زمانی مسافرم مصرفکننده شده بود و روز به روز حس و حالش تخریب و انرژیش کم میشود، چارهای جز صبر کردن و تحمل نداشتم نه تنها جسم بلکه روان، افکار و اندیشه او تخریب شده بود، خواب و خوراک خوبی نداشت و خودم شرایط روحی خوبی نداشتم. تنها جایی که توانست بدون هیچ منت و دغدغهای مسافر مرا با آغوش گرم پذیرا باشد کنگره بود. کنگره برای مسافرم و من مکانی دور از هیاهو و دور از قضاوت دیگران پذیرایمان شد، کنگره با آموزشهای خوبی که داشت به من و مسافرم کمک کرد تا تمام صفتهایی که سالیان سال با خود حمل میکردیم، تبدیل به صفات اخلاقی پسندیده و خوب بکند. همیشه میگفتم: حاضرم تمام زندگیم را بدهم تا به شناخت، آگاهی و آرامش برسم.
چقدر زیباست حرکت به سوی نور! برای کسی که در تاریکی بوده این مفهوم را بیشتر درک میکند، ماهها گذشت و من هر روز شاهد حال خوب مسافرم بودم و میدیدم که چطور جسم، روان و اندیشه او تغییر کرده است و تبدیل شده به آدمی صبور، قدرشناس و انسانی که عشق و احساس را بروز میدهد. اگر بخواهم لطف، محبت و کمکهای کنگره را تکتک بنویسم، ساعتها وقت میخواهد. حالا دیگر نوبت من و مسافرم است که تمام خوبیها را هرچند که جبران شدنی نیست، اول قدمی برداریم و قدرشناس باشیم سپاسگزار خداوند و همه انسانهایی که در این مسیر به ما کمک کردن باشیم؛ باید به تمامی اعضاء کنگره از بنیان کنگره گرفته تا بقیه اعضاء احترام بگذاریم.
کمک به کنگره، کمک به تمام بشریت در آینده و ابدیت است، تمام حرمتها و قوانین را به خوبی رعایت کرده و از نظر مالی تا جایی که در توانم هست دریغ نکنم. به امید روزی که بتوانم زکات زندگی شیرین امروزم را با خدمت کردن به انجام برسانم. چرخ کنگره هیچ زمان از حرکت باز نخواهد ایستاد و خداوند به انسانهایی که سعادت خدمت کردن را دارند این اذن را میدهد. دوستانی که تکتک آنها در رهایی و موفقیت ما نقش داشته و یاری رساندهاند را کجا و چگونه میتوان پیدا کرد؟ تنها مکانی که با وارد شدن در آن عشق محبت را حس میکنی و تمام غمهایت فراموش میشود.
با چه بهانهای میتوان به دانش کنگره در خودشناسی و انسانشناسی و انسان بودن دست یافت؟ با چه بهایی میتوان تشویق و دست زدن و محبت بچههای کنگره را مهیا کرد؟ این انرژی، اخلاصنیت و حس مثبت کنگره را هیج جای دیگر نمیتوان پیدا کرد، من چگونه میتوانم بی تفاوت باشم؟ من چگونه میتوانم در برابر این همه عشق و محبت، احساس مسئولیت نکنم؟ انسانهای زیادی دست به دست هم دادن تا حال من و مسافرم خوب شود، منصفانه نیست که من هم برای حال خوب دیگران بیتفاوت باشم؟ من باید تمام انرژیم را بگذارم تا خدمت خالصانه کنگره را جبران کنم.
لژیون سردار اولین قدم کوچکی است که باید هر ساله انجام بدهم زمانی که شرایط مالیم بهتر شد، قطعاً قدمهای بیشتری بردارم؛ چون این حال خوب، عشق، محبت، نوع تفکر و اندیشه و تمام حسهای خوب را اگر نتوانم جبران کنم، ناسپاسی است. من، تمام اعضاء کنگره را الگوی خودم قرار میدهم و به فضل خدا تلاشم را میکنم تا هر خدمتی که از عهده من برآید، انجام دهم. امید به اینکه خداوند بزرگ مرا یاری رساند. تشکر و قدردانی میکنم از بنیان کنگره ۶۰ و تمام اعضاء کنگره و همه عزیزانی که به ما در این مسیر کمک کردند.
نویسنده: همسفر شهین (لژیون هفتم) عضو لژیون سردار
ویرایش و ارسال: همسفر رخساره نگهبان سایت
همسفران نمایندگی تختجمشید شیراز
- تعداد بازدید از این مطلب :
75