سلام دوستان مرضیه هستم همسفر
من از خداوند منان شاکرم که این نعمت عظیم، یعنی کنگره۶۰ را در مسیر زندگیام قرار داد تا چگونه زیستن درست را بیاموزم و تجربه کنم و به آرامش و آسایش دنیا و آخرت برسم. کنگره برای من تنها یک مکان آموزشی نیست؛ بلکه مدرسهای است برای زیستن با تفکر، تعادل و عشق؛ جایی که یاد گرفتم چگونه با مسافرم، با خانوادهام و با خودم مهربان باشم، چگونه اندیشه کنم و قدمهایم را با آگاهی بردارم. کنگره به من آموخت که انسان برای رسیدن به آرامش باید ابتدا «خود» را بشناسد و زبان جسم و روح خویش را درک کند؛ بداند که چه میخورد، چگونه میخوابد، چگونه عبادت میکند و از تقلید عجولانه و کورکورانه دوری جوید. امروز، من با همه وجودم باور دارم که وقتی تفکر انسان آرام شود، عبادت او نیز شیرینتر و گواراتر خواهد بود. اما در کنار همه برکاتی که از کنگره دریافت کردهام، امروز نوبت کمک من به کنگره است. من آموختهام که مسیر رهایی و آرامش، تنها زمانی کامل میشود که آنچه آموختهام را به دیگران نیز منتقل کنم؛ چه با خدمت در جایگاه همسفر، چه با نوشتن دلنوشتهای، چه با لبخند و مهر در کنار تازهواردان.
این خدمت، بازپرداخت عشق و دانایی است که کنگره در قلب من کاشته است. کنگره به من آگاهی، نظم، عشق و معنای واقعی زندگی را داد و من با تمام وجود میخواهم سهم کوچکی از این چرخه روشنایی را بر دوش بگیرم. تعهد من این است که قوانین و ارزشهای کنگره را در زندگیام جاری کنم تا راهنمایم، خدمتگزاران و عزیزان این مسیر از من راضی باشند. میخواهم چون چشمهای جوشان باشم که هم از آب زلال معرفت کنگره سیراب میشود و هم خود، جرعهای از آرامش و دانایی را به دیگران میرساند؛ چراکه این خدمت، بهترین ادای دین من به تمام کسانی است که برای روشن نگه داشتن چراغ رهایی تلاش کردهاند. انشاءالله که همگی بتوانیم با قلبی سپاسگزار و ذهنی آرام، هم از کنگره یاری بگیریم و هم به کنگره یاری رسانیم، تا هیچ قطرهای از این چشمه زلال بدون جریان نماند و همه ما در مسیر نور و رشد، موفق و سربلند باشیم.

سلام دوستان فاطمه هستم همسفر
سلام بر مهر و دوستی، سلام بر شما ای بزرگمرد مهربان و دلسوز! درود خدا بر شما که «شیوه زیستن» و مسیر درست زندگی را به من همسفر آموختید. در این مکان مقدس یاد گرفتم که هر چقدر تحصیلاتم بالا باشد، اگر علم درست زندگی کردن را بلد نباشم، هیچگاه طعم واقعی موفقیت را نخواهم چشید. آموختم که دانایی و آرامش نه در مدرک و مقام؛ بلکه در شناخت خود و درک قوانین الهی هستی است. تنها زمانی میتوانم رشد کنم که وادیها را با عشق، ارادت و دقت گوش بدهم و آنها را در زندگیام به اجرا بگذارم. آنگاه است که میتوانم بال پروازی برای مسافرم باشم، نوری برای خانهام و چراغی کوچک برای روشن ماندن این محفل پرمهر. «دستهایی که کمک میکنند، مقدستر از لبهایی هستند که دعا میکنند.» وقتی به من گفتند درباره این دستور جلسه دلنوشتهای بنویسم، بسیار اندیشیدم که چگونه میتوانم سپاس خود را از این محبت بیكران ابراز کنم.
اما هرچه فکر کردم، چیزی نیافتم که در برابر بزرگی محبت آقای مهندس جبرانپذیر باشد. من خود را مدیون آقای مهندس میدانم. انشاءالله خداوند عمری به ایشان عطا کند تا سایه پرمهرشان بر سر کنگره مستدام بماند و به من نیز توفیق دهد تا با خدمتگزاری، فرمانبرداری و قدردانی واقعی، بتوانم ذرهای از این عشق و لطف بزرگ را پاسخ گویم. دوست دارم تا زمانی که توان دارم، در این مسیر باقی بمانم؛ قدردان و سپاسگزار آموزشها و فرصتهای الهی که کنگره برایمان فراهم کرده است باشم. زیرا امروز میدانم هر خدمتی که انجام میدهم، در حقیقت نوری بر مسیر خودم است. با رعایت قوانین و روحیه عشق و احترام، میتوانیم این مسیر نورانی را ماندگار، درخشان و امن نگاه داریم. در کنگره۶۰ تنها به درمان جسم نمیپردازیم؛ بلکه با آموزش جهانبینی، به درمان روح و اندیشه میرسیم.
بیش از ۹۵ درصد این مسیر، آموزش دیدن دوباره نحوه زیستن است؛ آموختن صبر، عشق، بخشش و نگاه تازه به زندگی، نعمتی که هیچ دانشگاهی قادر به آموزش آن نیست و اینهمه در مکانی مقدس و بهصورت رایگان در اختیار ما قرار دارد؛ تنها کافی است بخواهیم، بشنویم و عمل کنیم. انشاءالله خدای مهربان فرصتی عطا کند تا بتوانم با خدمتهای کوچک مادی و معنویام گامی در راه جبران این محبت عظیم بردارم و انسانی مفیدتر برای خود، خانواده و جامعهام باشم. در پایان، از قدرت مطلق الله میخواهم که همیشه آقای مهندس، خانواده گرانقدرشان و تمام اعضاء کنگره در سلامتی، عزت، آرامش و حال خوش باشند و هر آنچه در دل شریفشان آرزو دارند به خواست خداوند به بهترین وجه محقق گردد.
رابط خبری و ویراستار: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون سوم) نگهبان سایت
ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سکینه (لژیون دوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی وحید
- تعداد بازدید از این مطلب :
182