سلام دوستان مژگان هستم یک همسفر:
کنگره لطف بزرگی به من و خانوادهام کرده است. من و مسافرم در تونل تاریکی گرفتار شده بودیم و هیچ راهی برای ما باقی نمانده بود. هرگز باور نمیکردم که مسافرم به درمان برسد و شاید هیچوقت رنگ آرامش را ببینیم؛ اما به لطف خداوند و روش درمان DST که آقای مهندس نمایان کردند، مسافرم سفرش را آغاز کرد. خدا را شکر، انگار دست مسیحا به کمک ما آمده بود و تمامی اعضای کنگره۶۰ الیگودرز برای درمان مسافرم بسیج شده بودند.
خداوند را شکر بابت تمامی خدمتگزاران این مجموعه عظیم و راهنمای مسافرم، مسافر احمد و آموزشهای ناب کنگره، بعد از ۱۱ ماه و ۲ روز، مسافرم به رهایی رسید. اکنون خودم نیز با آموزشهای راهنمای عزیزم خانم شبنم و نوشتن سیدیها، روزبهروز حال و احساسم بهتر شد.
این آرامشی که وارد زندگی ما شده، قیمت ندارد. من هرچقدر توان دارم، چه از نظر مالی و چه از نظر معنوی، باید صد خود را بگذارم. کنگره۶۰ به من و مسافرم زندگی بخشید و من در قبالش باید آنچه دارم پرداخت کنم.
خدا را شکر، بعد از ورودم به لژیون سردار، شاید قطرهای در این اقیانوس بیکران باشیم. امسال هم مسافرم را تشویق کردم که دنوری را قبول کند. ایمان دارم و به قول آقای مهندس، وعده خداوند دروغ نیست. از خداوند میخواهم آنچه دارم را در این راه بدهم.
امروز میخواهم الگویی بدون نقص برای خانواده و جامعهام باشم. هرچه جلوتر میروم، میبینم کمک من به کنگره بسیار ناچیز بوده است. علاوه بر درمان، مسافرم از نظر جهانبینی نیز تغییرات زیادی کرده است. خدا را شکر بابت این عمل عظیم من فقط در مقابل کنگره۶۰ سر تعظیم فرود میآورم و برای همه عزیزانی که در این راه خدمت میکنند، آرزوی موفقیت و بهترینها را دارم.
سلام دوستان زینب هستم یک همسفر:
وقتی میبینم آقای مهندس دژاکام، بنیانگذار کنگره۶۰، انسانهای زیادی را احیاء کردهاند، خانوادهها را به هم نزدیک کردهاند و فرزندان را از فرزند طلاق بودن نجات دادهاند؛ اما باز هم میگویند: «من در قبال کنگره کاری نکردهام»، از خودم شرمنده میشوم. آقای مهندس میفرمایند: «حساب تو با کنگره صفر است و کنگره دینی بر شما ندارد. هر وقت بخواهید میتوانید از کنگره بروید؛ ولی اگر ماندید، طلبکارانه برخورد نکنید و خودتان را با قبل قیاس کنید.»
هرچه نگاه میکنم، میبینم من دریافتکننده بودهام نه پرداختکننده کمک من به کنگره و کمک کنگره به من چرخهای است که باید در کنگره ادامهدار باشد. همانطور که ما از این سیستم دریافت لازم را کردهایم، دیگران هم نیاز دارند آموزشهای کنگره را دریافت کنند.
این دستور جلسه به من یادآوری میکند که نباید گذشته خود را فراموش کنم. اینکه قبل از ورود به کنگره چه حال پریشانی داشتهام و اکنون چگونه هستم؛ زیرا فراموشی مختص ذات انسانهاست.
وقتی به قبل از ورود به کنگره نگاه میکنم، متوجه تغییرات خود با گذشته میشوم. این مکان مقدس علاوه بر رهایی مسافرم از بند اعتیاد، منِ همسفر را نیز با تخریبهایی که خود از وجود آنها بیخبر بودم، روبهرو کرده است. گاهی تخریب فقط مربوط به مواد مصرفی نیست. میتواند ریشه در افکار سمی ما نیز داشته باشد.
درست زندگی کردن و مسئولیتپذیری را در کنگره آموختم. در سایه این آموزشها، نوشتن سیدیها، حضور در لژیون، نظم داشتن و راهنماییهای راهنما بود که توانستم به تعادل نزدیکتر شوم.
امروز با افتخار میگویم مسافر من رها شده است. این رهایی حاصل تلاش یک فرد نبوده، بلکه نتیجه اتحاد یک سیستم است که بدون چشمداشت در اختیار ما قرار گرفته است. در کنگره فقط نباید دریافتکننده باشیم. این مسیر نمیتواند یکطرفه باشد. من هم باید سهم خود را ادا کنم. همانطور که دیگران چراغ راه ما شدند، من و امثال من نیز نمیگذاریم این چراغ خاموش شود.
برای اینکه سهم خود را در این سیستم پرداخت کرده باشیم، گاهی با یک رفتار درست، یک مشارکت یا یک خدمت، چه از نظر مادی و چه معنوی، میتوانیم سهم خود را در حد توانمان جبران کنیم. اکنون در کنگره۶۰ یاد گرفتهام که گذشته را باید پذیرفت و آینده را ساخت.
رابط خبری: همسفر پروانه رهجوی راهنما همسفر شبنم (لژیون اول)
ارسال: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر شبنم (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی الیگودرز
- تعداد بازدید از این مطلب :
34