English Version
This Site Is Available In English

محبت مهم ترین چیز در کنگره

محبت مهم ترین چیز در کنگره

جلسه دوازدهم از دور چهلم از سری کارگاه های آموزشی کنگره ۶۰؛ نمایندگی فردوسی؛ با استادی مسافر علی ، نگهبانی مسافر محسن و دبیری مسافر علی اکبر در روز یکشنبه چهاردهم دیماه 1404در ساعت 17 با دستور جلسه «کمک من به کنگره و کمک کنگره به من » شروع به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان علی هستم یک مسافر.
دستور جلسه: کمک من به کنگره و کمک کنگره به من
ابتدا خداوند را شاکر و سپاسگزارم که استادی این جلسه، قسمت و روزی بنده شد و توانستم این جایگاه را تجربه کنم، از ایجنت محترم، راهنمای عزیزم و نگهبان و مرزبانان جلسه هم بسیار ممنونم. دستور جلسه کمک من به کنگره و کمک کنگره به من می‌باشد که وقتی این دستور جلسه را نگاه می‌کنم به یاد این موضوع میفتم که ذهن الانم را با ذهن گذشتهٔ خودم قیاس کنم. حدود 20 یا 25 سال تخریب مواد داشتم و مهم‌ترین چیزی که مواد از من گرفته بود فرماندهی عقل بود و به هرسازی که می‌زد باید می‌رقصیدم. زمان مصرفم از زمین و زمان گله و شکایت داشتم و از خانواده و دوست و همکار توقع داشتم و همیشه یک ناامیدی در زندگی من چنبره زده بود. بر خلاف یکسری دوستان که می گویند در زمان مصرف همیشه دیر بیدار می‌شدند و طلوع آفتاب را نمی‌دیدند، من به واسطه شغلم که کارگر شرکت بودم، هرروز باید ساعت پنج و نیم صبح از خواب بلند می‌شدم ولی به علت اعتیاد به مخدر و اجبار به مصرف من هم هیچ‌گاه متوجه طلوع خورشید نبودم؛ این اواخر با اسنپ کار می‌کردم و با وجود درآمد روزی یک میلیون تومان در انتهای روز برایم دویست هزارتومان باقی می‌ماند که از این مبلغ هم حدود صدهزارتومان به خانواده می‌دادم و اصلاً متوجه بزرگ شدن فرزندانم نشدم. دیگر این اواخر، در اوج تاریکی روزهای خود را سپری می‌کردم و حتی به ساقی هم بدهکار بودم که لطف خدا شامل حالم شد و به واسطه برادرم با کنگره 60 آشنا شدم، حقیقتاً اول به خاطر شربت می‌آمدم که وارد لژیون شدم، راهنما انتخاب کردم و پس از گذشت چند جلسه کنگره 60 به گونه‌ای دیدم را به دنیا باز کرد که فراموش کردم دلیل ورودم به آن در ابتدای ورود چه بود و با خود گفتم در این ده ماه سفر بیایم و برای نخستین بار یک کار را به درستی و تمام و کمال انجام دهم، سعی کردم غیبت نکنم، در تمامی جلسات پارک شرکت کنم و هفته‌ای یک جلسه حداقل در استخر حضور پیدا کنم تا این که با انجام درست این کارها به رهایی رسیدم که این مهم فقط برای من نبود بلکه خانواده و فرزندانم نیز رها شدند و بعد از 25 سال مصرف مواد مخدر، آزمایش فالوآپم را انجام داده و جواب آن منفی شد؛ کنگره مهم‌ترین چیزی که به من آموخت محبت بود و به من نحوهٔ درست رفتار با خانواده و فرزندانم را یاد داد و به بهانهٔ همین آموزش‌ها دیگر در خانواده‌ام شاهد قهر نیستم و مهر در آن بیشتر شده است و کوشیدم که حرمت‌های کنگره را رعایت کنم زیرا به این پی بردم اگر آن را رعایت نکنم سقوط در انتظارم می‌باشد. در این یک سال سعی کردم روی صور پنهانم کار کنم و حتی به اعضای خانواده‌ام یک بار نیز دروغ نگفته‌ام و ذهنم آزاد است. خدا را شاکرم که امروز کنگره 60 جزئی از زندگی من شده و انجام تکالیف آن در زندگی‌ام واجب و حیاتی می‌باشد. من پس از سفر اول به این پی بردم که کنگره نیازی به کمک من ندارد و من می‌توانم با شرکت در لژیون سردار و خدمت در کنگره بخشی از دینم را به آن ادا کنم زیرا پس از رهایی خدمت کردن نوعی وظیفه است و بایستی بازپرداخت این حال خوش را بپردازم. از برادرم که اکنون در بین شماست، بسیار ممنونم و به احترام راهنمایم می‌ایستم، از این که به صحبت‌های من توجه کردید خیلی متشکرم.

اعلام رهایی و ورود به سفر دوم جهانبینی

تصویربردار: مسافر محسن لژیون یکم
تایپ :مسافر جهان لژیون چهارم
ویرایش : مسافر حمید لژیون هجدهم
تنظیم و ارسال خبر: مسافر علی لژیون هجدهم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .