جلسه چهاردهم از دوره پنجم کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران و همسفران کنگره۶۰نمایندگی ابهر به استادی راهنما مسافر مجید نگهبانی مسافر مرتضی و دبیری مسافر اسمائیل با دستور جلسه «کمک کنگره به من و کمک من به کنگره» روز یکشنبه 14 دیماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان مجید هستم یک مسافر.در رابطه با دستور جلسه مطرح شده، پرسشی اساسی در ذهن بنده و تمامی اعضایی که با دستور جلسه مواجه میشوند، شکل میگیرد: «ما در قبال کنگره ۶۰ چه خدماتی انجام دادهایم؟ کنگره ۶۰ برای ما چه کرده است؟»
دوستان گرامی، کنگره ۶۰ یک سازمان مردمنهاداست که وابستگی مالی به هیچ نهاد دولتی یا ارگان دیگری ندارد. منابع مالی و حمایتی آن صرفاً از طریق خود اعضا تأمین میشود. این اعضا هستند که کنگره را سرپا نگه داشتهاند و پیش از ما نیز دوستانی بودند که از بدو تأسیس، موجبات تداوم حرکت رو به رشد کنگره را فراهم آوردند و شکر الهی، با وجود چالشهای فراوان، تا به امروز مسیر خود را با موفقیت ادامه داده است.طبیعت خلقت انسان بهگونهای است که دارای خاصیت فراموشی است. این فراموشی هم کارکردهای مثبت دارد و هم کارکردهای منفی.
جنبه مثبت فراموشی در این است که انسان پس از مواجهه با رخدادهای تلخ زندگی، مانند از دست دادن عزیزان یا حوادث ناگوار، نیاز به فراموشی آن وقایع دارد تا بتواند به زندگی عادی بازگردد. اگر این فراموشی صورت نگیرد، باقی ماندن دائمی آن رنجها قطعاً تعادل زندگی فرد را از هم میپاشد.
اما جنبه منفی فراموشی زمانی بروز میکند که فرد، رنجها و روزهای سخت گذشته، بهویژه دوران مصرف مواد مخدر، را به فراموشی میسپارد. مصرفکننده نباید هرگز آن سختیها و مشقتها را فراموش کند؛ روزهایی که به دنبال نجات خویش بود. همانند فردی که در حال غرق شدن دردریا است و از هر جا قطع امید کرده و تنها به قدرت لایزال الهی امید میبندد، مصرفکننده نیز در آن شرایط یأس، به دنبال راهی برای نجات خویشتن میگردد.
بنده شخصاً، اگرچه مسیر درمان را از طریق سقوط آزاد، کمپ یا استفاده از روشهای مختلف دارویی از جمله متادون طی نکردم، اما تلاشهای ناموفق گذشته که شامل مصرف تریاک به همراه قرص، و متادون بود،تخریب جسمی بنده را چندین برابر کرد و به نتیجهای نرسید.
حال، راهحلی به نام «کنگره ۶۰» یافته شده است که به صورت رایگان امکان درمان را فراهم میکند و هیچ وجهی دریافت نمی کند. در چنین شرایطی، سزاوار نیست که ما ناسپاس باشیم و روزهای سخت گذشته را فراموش کنیم. همانطور که راهنمای محترم اشاره کردند، نباید فراموش کنیم که با چه شرایطی، راندهشده از همه جا و تنها، به این مکان پناه آوردیم تا به درمان برسیم. شکر خدا، به نتایج مطلوب دست یافتهایم و در حال سپری کردن مراحل صعود هستیم تا به امید پروردگار، به تعادل مورد نظر خود و کنگره دست یابیم.
اگر بخواهیم خدمات و کمکهای کنگره را به تفصیل شرح دهیم، باید کتابها نوشت؛ از احیای شخصیت تحقیر شده و بازسازی شخصیتی که از دست داده بودیم تا سامان بخشیدن به زندگی متلاشی شده.توصیهای به تازهواردین گرامی دارم: اندکی تأمل کنید. ما نیز روزگاری دقیقاً با شرایطی مشابه شما، با حال خراب وارد شعبه شدیم. شاید در ابتدا ایمان و یقین کامل نداشتیم، که این امری طبیعی است. اما در اینجا دوستانی حضور دارند که یاریرسان بودهاند.
درست است که در کنگره تأکید میشود مهمترین عامل موفقیت، خواسته خود فرد برای درمان است، اما مگر پیش از ورود به کنگره خواسته مشخصی برای رهایی نداشتیم؟ مگر راههای دیگر را امتحان نکرده بودیم؟ خواسته همواره وجود داشته است. یک مصرفکننده هنگامی که با مشکلات متعددی روبرو میشود، کمکم به این نتیجه میرسد که باید راهی برای نجات خود بیابد. بنابراین، ما آن خواسته و جستجو برای یافتن راه را داشتیم. حال، چه آن را اراده بنامیم یا هر عنوان دیگری، ما خواهان رهایی بودیم و در جستجوی راه.
با این حال، خدمتگزاران کنگره ۶۰اعم از راهنما، مرزبان، مسئول OT و حتی فردی که وظیفه نظافت و آمادهسازی سالن (روشن کردن سیستم گرمایشی/سرمایشی و...) را بر عهده داردنقشی حیاتی ایفا میکنند. اگرچه خواسته شخصی من اهمیت دارد، اما بدون حضور این خدمتگزاران، هیچ نتیجهای حاصل نخواهد شد. بنابراین، نباید زحمات کسانی که خدمت میکنند را فراموش کنیم.

در قرآن کریم آمده است: «إِنَّ الْإِنسَانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ»؛ یعنی انسان نسبت به پروردگارش ناسپاس است. واژه «ناسپاس» و «فراموشکار» مکرراً در کلام وحی تکرار شده است تا به ما گوشزد کند که نباید فراموشکار باشیم. اگرچه در آن آیه، منظور پروردگار حقیقی است، اما راهنما نیز به نوعی «مربی» و «رب» ماست. زمانی که انسان نسبت به پروردگار و مربی خود ناسپاس باشد، قطعاً آنچه به دست آورده است را از دست خواهد داد؛ یعنی دچار کفران نعمت خواهیم شد.
میدانیم که در کنگره ۶۰، استاد امین واژه «کفر» را به معنای «پنهان کردن» میدانند. آیا شنیدهاید که میگویند کسی کافر شد؟ کافر کسی است که داشتههای خود را پنهان میکند. کافر به خداوند کسی است که نعمتهای الهی را کتمان میکند. من که از نعمتهای کنگره، آرامش و سایر موهبتها بهرهمند هستم، اگر بخواهم آنها را پنهان یا کتمان کنم، در واقع به آن نعمتها کافر شدهام. کفر از همین مفهوم نشأت میگیرد: پنهان کردن. هنگامی که انسان نسبت به خدماتی که کنگره به او ارائه داده ناسپاس باشد و کفران نعمت کند، قطعاً دستاوردهای خود را از دست خواهد داد.
کنگره از ما درخواست زیادی ندارد. خدماتی که ارائه میدهد و راهنمایی که صورت میگیردمسلماً من نیز راهنما داشتهام و مدتی نیز راهنمایی کردهام هیچگونه چشم داشت مالی یا غیرمالی خارج از چارچوب کنگره وجود ندارد. هدف سازمان مردمنهاد، خدمت به جامعه است. در کنگره، خدمت ما این است که بدون هیچ چشم داشتی، اعتیاد و مصرف مواد مخدر را درمان کنیم.
در مقابل، ما نیز وظایفی در قبال کنگره داریم. کنگره از ما خواسته بزرگی ندارد؛ میگوید: «ای عضو عزیز، چه در سفر اول باشی چه سفر دوم، قبل از ساعت پنج در محل حاضر شو و نام خود را ثبت کن.» این دستورالعملها برای مصلحت خودمان است. زودتر آمدن من چه تأثیری بر دیگران دارد؟ خیر، برای خودم است. قوانینی که نگهبان محترم قرائت میکند، همگی در راستای حفظ حرمتها و به نفع خود ماست که باید آنها را رعایت کنیم.
در وادی چهاردهم آمده است که چیزهایی که «حس» هستند، خودشان را جذب میکنند و به نوعی جار میزنند. فرض کنید فروشندهای با بلندگو اجناس خود را تبلیغ میکند. کسی که نیازی ندارد، از این جار زدن خوشش نمیآید و میگوید: «الان وقت جار زدن نیست؟» اما من که به آن کالا نیاز دارم، میگویم: «من دنبال همین بودم.» کنگره نیز همینطور است. ما نیازی نیست در بیرون از کنگره جار بزنیم. هنگامی که به درمان و تعادل برسیم، خودبهخود از درون جار میزنیم. کسی که در جستجوی راه است، ما را میبیند. فردی که خواهان تعادل و رهایی است، وضعیت کنونی من را میبیند و میگوید: «این فرد که قبلاً مصرفکننده بود و وضع مناسبی نداشت، چگونه به این تعادل دست یافته است؟»
بنابراین، همه ما سفیران کنگره در خارج از مجموعه هستیم. نیازی نیست به کسی بگوییم: «بیا کنگره، من خوب شدم.» اگر ما در مسیر مستقیم کنگره باشیم، این پیام درونی ما جاری میشود و افراد جویای درمان را جذب میکنیم. کسی که خواهان رهایی و تعادل است، توسط ما جذب کنگره میشود و ما در این زمینه سهمی از انرژی مثبت یا ثواب آن خواهیم داشت. این خدماتی که در کنگره انجام میدهیم، منبع نوری میشود که در زندگی ما جاری و ساری است، هم در بعد فیزیکی و خاکی و هم در ابعاد دیگر.
ما نباید فکر کنیم با انجام این اعمال، در حال جبران محبتهای کنگره هستیم؛ این برداشت اشتباه است. تمامی این حرمتها و اعمالی که از ما خواسته شده، دقیقاً در جهت منافع خودمان است. اگر پیراهن سفید بپوشم، اگر پیش از جلسه در اینجا حاضر باشم، تمامی آموزشهای کنگره را یاد گرفته و در زندگی خود جاری میکنم.
امیدوارم همه عزیزان، بهویژه تازهواردین و کسانی که در مراحل اولیه سفر خود هستند، حرمتهای کنگره را محترم بشمارند، زیرا این به نفع خود ماست و ما بتوانیم در کنگره یک «کنگرهای» باشیم. کنگره از ما چیز زیادی نمیخواهد؛ تنها میگوید: «باید یک کنگرهای باشی.» زمانی که ما واقعاً کنگرهای باشیم، قطعاً به تعادلی خواهیم رسید که بالاتر از درمان است و میتوانیم در زندگی خود فردی متعادل باشیم. ممنونم که به صحبتهای بنده توجه کردیید.

برگزاری انتخابات نگهبانی روزهای یک شنبه

.jpg)
مرزبان کشیک: مسافر حسن

تصویر بردار: مسافر ابوالفضل
تایپ و ارسال: مسافر علی
مسافران و همسفران نمایندگی ابهر
سایت نمایندگی ابهر
- تعداد بازدید از این مطلب :
353