هرگز از یاد نمیبرم آن روزی را که اشکریزان وارد جمع مهربانترین افراد شدم، تا به خود آمدم دیدم نام همسفر را بر من گذاشتند. در آن روز بار مسئولیتی سنگین را بر شانههای خود احساس کردم. مدت بسیار کوتاهی دغدغه مسافرم را داشتم، در آنجا به من آموختند که همسفر بال پرواز مسافر است؛ اما خیلی زود فهمیدم که مسئولیت مسافرم را به افرادی تواناتر از خودم سپردهام و من در پی یافتن خویش هستم.
مسافر من در اینجا توانست سرمای ۶۰ درجه زیر صفر را تحمل کند و با سربلندی از آن بیرون بیاید و من را به دست راهنمایانی سپرد که من را با وادیها آشنا کنند، پلهپله من را تا وادی چهاردهم بردند و در پایان به وادی محبت رساندند و فهمیدم که محبت به سخن نیست؛ بلکه به عمل است. از آن روز دیگر کینهای از هیچکس به دل نگرفتم.
مرا با ادموند و هلیا آشنا کردند که هزاران نکته از آنان بیاموزم، آموختم که انسان اختیار دارد که بین خوبی و بدی یکی را انتخاب کند، آموختم که صراط مستقیم چیست و پایانش کجاست. اگر تو نبودی من از جهانبینی چه میدانستم، من کجا و تفکر درباره جهان درون و بیرونم کجا. تو بودی که به من فهماندی که غیر از جهان خاکی، جهان خواب و جهان ذهن جهان دیگری هم وجود دارد به نام جهان کنگره که جهان عجیبی است و در باور هیچکس نمیگنجد.
با خواندن چهارده مقاله بود که فهمیدم صورتمسئله اعتیاد چیست، مثلث درمان چیست. از لژیون سردار بخشش و از لژیون جونز اهمیت دادن به جسم خود را آموختم. با خواندن راهنما و راهنمایی تو را شناختم و درد تو را فهمیدم، دانستم که تو مجرم نیستی؛ بلکه بیماری هستی که نیاز به درمان دارد. در آنجا بود که با دنیای مثلثها آشنا شدم که هر ضلع آن بهاندازه سالها درس خواندن به من نکته آموخت.
فهمیدم در این دنیایی که دزدانش عصا از کور میدزدند؛ باز هم هستند انسانهایی که بر سر خدمت رایگان از هم پیشی میگیرند. امروز به معجزه الهام و القاء ایمان آوردم، که به کمک من آمدند تا حرف دلم را به عنوان دلنوشته به روی کاغذ بیاورم و تقدیم به شما عزیزان کنم. مسافر عزیزم، من به عنوان همسفر هیچ منتی بر سر تو ندارم، بلکه از تو ممنون هستم که بهخاطر تو با این مکان مقدس آشنا شدم.
مسافر عزیزم در طول دوران مصرفت همانطور که حال تو خراب بود، حال من هم خراب بود و الآن به شکرانه وجود کنگره، تو در مسیر سلامتی قدم گذاشتی، من هم در کنار تو به سلامتی کامل رسیدم و خدا را هزاران بار شکر میگویم، که تو و مسیر کنگره را بر سر راهم قرار داد تا بتوانم قدر زندگی و قدر با تو بودن را بیشتر بدانم.
نویسنده: همسفر محدثه رهجوی راهنما همسفر محدثه (لژیون سوم)
رابط خبری: راهنما همسفر محدثه (لژیون سوم)
ویرایش: راهنمای تازهواردین همسفر رقیه، دبیر اول سایت
ارسال: همسفر راضیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پنجم) نگهبان سایت
- تعداد بازدید از این مطلب :
44