در مهرماه ۱۴۰۰ برای اولین بار نام کنگره۶۰ را در برنامه تلویزیونی «محاکات» از زبان فردی شنیدم که خودش در کنگره درمان شده بود و با افتخار داستان زندگیاش را تعریف میکرد. با مسافرم صحبت کردم؛ او هم از طریق گوگل آدرس کنگره را پیدا کرد و فردای آن روز با هم به کنگره آمدیم. مسافر همایون در اتاق مرزبانی با روی خوش با مسافرم صحبت کردند و گفتند چون جلسه تمام شده، روز سهشنبه مراجعه کنیم. سهشنبه هر دو به کنگره آمدیم؛ در آن زمان حال من از مسافرم هم خرابتر بود. متأسفانه مسافرم بعد از مدت کوتاهی اجازه نداد که من سفر خودم را ادامه دهم. او نیز در روزهای پایانی، سفرش را خراب کرد و دوباره شروع به سفر کرد. راهنمایش از او خواسته بود که حتماً همسفر داشته باشد و به همین دلیل من از اسفندماه ۱۴۰۱ سفرم را آغاز کردم. حال من نسبت به گذشته بسیار بهتر شده و آموزشهای ارزشمند زیادی را از کنگره کسب کردهام. از بسیاری از ضدارزشها فاصله گرفتهام و در کنار دیگر همسفران انرژی میگیرم. هرچند مسافرم سفر دومش را نیز خراب کرد و دیگر به کنگره نمیآید، اما من با اشتیاق و قدمهایی محکم در مسیر هدفم حرکت میکنم. انشاءالله خداوند همه را از تاریکی نجات دهد.
نویسنده: همسفر لیدا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون هفتم)
رابط خبری: راهنمای لژیون هفتم همسفر زهرا
ویرایش و ارسال: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر سارا (لژیون چهارم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی بیستون کرمانشاه
- تعداد بازدید از این مطلب :
86