جلسه هفتم از دوره پنجم لژیون سردار نمایندگی اردستان با استادی راهنما مسافر علیرضا، نگهبانی مسافر محسن، دبیری مسافر ابراهیم و خزانهداری مسافر محمد با دستور جلسه «کمک کنگره به من و کمک من به کنگره» روز یکشنبه ۱۴ دیماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۶ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
شکرگزار خداوند هستم که توانستم در این جلسه حضور پیدا کنم و در کنار خدمت کردن آموزش بگیرم. تشکر میکنم از بنیان کنگره۶۰ برای فراهم کردن چنین بستری، همچنین تشکر میکنم از راهنمای درمان DST مسافر حسین، راهنمای درمان سیگارم مسافر پیام و کلیه خدمتگزارانی که اجازه خدمت را به بنده حقیر دادند. دستور جلسه «کمک کنگره به من و کمک من به کنگره» از آن دستور جلساتی است که شاید وقتی دور هم مینشینیم تکراری به نظر برسد؛ اما همه آنها زیبا و ارزشمند هستند و میتوانیم از آنها آموزش بگیریم.
در مورد لژیون سردار تجربهای که خودم داشتم این بود که سال قبل در زمانی که مسافر کمال ایجنت بودند دنوری را تعهد کردم. آن زمان تا مبلغ ۴۱ میلیون تومان تعهد را پرداخت کردم و ادامه آن برایم سخت بود؛ چون در جلسات سردار حضور نداشتم؛ اما خدا را شکر با راهنماییهای مسافر کمال در این جلسات شرکت کردم. امسال نیز به لطف خدا دنوری را پذیرفتم و قبل از همه حدود دو سوم آن را پرداخت کردم. حضور در این جلسات صرفاً برای آموزش است وگرنه کنگره نیازی به پول ما ندارد که بخواهیم کمک کنیم. ما میآییم تا در کنار هم آموزش بگیریم و اگر تعهدی داریم آن را انجام دهیم.
یک زمانی میآمدیم و در مشارکتهایمان اعلام میکردیم که اعتیاد را بنویسیم و هرچه نقطه میتوانیم از صفات بد مرتبط با آن را پشتبندش اضافه کنیم؛ هر اهانت و بیحرمتی که ممکن بود انجام دهیم، آمده بودیم تا حالمـان خوب شود. هرکدام از ما بهترین روزهای زندگی و وقتمان را گذاشتیم، مواد، کار و شغلمان را تغییر دادیم و فرصتهای زیادی را از دست دادیم، فقط برای اینکه حالمان خوب شود. حالا وارد کنگره شدهایم و مسیر درمان اعتیاد را پیدا کردهایم. وقتی کلمه «درمان اعتیاد» نوشته میشود پشتبند آن هرچه صفت خوب است کنگره به ما داده است. کجا میتوانستیم چنین برنامهای پیدا کنیم؟ بیرون از اینجا چه بهایی باید پرداخت میکردیم تا به این حال خوب برسیم؟
کمکهای کنگره به ما بینهایت است. امروز اگر اینجا نشستهایم و حالمـان خوب است؛ اگر چرخ کنگره میچرخد و در کنار هم حرف خوب و بد میزنیم، همدیگر را تشویق میکنیم و اینجا عشق و محبت جریان دارد، همه از برکت کنگره است. کجا سراغ دارید که در مشارکت، یک مسافر آنتیایکس نوع مصرفش را اعلام کند و باز هم تشویق شود؟ بیرون از کنگره اصلاً پذیرش این موضوع وجود ندارد. ما بعد از ۱۰ ماه سفر، بهصورت رایگان آموزش میگیریم؛ اما نه مجانی. دیدگاه ما نسبت به «مجانی» باید تغییر کند. کنگره رایگان است؛ اما مجانی نیست. برای رسیدن به حال خوب، بهایی پرداخت میشود.
وقتی وارد هر بخشی از کنگره میشویم و در هر جایگاهی قرار میگیریم، در قبال آن جایگاه، مسئولیتهایی به ما سپرده میشود و وظایفی داریم که باید انجام دهیم؛ اگر سفر اولی هستیم، همه ما مصرفکننده بودهایم و کنگره علم درست زندگی کردن را به ما داده است. اگر بخواهیم بشماریم که کنگره چه چیزهایی به ما داده تا صبح هم نمیتوانیم. کاری که من علیرضا میتوانم انجام بدهم این است که در قبال جایگاهی که به من داده شده، مسئولیت آن را به بهترین نحو انجام دهم. این بهترین کمکی است که میتوانم برای رسیدن به حال خوب انجام بدهم. اگر سفر اولی هستم، فقط تشکر زبانی کافی نیست؛ باید یک سفر خوب انجام بدهم. اگر راهنما هستم، وظایف راهنمایی را درست انجام بدهم. اگر مرزبان یا ایجنت هستم، در هر جایگاهی که هستم، سپاسگزار باشم. وقتی سپاسگزار باشم، خدمتی را که به من میشود میبینم و در قبال آن میتوانم حرکتی انجام بدهم.
اگر بخواهیم دستور جلسه «کمک» را به لژیون سردار ربط بدهیم، یکی از بزرگترین کمکهایی که کنگره به ما کرده، آموزش صفت بخشش است. کنگره به ما یاد داده اگر این صفت را یاد گرفتیم، آن را عملی کنیم. آقای مهندس در صحبتهایشان فرمودند: «هر نفر برای رسیدن به رهایی در کنگره حدود ۵۰ میلیون تومان هزینه دارد.» شاید این هزینهها به چشم نیاید؛ ساختمان، تجهیزات، سیستمهای گرمایشی و سرمایشی، ایجنت و مرزبانها و همه امکاناتی که فراهم شده است. اگر همه اینها را حساب کنیم، هزینه هر نفر همین مقدار میشود.

همین درمان و مشاوره را اگر بخواهیم بیرون انجام بدهیم، بعد از دو یا سه جلسه باید هزینههای زیادی پرداخت کنیم و در نهایت هم قرار نیست اتفاق خاصی بیفتد و آن حال خوب که دنبالش هستیم، بیرون برای ما اتفاق نخواهد افتاد. پس اگر بخواهیم کمکی به کنگره بکنیم، درست است که میگوییم کنگره به پول ما نیاز ندارد؛ اما هر NGO و سازمانی در ابتدا نیاز مالی دارد. ما هم وقتی به کنگره آمدهایم و حالمـان خوب شده، صفت بخشیدن را ابتدا بهصورت کلامی یاد گرفتهایم. حضور در لژیونهای سردار بهترین جایی است که میتوانیم این صفت بخشش را عملی کنیم. با این بخشیدن حال خودمان خوب میشود و هرچه بیشتر میبخشیم، حال خودمان بهتر میشود. بخشیدن یعنی آگاهانه بدانیم این کمک کجا خرج میشود و به چشم، به دل و به دیده میبینیم که این بخشش چگونه اثر میگذارد.
وقتی حال یک مسافر خوب میشود، حال یک خانواده خوب میشود؛ وقتی حال یک خانواده خوب شود، حال یک شهر بهتر میشود و اینجاست که میبینیم این بخشش کجا هزینه میشود. پیشنیاز این بخشیدن، حضور مستمر در لژیونهای سردار است؛ اینکه مرتب حضور داشته باشیم، در کنار هم باشیم، از مشارکتها و تجربیات یکدیگر استفاده کنیم. انشاءالله بتوانیم در کنار هم لژیون سردار قوی و پرباری داشته باشیم تا چراغ شعبه روشن بماند و انشاءالله یک نفر به حال خوب برسد و به آغوش خانواده برگردد و هم برای خودش و هم برای جامعه مفید باشد.
تایپیست: راهنمای تازهواردین مسافر ابراهیم
ویراستار: مسافر رسول (لژیون دوم)
عکاس: مسافر مهدی (لژیون پنجم)
ارسال: راهنما مسافر محمدرضا نگهبان سایت
مسافران نمایندگی اردستان
- تعداد بازدید از این مطلب :
138