جمعی از همسفران لژیون مرزبانی پیرامون دستور جلسه «کمک من به کنگره و کمک کنگره به من» چنین نوشتند؛ شما را به خواندن این مطالب دعوت میکنیم و از شما همراهان همیشگی سپاسگزاریم.

سلام دوستان الهام هستم یک همسفر
در مورد دستورجلسه کمک کنگره به من و کمک من به کنگره؛ اگر بخواهم اولین روزهای ورود به کنگره۶۰ را به یاد بیاورم، هیچگاه از یاد نخواهم برد که با دنیایی از ترس، ناامیدی و حسرت وارد این مکان مقدس شده بودم در کوله بار زندگی من چیزی جزء ناامیدی نبود و درخت زندگی ما خشکیده شده بود. از ترکهای پیدرپی مسافر خود ناامید شده بودم و دیگر توان ادامه دادن نداشتم. نمیدانم پاداش کدام کار خوب را خداوند داد، درست در همان لحظههایی که به آخر خط رسیده بودم و توان ادامه دادن نداشتم مسیر کنگره۶۰ برای ما باز شد، مسیری که به طور شگفتانگیزی تمام دردهای زندگی ما را درمان کرد.
کنگره۶۰ نه تنها اعتیاد مسافر من را درمان کرد؛ بلکه راه درست زندگی کردن را به ما آموخت، این مکان برای من بهشت است، بهشتی که در این بعد زمین کاملاً آن را لمس کردهام. بزرگی و عظمت کنگره۶۰ آنقدر زیاد است که قابل نوشتن و توصیف نیست؛ اگر تمام عمر خود را عاشقانه خدمت کنم باز هم نمیتوانم ذرهایی از این حالخوش را جبران کنم؛ چون باز هم در خدمت کردن در کنگره۶۰ به خود خدمت میکنم و آموزش میگيرم؛ پس چه زیباست من با تمام وجود در این مکان مقدس خدمت کنم و زکات حالخوش خود و خانواده را پرداخت کنم.

سلام دوستان زیبا هستم یک همسفر
در این دستور جلسه به جای کلمه خدمت از کلمه کمک استفاده شده است و این برای من همسفر یادآور روزهای سختی بود که فقط به کمک کنگره۶۰ و آموزشهای آن توانستم آن روزها را پشتسر بگذارم و به زندگی و مشکلات آن بهگونهای دیگر نگاه کنم. کنگره۶۰ من را بهعنوان یک همسفر و همراه پذیرفت و با علم و دانشی که آموزش داد، مفهوم اعتیاد چیست و مصرفکننده موادمخدر در چه جایگاهی قرار دارد را به من آموخت.
اگر امروز دیدگاه من نسبت به اعتیاد تغییر کرده است و میتوانم آرامش، آسایش، عشق و محبت را در زندگی خود داشته باشم؛ بهخاطر کمکهای کنگره۶۰ و آموزشهای آن است. کنگره۶۰ کمک کرد جسم، صورآشکار و صورپنهان خود را بشناسم و باور داشته باشم که بیهوده خلق نشدهام.
در مقابل این همه کمک که کنگره۶۰ به من کرده است من هرچهقدر خدمت کنم باز هم بدهکار هستم. بعد از رهایی مسافر خود و حالخوشی که در کنار یکدیگر تجربه کردهایم، از خداوند خواستم که همیشه در کنگره۶۰ باشم و قدردان و سپاسگزار کمکهای آن باشم چه مالی و چه جانی و امروز شکرگزار خدواند هستم که به خواسته خود رسیدهام. امیدوارم همیشه این توان در من وجود داشته باشد تا به دین خود عمل کنم و در مسیر صراطمستقیم یک همسفر خوب برای کنگره۶۰ باشم.

سلام دوستان اعظم هستم یک همسفر
کنگره۶۰ برای من مکان امنی است؛ چون من در این مکان به آرامش و حالخوش رسیدهام و مسافر من به درمان رسیده است؛ اکنون من و فرزندانم از بودن در کنار هم لذت میبریم و این امر مهم را مدیون کنگره۶۰ هستم، حال که کنگره۶۰ این همه نعمت و رحمت بدون توقع را به من داده است وظیفه من چیست؟ وظیفه من است این حال خوش را به نحوی جبران کنم و این میسر نمیشود؛ مگر با خدمتکردن، شرکت در لژیون سردار و حمایت از سبد کنگره۶۰ که بتوانم بهای بخشی از این آرامش و آسایش را بپردازم و راه کنگره۶۰ را برای افراد خواهان رهایی باز کنم تا آنها نیز به این حال خوش من دست پیدا کنند و یا در خدمت راهنمای تازهواردین، دوستان تازهوارد با دیدن حالخوش من مطمئن شوند که روزی این حالخوش صددرصد نصیب آنها هم خواهد شد و کنگره۶۰ پایان تمام درد و غم آنها خواهد بود، خوشی از دور دست دیده میشود و زمان لازم باعث میشود به نتیجه برسد، این گونه شاید بتوانم قدری از زحمات کنگره۶۰ را جبران کرده باشم.

سلام دوستان زهرا هستم یک همسفر
کمک من به کنگره و کمک کنگره به من
کنگره۶۰ برای من یک پناه و مأمن است و کمکی که به من کرد لایتناهی است. قلیان، انواع قرصهای آرامبخش، تنهایی و ... را از من گرفت به جای آنها سلامتی را جایگزین کرد و نفس تازه به من بخشید. به جای انواع قرصها که کمک کنند راحتتر بخوابم، ویتامینهای جدیدی به من ارائه داد. طرز تفکر و اندیشه جدید باعث شد راحتتر بخوابم و با آموزشها و علم راستین حال بهتری را تجربه کنم. کنگره۶۰ به من عزت و آبرو بخشید، آرامم کرد، تولدی دوباره را تجربه کردم و دوستداشتن را جور دیگری به من آموزش داد. کنگره۶۰ هر روز به من کمک میکند و من هنوز نتوانستهام ذرهای را جبران کنم، من به پای آن نمیرسم عظمت آن والاست.
آقای حکیمی همیشه میگویند: رحمت الهی شامل حال ما شده است و چیزی جز این نیست تنها واژهای که در قلب خود احساس میکنم واژه شکر است همین و بس.
امیدوارم قدردان این سیستم باشم و خداوند اجازه بدهد سالهای زیادی در این بستر بمانم و رشد کنم.

سلام دوستان فریده هستم همسفر مصطفی
دستورجلسه کمک من به کنگره و کمک کنگره به من بسیار زیبا است. ما انسانها معمولاً فراموشکار هستیم و به یاد نمیآوریم روزی کجا بودیم و اکنون کجا هستیم. من به عنوان یک همسفر هیچگاه فراموش نمیکنم روزی را که با اسرار مسافر خود و با حال خراب وارد کنگره۶۰ شدم. آشفتگی ذهنی، استرس، ناامیدی و حالبد روی سیستم ایکس من تأثیر گذاشته بود؛ ولی از زمان ورود به کنگره۶۰ و آموزش گرفتن متوجه شدم که این حال خراب من از کجا بوده است. کنگره۶۰ آدرس خود را به من داد، محبت بیدریغ را در این مکان یاد گرفتم همه چیز چه مادی چه معنوی، و من این آرامش خود و خانواده را مدیون کنگره۶۰ هستم.
روزی بنیان کنگره۶۰ این محیط را مهیا کرد و رایگان در اختیار من و مسافرم گذاشت، حالا نوبت من است که این دینی که بر گردن دارم را ادا کنم و با تمام وجود خود خدمت کنم تا این راه هموارتر شود و افراد دیگری بتوانند به درمان و حالخوش برسند.
عاشق را حساب باعشق است بامعشوق چه حساب دارد...

سلام دوستان معصومه هستم یک همسفر
به نظر من دستور جلسات کنگره۶۰ تکرار میشوند تا تلنگری برای من شوند که از وقتی به کنگره۶۰ آمدهام چه چیزهایی بهدست آوردهام و کدام خواستههای من اجابت شده است؛ چون انسان فراموشکار است.
کنگره۶۰ نه تنها مسافر بلکه خانواده من را از دنیای تاریکی به سمت روشنایی هدایت کرد، عزت و آبرو را به ما عطا نمود و از دنیایی پر از ناامیدی، ترس و اضطراب به دنیایی زیبا و پر از حالخوب و آرامش رساند. کنگره۶۰ فقط اعتیاد مسافر من را درمان نکرد؛ بلکه من همسفر را به خود رساند که باور کنم خداوند مهربان همهچیز را در وجود من نهادینه کرده است که باید آنها را پیدا کنم و ارزش آنها را بدانم.
کنگره۶۰ کمک کرد تا دنیای اطراف خود را بهتر ببینم و بشناسم، شکرگزاری، قدردانی و وادیها را به من آموخت در حقیقت خودم را به خودم فهماند. کنگره۶۰ به زندگی سرد ما گرما بخشید مهر، محبت و عشق را به من هدیه داد. کمکهای کنگره۶۰ آنقدر زیاد هستند که اگر بخواهم بنویسم صفحات زیادی را به خود اختصاص میدهند؛ ولی من چه بگویم یا چه کاری انجام دهم تا به این سیستم کمک کنم؟ شاید در نگاه اول با خدمتکردن بگویم میتوانم خدمات آن را جبران کنم؛ ولی هر خدمتی که انجام دهم انرژی از طرف آن به من بازتاب میکند و این دوباره کمک کنگره۶۰ به من محسوب میشود.
خدا را شاکر و سپاسگزار هستم که در این سیستم قرار گرفتهام.
سلام دوستان فرشته هستم یک همسفر
قبل از ورود به کنگره۶۰ تمام کلمات مفهوم دیگری داشت و برداشت من از مسائل جور دیگری بود. کنگره۶۰ به من هنر زندگیکردن، نظم، انضباط، برخورد با مسائل و اطرافیان را آموخت؛ هنگام ورود به کنگره۶۰ میپنداشتم که فقط افراد برای درمان اعتیاد قدم به این مکان میگذارند؛ اما چندی بعد متوجه شدم درمان اعتیاد یک شاخه از این درخت بزرگ و پربار است. در این مکان عزتنفس، اعتمادبهنفس و دلی بزرگ برای بخشش پیدا کردم و آرامش و راه حلکردن مسائل زندگی را آموختم.
دریافت از کنگره۶۰ را نمیتوان در چند سطر خلاصه کرد؛ ولی کمک من به کنگره۶۰ چه بود؟ آیا توانستهام اندازه دریافتهایی که داشتم خدمت کنم؟ اگر در هر قسمت خدمت کوچکی برای کنگره۶۰ انجام دادهام در مقابل آن چندین برابر آموزش و حالخوش دریافت کردهام؛ اگر در گروه سردار شرکت کردهام چندین برابر به زندگی من برگشته است. هیچگاه نمیتوانم خدمات کنگره۶۰ را جبران کنم؛ ولی خوشحال هستم که خداوند به من و همه بندگان خود توفیق خدمت داده است.

سلام دوستان طاهره هستم یک همسفر
کنگره۶۰ مکانی بود که ما را از تاریکی به طرف نور و روشنایی، از ناامیدی به طرف امید، آرامش و آسایش هدایت میکند تا مسیر جدیدی برای شناخت خود نسبت به جهان اطراف خود و نگاه آرامتر به مسائل داشته باشیم و قبل از هر تصمیمی تفکر و تعادل را اولویت قرار دهیم. کم شدن استرسهای روحی و روانی، رسیدن به آرامش درونی و آغاز زندگی جدید با اتفاقات بسیار زیبا که پایان آن مشخص نیست. در قبال این همه دریافتها چه مبلغی میتوان قیمت گذاشت ؟ چه بهایی میتوان برای آن مهیا کرد؟
بهترین کمک و مؤثرترین راه از نظر من در مسیر بودن و مستمر ماندن در این مسیر است که به واسطه این تلاشها تبدیلات درونی صورت خواهد گرفت؛ هدف اصلی خلقت آموزش و خدمت است که کنگره۶۰ راهی است که تمام جزئیات و ابزار تمام عیار در آن مهیا است؛ اینکه چهقدر از این مسیر استفاده کنیم دست خود ما است؛ پس من همسفر باید صد خود را در هر مسیر خدمتی بگذارم تا بتوانم اندکی از دین خود را نسبت به دریافتهای کنگره۶۰ پرداخت کنم و از این فرصت که خداوند اجازه ورود به این مکان را داده است بهترین حالات و برداشتها را داشته باشم.
سلام دوستان فاطمه هستم یک همسفر
کمک کنگره به من و کمک من به کنگره، این دستورجلسه باعث میشود که یک تلنگر برای یادآوری جایگاه کنگره۶۰ و نقش آن در زندگی من زده شود. قبل و بعد از کنگره۶۰ چه تغییراتی در زندگی من به وجود آمده است. ۴سال پیش زندگی من در تاریکی مطلق بود از همهجا بریده بودم؛ همیشه از خدا میپرسیدم چرا من؟ حاضر بودم تمام زندگی خود را بدهم تا مسافر من سلامتی خود را به دست آورد؛ زمانیکه راه کنگره۶۰ برای من باز شد زندگی ما رنگوبوی دیگری گرفت، بوی عشق، آرامش و محبت همان عشقی که اول ازدواج بود حتی بیشتر از آن. مسافر من از آموزشهای کنگره۶۰ جبران خسارت، محبت و عشق ورزیدن را یاد گرفته بود.
از کمکها و معجزات کنگره۶۰ هر چه بگویم کم است. درسهایی که هیچجای دنیا به ما آموزش نداده بودند؛ همان چیزی را میخواستم که آرزوی آن را داشتم. چهطور میتوانم قدردان این مکان و معجزات آن باشم؛ اگر تمام عمر خدمتگذار باشم ذرهای جبران نمیشود و نمیتوانم روی حالخوش و آرامش قیمتگذاری کنم. ۳ ماه از سفر اول من گذشته بود، وظیفه کوچک خود دانستم عضو لژیون سردار شوم. تنها کار کوچکی که از دست من برمیآمد عضو شدن در لژیون مالی، حمایت سبد و خدمت در کنگره۶۰ بود؛ اگر تا آخر عمر خدمتگزار این سیستم باشم جبران کمکهایی که به من کرده نمیشود. امیدوارم خداوند کمک کند تا آخر عمر عضو کوچکی از خانواده بزرگ کنگره۶۰ و خدمتگزار این سیستم باشم تا ذرهای زکات حال خوب خود را ادا کنم.
عکاس: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر اکرم (لژیون چهارم)
ارسال: همسفر نجمه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پنجم)
همسفران نمایندگی رضا مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
231