به نام انسانیت که زیباترین رسم است. خیلی از حرفها گفتنی نیست، گاهی به خاطر بیارزش بودن کلام و گاهی برای حفظ شأن و قداست کلام بعضی حرفها را نمیشود با زبان بیان کرد و تنها با دل منتقل میشود، حالا من با تمام آن حسهای دلی میخواهم حرف بزنم ولی کوتاه چون میگویند حرف هرچقدر کمتر باشد بیشتر به دل مینشیند، پس خواهم گفت سخنی دلنشین برای آن یارهمسفر، آن همنشین. جنین برای رشد و نمو کامل از مغز استخوان مادرش تغذیه میکند دقت کردهاید خانمها اغلب دچار دردهای مفصلی هستند؟ مادر من بدون هیچ آسیب فیزیکی از یکزمانی به بعد دچار زانودرد، کمردرد، پادرد و غیره شد، این به خاطر آن نه ماهی که با تمام توان ثمرهی عشقش را در وجود خودش پرورش داد تا آن جنین تبدیل شود به این مرد بالغ امروز.
مادران دو بار عاشق میشوند، اولین بار به همسرشان و دومین بار به فرزندشان. من ایمان مسافر، متولد آبان، با اشتباهاتم، تصمیم و انتخابهای غلط، مسیرهای بیراهه و غیره به این عشق ناخواسته و گاهی دانسته خیانت کردم، به من پرواز آموخت، من سقوط را انتخاب کردم، شاد بودن و لذت بردن از زندگی را برایم دعا کرد، من غم و اندوه و یاس را طلب کردم، خواست شانهبهشانه من را تا بهشت همراهی کند، سایهی وجودش در کنارم را با تیر زدم، آنقدر خراب کردم و آبادیها را ویرانه، ساختم گلستان را آتشفشان، اما هر بار قویتر از قبل کنارم ایستاد، دستم را گرفت، بالهایم شکسته و سوخته بود، بال پروازم شد، برکشیدن و به اوج رسیدن را با من زندگی کرد، همیشه و همیشه در هر زمان وقتی طوفانها و گردبادهای ویرانگر ناامیدی بر من میبارید، بالهای فرشتهای را روی سرم دیدم به اسم مادر، یک روز منبعی برای تغذیه و رشد من بود و امروز همسفرم در تمام این مدت پیر شد، شکسته شد نا امید شد اما برای من تنها یکچیز میخواست آنهم رهایی این کلمه بهظاهر 5 حرفی میتواند تمام دنیای او شود و من این دنیا را هم به او و هم به خودم بدهکارم. هفته همسفر گرامی باد.
- تعداد بازدید از این مطلب :
171