جلسه سیزدهم از دوره پنجم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی عمان سامانی شهرکرد با استادی پهلوان راهنما همسفر زینب، نگهبانی موقت همسفر افسانه و دبیری موقت همسفر معصومه با دستور جلسه «کمک من به کنگره و کمک کنگره به من» روز یکشنبه ١۴ دیماه ۱۴۰۴ ساعت ١۵:٣٠ برگزار شد.
خلاصه سخنان استاد:
دستور جلسه «کمک کنگره به من و کمک من به کنگره» است. اولین کمکی که کنگره به من کرد؛ رها شدن از اعتیاد مسافرم و آن حال خراب و پریشانی ذهنی خودم، تمرکز نداشتن دخترم و حضور کمرنگ مسافرم در خانه بود. ما به کنگره آمدیم و اینها را با حضور در جلسات به دست آوردیم و از آن آدمهای یخ زده، ناامید و نگران تبدیل شدیم به انسانهای که زندگی آرامی دارند و به آرامش رسیدند. بعد از آن با شرکت در جلسات و نوشتن سیدیها سطح علمی ما بالا رفت؛ اصلا فهمیدم اعتیاد چه هست؟ چه کاری با جسم انسان میکند، چه تاثیری روی روان و جهانبینی دارد و یک مصرفکننده چه بلایی برسرش آمده است. در سیدیها با اشعار و ضربالمثلهایی آشنا میشویم که میتوانیم از آنها در جاهای دیگر هم استفاده کنیم. علمی که در کنگره یاد میگیرم هیچجا به من آموزش نمیدادند؛ من آمدم که اعتیاد از زندگیام برود و هر روز یک آموزش جدید گرفتم، تواناییهای من بود که هیچ کس آدرسش را به من نداده بود ولی در کنگره من خودم را پیدا کردم و مفهوم همسر بودن را متوجه شدم. از مدتیکه در کنگره هستم، زندگی کردم و بقیهاش را در ناآگاهی سپری کردم و خیلی موارد کنگره به من داده که شاید آن قدر برایم تکراری شدند که یادم رفته و یک روزی جزئی از آرزوهایم بود.
حالا کمک من به کنگره؛ نمیتوانم نسبت به این مکان بیتفاوت باشم، چون اگر کمک و هر خدمتی به کنگره کردهام درست است که در کنگره بوده ولی در اصل کمک به خودم بوده و به علم خودم اضافه کردم.
همه ما که در کنگره هستیم؛ انگار که دستمان توی دست هم هست؛ اعم از مرزبان، ایجنت، راهنمایان، پهلوان، مهماندار و... همه ما هدفمان از بر پای کنگره و جلسات کنگره است که به بهترین شکل انجام شود. باید قدر کنگره و جایگاهی که به من داده شده را بدانم و سپاسگزار باشم. چون این دستور جلسه در لژیون سردار مطرح شده من این دستور جلسه را از جهت مالی بررسی میکنم.
سالهای قبل وقتی این دستور جلسه مطرح میشد؛ میگفتند که از خدمتهایی هم که انجام دادید، نام ببرید نه بهخاطر این که ریا باشد و من بگویم که چه کارهایی انجام دادم، برای این است که من گذشته خودم را فراموش نکنم و بدانم روز اول با چه حالی وارد کنگره شدم و الان بعد از چندین سال با خودم چند چند هستم؛ من سال اولی که جشن گلریزان بود؛ سفر اولی بودم سال ۹۷ فقط مبلغ ۲۰۰ هزارتومان پرداخت کردم، هنوز به سالبعد نرسیده که با پرداخت ۶ میلیون تومان دومین عضو لژیون سردار در نمایندگی شدم، دو دوره عضویت لژیون سردار بودم، سال ۱۴۰۰ خداراشکر جزو اولین دنورهای شعبه شدم با پرداخت ۵۰ میلیون تومان، سه دوره دنوری و سال قبل با پرداخت پانصد میلیون تومان دومین پهلوان شعبه شدم و در کنار این همه خدمت، مسافرم و دخترانم هم دنور و سردار میشدند و انشاءالله که مسافرم هم امسال اقساط پهلوانی خودش را پرداخت کند. همه اینها در ظاهر کمک مالی به کنگره بود ولی در باطن برکت به زندگی من رسید.
مسافرم سال ۹۵ وارد کنگره شد از نظر مالی و در مخارج روزانه هم خیلی ضعیف بودیم؛ خانه اجارهای کوچک، اعتیاد شدید،ماشین مدل پایین و هزاران قسط و بدبختی، ولی امروز بعد از نهسال، زندگیمان کنفیکون شد؛ یعنی با تلاش مسافرم تغییرات زیادی صورت گرفت ولی این را یاد گرفتیم که اگر امروز حالمان عوض شد و تنها جای که دست ما را با محبت گرفت کنگره بود؛ پس هر کمکی که بتوانم انجام بدهم، نباید دریغ کنم. من اگر همه عمرم را در کنگره خدمت کنم باز هم ادای دین نکردم، چون فقط خودم میدانم که از چه شرایطی به چه شرایطی رسیدم.
من در کنگره توانستم بر ترس خودم غلبه کنم، ناامید نباشم، ببخشم و زندگی کنم، یک همسر ضعیف نباشم، انرژی و حال خوب به دست بیاورم و اینها کم نیستند برای من که همیشه از خدا شکایت میکردم و میگفتم چرا من؟ حالا میدانم چرا گفتنها، فقط در من حال خراب ایجاد میکند و یاد بگیرم چراها را تبدیل به چهطورها کنم. آیا این آموزشها بها ندارد؟ یاد گرفتم در هستی هیچ چیزی رایگان نیست و هر چیزی را به دست میآورم، باید بهایش را بدهم. در فایل صوتی «قیاس» آقای امین میفرمایند: «آدمهای که حالشان خوب است، بهای آن چیزی را که به دست آوردهاند را دادهاند.» همیشه یادم به گذشته باشد تا قدرشناس باشم و دچار کبر و منیت نشوم.
.jpg)
.jpg)
تایپیستها: همسفر افسانه رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون هفتم) و همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر آسیه (لژیون اول)
عکاس: همسفر مهشید رهجوی راهنما همسفر آمنه (لژیون دوم)
ارسال: همسفر پرتو رهجوی راهنما همسفر آسیه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی عمان سامانی شهرکرد
- تعداد بازدید از این مطلب :
180