English Version
This Site Is Available In English

در کنگره می‌آموزیم که خوبی خوب و بدی بد است

در کنگره می‌آموزیم که خوبی خوب و بدی بد است

جلسه سیزدهم از دوره ششم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶٠ نمایندگی رضوی مشهد به استادی‌ راهنما همسفر فرزانه، نگهبانی همسفر عادله و دبیری همسفر فاطمه با دستور جلسه «کمک من به کنگره و کمک کنگره به من» روز یک‌شنبه ۱۴دی‌ماه‌ ۱۴۰۴ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خدا را شاکر و سپاسگزارم که توفیق و اجازه خدمت در این جایگاه، در این ساعت و در این مکان را به من داد. در ابتدای صحبت‌هایم تشکر و قدردانی می‌کنم از نگهبان و دبیر محترم، لژیون مرزبانی و راهنمایان عزیزم خانم پرستو، خانم تکتم و همچنین پس از ورودم به شعبه رضوی، خانم ملیحه که من را همراهی کردند. دستور جلسه «کمک کنگره به من و کمک من به کنگره» است.

اولین چیزی که در این مورد به ذهن ما می‌رسد، مربوط به ورودمان به کنگره است؛ اینکه با چه حالی وارد شدیم، چه حال و احوالی داشتیم، چه اوضاعی داشتیم و چه زندگی آشفته و پیچیده‌ای را پشت سر می‌گذاشتیم. ما با حال خراب با کلی افسردگی، نگرانی و عصبانیت از مصرف مسافران وارد کنگره شدیم. وقتی وارد می‌شدیم، سؤالات زیادی داشتیم؛ اینکه چرا و به چه دلیل من اینجا هستم؟ آیا جایگاه من اینجاست یا خیر؟

ما همیشه طلبکار و عصبانی از همه‌چیز هستیم. اگر بخواهیم در رابطه با کمک کنگره به ما صحبت کنیم، طیف بسیار وسیعی دارد؛ آن‌قدر بی‌شمار و بی‌انتها که قابل شمارش نیست. اولین موردی که به ذهن ما می‌رسد این است که کنگره به ما کمک کرد تا مسافران به درمان برسند و سپس صورت مسئله اعتیاد را برایمان باز کرد تا بهتر متوجه شویم اعتیاد چیست و چگونه درمان می‌شود.

آقای مهندس روش DST را ابداع کردند و با داروی OT مسافرانمان به درمان رسیدند. در ادامه به‌وسیله جهان‌بینی و آموزش‌هایی که می‌گیرند، روح و روان آن‌ها درمان می‌شود و جهان‌بینی‌شان به تعادل می‌رسد. پس از مدتی متوجه می‌شویم که خود ما هم از این قاعده مستثنی نیستیم و ما نیز نیاز به درمان و آموزش داریم. همان‌طور که می‌دانیم، همه ما با یک‌سری ضد‌ارزش‌ها مواجه هستیم.

زمانی که وارد کنگره شدیم و شناخت کافی از خود پیدا کردیم، با آموزش‌هایی که از کنگره گرفتیم آموختیم چگونه خود را به تعادل برسانیم و به خودمان، خانواده‌ و مسافرانمان کمک کنیم. در ادامه، من از کنگره آموزش‌هایی گرفتم که به‌وسیله آن‌ها توانستم خودم را بشناسم و متوجه ضد‌ارزش‌های خودم شوم. به‌عنوان مثال، در ابتدای ورودم به کنگره اصلاً جرأت و شهامت مشارکت کردن یا حتی صحبت کردن را نداشتم.

اما با آموزش‌هایی که گرفتم و خدمت‌هایی که انجام دادم، آموختم چگونه صحبت کنم و ارتباط برقرار کنم و کم‌کم اعتمادبه‌نفس و عزت‌نفسی را که نداشتم به دست آوردم. قدرت حرف زدنم از دست رفته بود، چون ما همسفران معمولاً درگیر این موضوع هستیم؛ اعتمادبه‌نفس ما خیلی پایین است. اما کم‌کم این‌ها را به دست آوردیم و راه و روش زندگی را یاد گرفتیم.

کنگره به ما یاد می‌دهد که عشق بورزیم، محبت کنیم و در خدمت‌هایی که انجام می‌دهیم این عشق و محبت را منتقل کنیم. در واقع در کنگره می‌آموزیم که خوبی خوب است و بدی بد است. کنگره اقیانوس وسیعی از آموزش‌ها در زندگی ماست و این من هستم که چقدر ظرفم را بزرگ کنم و این آموزش‌ها را بردارم و در زندگی‌ام عملی کنم. من زمانی موفق هستم که این آموزش‌ها را اجرا کنم.

این آموزش‌ها آن‌قدر وسیع و بی‌انتهاست که در نهایت به خود من برمی‌گردد. حالا وظیفه من در رابطه با کمک‌هایی که کنگره به من کرده چیست؟ کنگره کمک‌های زیادی به من کرده است؛ غیر از اینکه مسافرم به درمان رسیده، خودم و خانواده‌ام توانستیم به‌صورت مسالمت‌آمیز با هم ارتباط برقرار کنیم و خیلی اتفاقات خوب دیگر برای ما افتاد. حالا وظیفه من در قبال این همه دریافتی چیست؟ کمکی که من می‌توانم انجام بدهم، هرچقدر هم باشد، باز هم در برابر کمک‌های کنگره هیچ است و در نهایت باز هم به خودمان کمک کرده‌ایم.

این کمک‌ها دو حالت دارد؛ می‌تواند مادی و معنوی باشد. کمک معنوی به این صورت است که اول از همه قدرشناس باشم و هیچ‌وقت فراموش نکنم چه کسانی به من کمک کردند تا حال من خوب شود. در ادامه باید قدردان آن‌ها باشم، همیشه از آن‌ها یاد کنم و یاد بگیرم که کسانی بودند که به من کمک کردند و من نباید قطع‌کننده این زنجیره باشم.

من باید به این زنجیره بپیوندم و به دوستانی که تازه وارد کنگره می‌شوند کمک کنم تا آن‌ها هم به حال خوش برسند. آقای مهندس همیشه می‌فرمایند: با خدمت کردن به دیگران، زکات این حال خوش را بپردازید. اگر این آموزش‌ها را بپذیرم، ان‌شاءالله در ادامه می‌توانم کمک‌های مالی هم داشته باشم؛ مثل حمایت از قانون یازدهم، سبدهای مالی و شرکت در لژیون سردار.

همان‌طور که می‌دانید، کمک‌های مالی چه در قالب قانون یازدهم و چه لژیون سردار باعث می‌شود شعب جدید ساخته شود و حتی می‌تواند یک صندلی برای تازه‌واردی باشد که در این مسیر قدم می‌گذارد تا کسی پشت در نماند. در پایان یادمان نرود که این خدمت‌هایی که انجام می‌دهیم موقتی است و این چرخ‌ها و زنجیره ادامه دارد. آقای مهندس همیشه می‌فرمایند: خدمت‌ها در کنگره باید به‌صورت زنجیروار در چرخش باشد.

یادمان باشد در هر جایگاهی که برای خدمت قرار می‌گیریم، اعم از راهنمایی، ایجنتی، مرزبانی، نگهبانی، دبیری یا هر خدمت دیگری دل کسی را نشکنیم و همیشه با محبت حرفمان را منتقل کنیم. کسی را تهدید نکنیم و بدانیم با عشق و محبت می‌توانیم حرف خود را به زیباترین شکل ممکن بیان کنیم. خدا را شکر که توانستم با خدمت‌هایی که در کنگره انجام دادم، زکات این حال خوب را ادا کنم.

از شما خواهش می‌کنم قطع‌کننده این زنجیره نباشید و تمام تلاش خود را بکنید تا حال خوب را به دیگران منتقل کنید؛ چرا که پایه و اساس کنگره بر مبنای عشق و محبت است و ما می‌توانیم آن را به زیباترین شکل ممکن منتقل کنیم.

مرزبانان کشیک: همسفر زهرا و مسافر حسین
تایپیست: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر ملیحه (لژیون پنجم)
عکاس: همسفر راحیل رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول)
ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی رضوی مشهد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .