همسفر فاطمه:
زمانی که به کنگره۶۰ آمدم کاملا ناامید و درمانده بودم؛ وقتی که پیام سفر اول خوانده شد و بعد با فاصله، ایجنت محترم خانم کبری متن سفر دوم را قرائت کرد تا عمق جانم نشست.《همسفر تو بر مرکبی نشستهای که گر چه دیر به مقصد میرسی اما سالم و کامیاب میرسی پس عجله نکن و در جای خود بنشین...دست هایت را به نشان پیچش بسوی آسمان بلند کن...》آنقدر این متن برای من دلنشین و زیبا بود که نور امیدی در من روشن شد. خدا را شکر کردم انسانهای دردمندی شبیه به خودم پیدا کردهام که بدون قضاوت و ترس کنارشان بنشینم و کاملا حرف یکدیگر را بفهمیم.
واژهی همسفر؛ معنی صبر، استقامت، بردباری و گذشت را به من آموخت. تا به امروز خودم را قربانی زندگی میدانستم؛ ولی از این به بعد من همسفر، مسافر درونم هستم؛ چگونه سالم و کامیاب شوم؟ چگونه به آرامش برسم؟ هر روز ادامه دادم؛ با مدد راهنما و راهنماییهایشان ادامه دادم، سی دی نوشتم و در کلاسها منظم شرکت کردم. تن رنجور و خستهام که سالها با آسیب بدبینی، شکست، قضاوت و افکار منفی افسرده و بیحال شده؛ با آموزش ها و آگاهیها جان تازه گرفته بود.
همسفر معنی صبر و استقامت است. حالا زمان آن رسیده که به وجودم بروم و با خودم بیندیشم آیا برای مسافرم بال پرواز بودهام؟ یا باری بر دوشش بودهام؟ از این به بعد چگونهام؟ درکنگره۶۰ آموختم کسی که میخواهد به مسافرش آرامش بدهد؛ باید آرامش داشته باشد، کسی که میخواهد به مسافرش محبت کند؛ باید آن محبت لازم را داشته باشد؛ کسی که درونش پر از خشم، بدبینی و افکار منفی است، چگونه میتواند با حس و حال خوب باشد.
در این مکان همسفر آموزش میگیرد که با آموزش، تفکر سالم و عمل سالم یک الگوی تمام عیار باشد و به حال خوش برسد، تا بتواند صلح و آرامش را انتقال دهد. وقتی در این مکان متوجه شدم؛ اعتیاد یک نوع بیماری است و رفته رفته و طی یک دوره قابل درمان میباشد، مقدار زیادی از خشمم نسبت به مسافرم کم شد. با آموزش جهانبینی درباره جسم و صور پنهان انسان، متوجهشدم همه چیز قابل جبران است. خدا را شاکرم که با کنگره۶۰ آشنا شدم و خدا را شکر مسیر زندگیم عوض شد. از راهنمای عزیزم کمال تشکر را دارم.
همسفر زهرا:
در رأس خدمت آقای مهندسدژاکام و خانم آنی بزرگوار که اولین همسفر کنگره۶۰ بود و با صبوری و مهربانی به فرزندانشان آموختند که پدر شما بیمار است و هیچ گونه بیاحترامی از طرف خانواده به آقای مهندسدژاکام نشد تبریک عرض مینمایم. این خانواده بسیار محترم و الگوی بدون نقص هستند، که من همسفر باید از این عزیزان همواره آموزش بگیرم.
روز اول که وارد کنگره۶۰ شدم در تاریکی بودم؛ ولی خودم متوجه نبودم و فکر میکردم زندگی کردن همین است و بس. به مرور زمان پلهپله از ظلمت به طرف روشنایی حرکت نموده و زندگی با نور و حقیقت را تجربه کردم. از آموزشهای ناب که هیچ کجا پیدا نمیشد استفاده کردم تا من همسفر تغییر نمایم. به وسیله آموزشها تاریکیهای وجودم را کشف کردم و به آرامش رسیدم.
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که این مسیر برای من باز شد؛ از برادرم تشکر میکنم از راهنما همسفر زهرا سپاسگزارم که با دانش و تجربهی خودشان به من آموزش داد. همهی عزیزان، ایجنت محترم و مرزبانان مهربان دست به دست هم دادند تا من همسفر را به انسانی سالم و آگاه تبدیل کنندو آموزش گرفتم که سیاهچالهها همیشه وجود دارند. باید بتوانم با دریافت این آموزشها چگونه قوی و محکم بایستم. انشاالله زكات اين همه نعمت را که کنگره۶۰ به من آموزش داده پرداخت نمایم و با افتخار خدمتگزار کنگره۶۰ باشم.
نویسنده: همسفر فاطمه و همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون سوم)
رابط خبری: همسفر محبوبه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون سوم)
عکاس: همسفر فاطمه.ج رهجوی راهنما همسفر منصوره (لژیون هفتم)
ویرایش: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون ششم) دبیر دوم سایت
ارسال: همسفر فاطمه.و رهجوی راهنما همسفر منصوره (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی صادق قم
- تعداد بازدید از این مطلب :
18