قویتر و مستحکمتر باشد. حالا هر چقدر که ما بیشتر در حفظ این پل مشارکت کنیم خودمان خیلی محکمتر و استوارتر میتوانیم روی این پل قدم برداریم. کنگره هم مثل خانه دوم ماست و برای بزرگتر شدن و پیشرفتش باید تلاش کنیم. هرچه این خانه گرمتر باشد، آرامش اعضای این خانه طبیعتاً بیشتر است.
نقش و کمک کنگره به شما در جایگاه مسافر و همسفر و در تحکیم خانواده و مخصوصاً در فرزندپروری و والدگری شما چگونه بوده و آیا کمک ما به کنگره هم نقشی در بهبود روابطمان و تحکیم خانواده دارد؟
طبیعتاً وقتی که آگاهی انسان بالا میرود و شروع به تزکیه و پالایش میکند، حسها هم شروع به تغییر میکنند، قدرت تفکر در انسان وقتی حسها باز است بیشتر میشود و قطعاً تأثیرش را روی روابط هم میگذارد. حالا در من بهعنوان کسی که در جایگاه همسفر هستم تأثیرش در تحکیم خانواده و فرزندپروری را چگونه گذاشته است؟ یک مورد این است که از کنترلگری به درک متقابل میرسم؛ یعنی اینکه افزایش آگاهی باعث میشود بفهمم که نمیتوانم همسرم یا شخص دیگری را تغییر بدهم. با این علم خودم را از آن تلاشی که برای کنترل همسرم میکردم رها کرده و شروع به درککردن او میکنم.
برای فرزندپروری هم همینطور است؛ وقتی نفس من پالایش پیدا میکند و خودم را تزکیه میکنم، باعث میشود بتوانم در برابر رفتارهای ناخوشایند فرزندم بهجای واکنش احساسی و اضطرابی و آن تنش و هیجاناتی که به من وارد میشود، با قدرت تفکر بالاتر و آرامش بیشتری برخورد کنم و با دانشی که کسب کردهام از گرفتن تصمیم، ترسی نداشته باشم، خیلی راحتتر تصمیم بگیرم و در نهایت بهترین عکسالعمل را نشان دهم.
سخن پایانی
اگر دقت کنید مرحله تثبیت را در تمام آموزشها شنیدیم؛ مثلاً در رژیم غذایی میگویند که حالا باید برسی به مرحله تثبیت و خودت را در آن مرحله که مرحله آخر است، ثابت نگهداری. اگر بخواهیم به کنگره بسطش بدهیم در کنگره هم خدمت، آن مرحله تثبیت است. ما وقتی همانطوری که آموختیم به دیگران هم بدهیم، در واقع آن آموزشها را در خودمان قویتر میکنیم. خدمتکردن ما را در مسیر تسویه نگه میدارد و نمیگذارد از مسیر تصفیه خارج شویم. مسیر درمان ما هم میتواند بزرگترین هدیه به خودمان، خانوادهمان، جامعهمان و کل هستی باشد.
انجام مصاحبه، طراح سؤالات: راهنمای تارهواردین همسفر نیلوفر
عکس: همسفر سعیده رهجوی راهنما همسفر خندان (لژیون هفتم) نگهبان سایت
ارسال: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر خندان (لژیون هفتم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی لویی پاستور
- تعداد بازدید از این مطلب :
67