English Version
This Site Is Available In English

دلنوشته مسافر مرتضی

دلنوشته مسافر مرتضی

بنام قدرت مطلق «الله»

سلام دوستان مرتضی هستم یک مسافر.
آخرین آنتی ایکس شیره ۱۴ ماه و ۱۰ روز سفر کردم به روش DST با داروی OT،

به راهنمایی استاد گرانقدرم آقا محمدعلی از لژیون نهم،

ورزش در کنگره والیبال، رهایی به دستان آقای مهندس ۱۰ ماه.

 


کمک کنگره به من و کمک من به کنگره

کنگره ۶۰ مکان امنی است که همه ما در این مکان مقدس، به آرامش نسبی رسیده‌ایم. کنگره کمک‌های بسیار زیادی به من کرده است. کمک‌ها و آموزش‌هایی که در هیچ جا و هیچ مکانی وجود ندارد، حتی در خانواده، زیرا اگر در خانواده به این علم و آگاهی و آموزش‌ها رسیده بودم، قطعاً آرامش داشتم و وجودم را تخریب و ناامیدی فرا‌نمی‌گرفت. پس باید گفت که در خانواده که مکانی امن برای انسان‌هاست هم آرامشی وجود نداشته و از روی جهل و نادانی به خود و اعضای خانواده تخریب‌های جبران‌ناپذیری وارد کرده‌ام.

با کمک آموزش‌ها به مسائل زیادی پی بردم. قبل از ورود به کنگره فکر نمی‌کردم که برای چه آفریده‌شده‌ام و هدف از این خلقت چه بوده است. با استفاده از آموزش‌ها کم‌کم متوجه شدم انسان از زمانی که پا به عرصه‌ی وجود می‌گذارد به‌جز کالبد و جسم ظاهری، دارای صور پنهان و صور آشکار است و نقش‌هایی هم در وجودش نهادینه‌ شده است: (نفس اماره، نفس لوامه و نفس مطمئنه) من بدون اینکه متوجه این مسائل باشم، رشد کردم، بزرگ شدم و وارد اجتماع شدم و نمی‌دانستم که هدف از این خلقت چیست؟ در عالم بی‌خبری عمر را سپری می‌کردم؛ اما بعد از ورود به این مکان انسان‌ساز، کنگره ۶۰ آدرس خودم را به خودم داد. متوجه شدم که انسان بیهوده آفریده نشده است. چقدر زیبا در وادی دوم به من یادآور می‌شود. هیچ مخلوقی جهت بیهودگی، قدم به حیات نمی‌نهد. هیچ‌کدام از ما به هیچ نیستیم، حتی اگر خود به هیچ فکر کنیم.


آموزش‌ها و کمک‌هایی که کنگره برای من کرده است، قابل توصیف و شمارش نیست. قدرت بیان کردن تأثیر این کمک‌ها و آموزش‌ها بر روی زندگی خودم را ندارم. آموزش‌هایی که در هیچ دانشگاه و کتابی یافت نمی‌شود. با کمک این آموزش‌ها به آرامش و حال خوشی رسیده‌ام که پیش هیچ روانشناس و روانکاوی به دست نمی‌آوردم. حتی هرچقدر هم که هزینه‌ی مالی می‌کردم بازهم به این نتیجه نمی‌رسیدم. پس باید صادقانه بگویم که در مقابل این‌همه سلامتی روان و تغییر دیدگاه و بیدار شدن که کنگره به من هدیه کرده است، من هیچ کاری برای کنگره نکرده‌ام. من را از عمق تاریکی‌ها و ضد ارزشی‌ها به‌سوی نور و ارزش‌ها و آرامش هدایت کرده است.

حال من باید در قبال این چیزهای باارزشی که کنگره به من داده است، پرداختی هم داشته باشم. اگر پرداختی نداشته باشم، قطعاً برایم مشکلات فراوانی به وجود می‌آید،

حال به هر شکلی که از دستم برمی‌آید؛ با خدمت کردن، با اجرای قوانین و حرمت کنگره، با سی دی گوش دادن و برداشت کردن از آن، با مشارکت کردن، با حضور در جلسات و لژیون‌ها و با کمک مالی، هرچقدر که توان آن رادارم باید کمک مالی کنم و مطمئن هستم که چند برابر آن به من بازمی‌گردد. چون وعده خدا دروغ نیست و این برایم اتفاق افتاده است. انشالله که با کمک‌های مالی اعضا؛ کنگره ۶۰ به‌زودی جهانی شود و جسم، روان و جهان‌بینی همه‌ی انسان‌های درمانده و دردمند را نجات دهد.
ممنونم که به مشارکت من توجه کردید.

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .