اولین جلسه از دوره هفدهم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی دکتر علیرضا (مبارکه)، با استادی مسافر ابراهیم، نگهبانی مسافر مجتبی و دبیری مسافر امیر با دستور جلسه: «کمک من به کنگره و کمک کنگره به من» یکشنبه 14 دی ۱۴۰۴ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان ابراهیم هستم یک مسافر. از گروه مرزبانی، نگهبان محترم، ایجنت و راهنمای عزیز خودم تشکر میکنم که به من اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم. در مورد دستور جلسه «کمک کنگره به من و کمک من به کنگره» کنگره به من زندگی داد زمانیکه پیام کنگره به من رسید من مصرف بیش از 2 گرم شیشه در روز داشتم، کمتراز پنجاه کیلو وزن داشتم و چهره بسیار نحیف داشتم، به ظاهر خانه ماشین همه چیز داشتم، ولی با یک کارتن خواب در خیابان ذرهای فرقی نداشتم و هیچ امیدی به درمان نداشتم و تا مصرف نمیکردم نمیتوانستم هیچ کاری انجام بدهم و تمام اتفاقات زندگی بزرگ شدن و مدرسه رفتن بچههایم، خوشی و ناخوشی همسفر و خانوادهام را نفهمیدم و درثانیه به ثانیه زندگیم آرزوی مرگ میکردم،
الان که عکسها و خاطرات زمان مصرف را میبینم هیچ کدام را به یاد نمیآورم، آن روزها اصلا چشمانم را باز نمیکردم و تفکری نداشتم که چیزی در خاطرم بماند، کنگره به من زندگی بخشید، کنگره زن و بچه، خانواده، شغل، رفتار، تیپ و قیافه و همه چیز به من داد، اینکه بگویم من چگونه به کنگره کمک کنم هیچجوره نمیشود و من عاجزم از این همه چیزهائی که کنگره به من داده، شما از مردم بپرسید: زندگیتان را چند میفروشید؟ عمرتان را چند میفروشید؟ صد میلیارد کسی حاضر نیست، من وهیچ کسی دیگری نمیتواند جبران کند.

ما تنها کاری که میتوانیم بعد از سفر اول ودرمان کامل برای کنگره انجام بدهیم این است که به کنگره بیائیم. روز اول که به کنگره آمدم میگفتند بیست سال، سی سال، شیشه، هرویین کشیدم درابتدا باورش برایم خیلی سخت بود ولی با دیدن آنها من روحیه گرفتم و امیدوار شدم، پس من هم اگر الان بیایم تازه واردی که با حال خراب میآید امیدی برای او هستم و این باعث میشود کنگره پابرجا بماند.
تایپ: مسافر احمد
عکس: مسافر مهدی
ویرایش: مسافر فرهاد
تنظیم و ارسال: مسافر حسین
- تعداد بازدید از این مطلب :
366