دل نوشته.
سلام دوستان مجتبی هستم مسافر
حدود هشت ماه است که در کنگره ۶۰ سفرم را شروع کردهام. اگر بخواهم از چیزهایی که کنگره در این مدت به من داده بگویم، منظم شدن، آنتایم شدن، نداشتن وسوسه برای انجام کارهای ضد ارزشی و مهمتر از همه، سفر مواد و سفر سیگار از مهمترین آنهاست.
اینکه امروز برای بیرون رفتن لازم نیست اول قرص و سیگارم را آماده کنم و بعد خودم را، یکی از بزرگترین چیزهایی است که کنگره به من داده و برای من معنای واقعی آرامش را دارد.
در تمام دنیا داد و ستد وجود دارد و کمتر جایی را میتوان پیدا کرد که یکطرفه باشد. کنگره هم بر پایهی همین تعادل شکل گرفته و ادامه پیدا میکند؛ تعادلی که فقط با مشارکت اعضا حفظ میشود.
برای من، مقایسهی قبل و بعد از ورود به کنگره سادهترین راه برای درک این موضوع بوده است. وقتی این دو را کنار هم میگذارم، متوجه میشوم کنگره فقط با حضور ما زنده نمیماند، بلکه با مشارکت آگاهانهی ما رشد میکند.
دوستان سفر اولی، راههای زیادی برای کمک کردن وجود دارد؛ نوشتن سیدی، حضور بهموقع در جلسات، گوش دادن دقیق به صحبتهای راهنما و انجام خدمتهایی که در کنگره برای ما تعریف شده است. در کنار همهی اینها، کمکهای مالی هم بخشی از همین مسیر و یکی از ستونهای کنگره است که دیده شدنش نشانهی درک درست ما از این راه است.
کنگره برای من فقط یک محل درمان نبوده، بلکه یک فضای آموزشی بوده که قدمبهقدم یاد داده چگونه مسئولیت زندگیام را بپذیرم. مسئولیتی که از زمانبندی سادهی روزانه شروع میشود و تا تصمیمهای مهمتر زندگی ادامه پیدا میکند.
در این مسیر یاد گرفتم کمک کردن همیشه به معنی کار بزرگ و نمایشی نیست. گاهی یک حضور منظم، یک گوش دادن دقیق یا یک مشارکت بهموقع میتواند اثرگذارتر از هر حرفی باشد.
کمکهای مالی هم در همین چارچوب معنا پیدا میکند؛ نه بهعنوان عدد و رقم، بلکه بهعنوان یک رفتار آگاهانه. رفتاری که نشان میدهد من متوجه ساختاری شدهام که بدون توقع شخصی، سالهاست به آدمها خدمت میکند.
وقتی نگاه میکنم میبینم بسیاری از امکاناتی که امروز بهسادگی از آنها استفاده میکنیم، حاصل همین مشارکتهای کوچک و بهظاهر ساده بوده است. اگر این مشارکتها نبود، نه آموزشی منتقل میشد و نه مسیری ادامه پیدا میکرد.
کنگره به ما یاد میدهد مصرفکنندهی صرف نباشیم و نقش خودمان را در سالم ماندن این ساختار ببینیم. این نگاه، آرامآرام از کنگره به زندگی شخصی ما هم منتقل میشود.
برای من کمک کردن، تمرین قدردانی است؛ قدردانی از فرصتی که شاید در جای دیگری به این شکل و با این عمق پیدا نمیشد. فرصتی برای ساختن خودم، بدون عجله و بدون اجبار.
در نهایت فکر میکنم اگر هرکدام از ما در حد توانمان به این مسیر کمک کنیم، هم کنگره قویتر میشود و هم ما یاد میگیریم آدم متعادلتری در زندگی بیرون از جلسات باشيم
نمایندگی دانیال اهواز
نگارنده :مسافر مجتبي لژیون هفتم
راهنمای ویلیام:مسافر محمد بهرامی
- تعداد بازدید از این مطلب :
22