English Version
This Site Is Available In English

کمک من به کنگره و کمک کنگره به من

کمک من به کنگره و کمک کنگره به من

به نام قدرت مطلق الله

جلسه دهم از دورهٔ چهارم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی بوئین‌زهرا، با استادی مسافر مهدی، نگهبانی مسافر حسن و دبیری مسافر احمد با دستور جلسه "کمک من به کنگره و کمک کنگره به من" یکشنبه14دی ۱۴۰۴  رأس ساعت ۱۷ آغاز به‌ کارکرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان مهدی هستم یک مسافر.
از نگهبان، دبیر محترمشان و ایجنت و راهنمای عزیزم متشکرم که به من فرصت خدمت گذاری در این جایگاه را دادند. در مورد دستور جلسه این هفته که: "کمک من به کنگره و کمک کنگره به من" می باشد؛ اگر بخواهم بگویم که کنگره به من چه کمکی کرده؟ باید بگویم روزی که من وارد کنگره شدم، برداشتم این بود که مواد مخدر خودم را کنار بگذارم. کنگره توسط یکسری از دوستانم به من معرفی شده بود، من در زمان مصرف هیچ موقع با خانواده خودم روراست نبودم و به همسرم می گفتم به یک مکانی رفته ام تا سیگارم را ترک کنم.
در هر حال برداشت و حس درستی نسبت به کنگره نداشتم تا زمانی که به شعبه بوئین زهرا آمدم و حس و ادراکم نسبت به کنگره تغییر کرده بود، ولی با این وجود هنوز هم شاگرد زرنگی نشده بودم و فقط گوش می کردم و انجام نمی دادم. چیزی که اکنون با تمام وجودم از کنگره درک کرده ام این است که کنگره چیزی به من داد که در هیچ جایی پیدا نمی شود. کنگره من را احیا کرد، منی که به واسطه ی جهل و نادانی خویش در یک دنیای تاریک زندگی می کردم.
وقتی که امروز با من تماس گرفته شد که به عنوان استاد جلسه خدمت گذاری کنم،  حسم برانگیخته شد و خودم و جایگاهم را با گذشته مقایسه کردم، جایگاهی که در جامعه و خانواده  ام از دست داده بودم را کنون دوباره پس گرفته ام. وقتی که به کنگره آمدم و با گرفتن آموزش در مسیر صراط مستقیم قرار گرفتم و جایگاه از دست داده ام را دوباره پس گرفتم. من در ان جی او های دیگر رفته بودم و سخنان آنان را نیز فهمیده بودم، ولی درمانی از آن ها ندیدم.

اما وقتی که به کنگره آمدم به من گفتند هر چه که در سرت داری را کنار بگذار و گوش کن. انسان هر چیزی را با گوش دادن و تسلیم شدن فرا می گیرد. کنگره به من یاد داد که دروغ نگویم، در برابر راهنمایم تسلیم باشم، ببخشم، قدردانی کنم و صفات خوب دیگر را نیز به من آموخت تا بتوانم رشد کنم ، هم از لحاظ مادی و هم از لحاظ معنوی. انسان زمانی که به دانایی برسد و آن دانایی را کاربردی کند به درجات بالایی می رسد. اگر بخواهم درباره ی چیزهایی که کنگره به من داده است بگویم می توانم یک کتاب بنویسم.
کنگره به من امید، زندگی، حس های خوب و ... را داد. زمانی به واسطه ی مصرف مواد حس هایم بسته شده بود و انسان نیز در طول سفر به آرامی حس هایش شروع به باز شدن می کند و این موضوع برای من مجهول بود تا اینکه آمدم و سفر کردم و متوجه شدم. من کسی بودم که به هر مسافرتی که می رفتم نمی توانستم از آن لذت ببرم و با خودم درگیر بودم. وقتی که به کنگره آمدم فهمیدم که مشکلم چیست و بسته بودن حس یعنی چه و تمام این ها را مدیون کنگره هستم.
اگر بخواهم بگویم که من برای کنگره چه کرده ام؟ به نظر خودم کاری نتوانسته ام انجام بدم، بنظرم اگر تمام خدمت ها را نیز در کنگره به انجام برسانم باز با این حال کار خاصی برای کنگره انجام نداده ام.

 

 

عکس: مسافر محمد

تایپ: همسفر محمد

تهیه و تنظیم: مسافر حامد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .