همسفر فاطمه:
من وقتی وارد کنگره۶۰ شدم؛ يک انسان به همریخته، ناامید و بدون نقشه راه بودم، کنگره اول از همه به من راه درست فکر کردن را یاد داد، فهمیدم مشکل فقط مصرف کننده نيست، بلکه جهانبینی، رفتار و نگاه من به زندگی خراب بوده است. کنگره۶۰ به من یاد داد مسؤل زندگی خودم باشم، صبر کنم و قانونمند حرکت کنم تا به درمان تدریجی ایمان بیاورم.
آرامآرام جسمم بازسازی شد، چیزی که سالها دنبالش بودم و پیدا نمیکردم. کمک من به کنگره از جایی شروع شد که فهمیدم فقط گیرنده نباشم. با حضور منظم، رعايت حرمتها، نوشتن سیدی، گوش دادن، فرمانبردار بودن فرمان راهنما و انتقال تجربه، بتوانم سهم خودم را ادا کنم. سعی میکنم اول خودم درست شوم، چون بهترین کمک به کنگره درست شدن حال من است.
حرکت درست من باعث میشود تا امید در دل تازه وارد زنده شود و اين یعنی کمک واقعی. کنگره به من زندگی داد و من با خدمت، قدردانیام را نشان میدهم. امروز میدانم هر چه بيشتر خدمت کنم، خودم بیشتر رشد میکنم؛ چون کنگره جایی است که کمک کردن و کمک گرفتن، هر دو انسان را میسازند.
همسفر مهناز:
کمک کنگره به من و کمک من به کنگره چه خوب است که این دستور جلسه به یادمان میآورد کجا بودم و الان کجا هستم. اولین کمک کنگره به من کمک علمی بود که آگاهی، اطلاعات و دانایی من را افزایش داد و صورت مسئله اعتیاد را برایم مشخص کرد و بهترین روش درمان اعتیاد را به من و مسافرم آموزش داد.
من در کنگره۶۰ حق انتخاب و همچنین مفهوم واقعی واژههایی چون قناعت، صبر و خودداری را آموزش دیدم. به من راهنمای عاشق و مسئول داد تا راحت و بدون هیچ ترسی با او صحبت کنم و راهکارهای علمی و عملی را یادبگیرم.
در آخر کنگره۶۰ به من خودشناسی و قدرشناسی را آموزش و حال خوب را هدیه داد. کنگره۶۰ به کمک من هیچ احتیاجی ندارد ولی وظیفه من در قبال این حال خوب و آرامش درونی که دارم این است که قدرشناس این لطف و محبت بیمنت باشم و باید همواره به حرمتها و قوانین احترام بگذارم و با همه توان و عشق در کنگره خدمت کنم چه از لحاظ مالی چه از لحاظ معنوی و من ایمان دارم کمک به کنگره۶۰، کمک به تمام بشریت و آیندگان است.
همسفر زینب:
کمک کنگره به من این بود که من بتوانم بر ترسهایم غلبه کنم و ناامیدی را کنار بگذارم و به زندگی و آینده امید داشته باشم؛ کنگره۶۰ کمک کرد تا من و زندگیم دوباره احیا شویم دقیقا برای من سفری بود از تاریکی به روشنایی، از قهر به مهر، از نفرت به طرف عشق و از ترس به شجاعت.
کمکی که کنگره۶۰ به من کرده است با هیچ کاری قابل جبران نیست و ما میتوانیم با فرمانبرداری از قوانین و با آموزش گرفتن صحیح، در راه درست بودن، دور بودن از ضدارزشها، گوش به فرمان راهنما بودن و حمایت مادی کمک اندکی به این مکان مقدس کرده باشیم. کسانی که همیشه در حال بازپرداخت آنچه دریافت نمودهاند، هستند مانند چشمهای زلال و سرشار از انرژی هستند و کسانی که هیچ گونه بازپرداختی ندارند و همه چیز را برای خود میخواهند گویی تبدیل به شورهزار و کویر میشوند.
همسفر مریم:
وقتی به عقب برمیگردم و گذشته خود را مرور میکنم به حق که باید بر آستان حق سجده کنم و سپاسگزار خداوند باشم بهخاطر مسیری که جلوی پایم گذاشت؛ مسیر سبز کنگره۶۰، مسیری روشن که به من آدرس خودم را داد، خودشناسی را فراگرفتم، اینکه خودم و وجودم را باور کنم. در اینجا باور خلیفهالهی را در خودم احساس کردم، اینکه قطرهای از اقیانوسم، باید ببخشم تا بخشیده شوم و قوانین زندگی را یاد گرفتم.
اگر بخواهم کمکهای کنگره۶۰ و آنچه که آموختم را به قلم بیاورم، قلم قاصر، ناتوان و فرصت محدود است. در یک کلام کنگره۶۰ به من زندگی داد. اما من چه کردم؟ چه میکنم؟ چه کارخواهم کرد؟ باید برای آبادی و برپا ماندن کنگره۶۰، تلاش کنم تا نام کنگره۶۰ همچنان پرآوازه بماند. تمام تلاشم را بکنم و به زندگیهایی که در منجلاب اعتیاد غوطهورند، کمک کنم و جز خدمتگزاران صدیق باشم.
رابط خبری: همسفر پریسا رهجوی راهنما همسفر هاجر (لزیون ششم)
ارسال: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر آسیه (لژیون اول) دبیر سایت
همسفران نمایندگی عمان سامانی شهرکرد
- تعداد بازدید از این مطلب :
135