English Version
This Site Is Available In English

دانستن بدون عمل به هیچ دردی نمی‌خورد

دانستن بدون عمل به هیچ دردی نمی‌خورد

زمانی که برای نخستین بار وارد کنگره۶۰ شدم، درون من سرشار از ناامیدی، تردید و بی اعتمادی بود، نه امید به تغییر در زندگی را داشتم و نه میل جدی برای ماندن در مسیری که داشتم، بیشتر شبیه انسانی بودم که آمده بود فقط امتحان کند، نه این‌که باور داشته باشد راهی واقعی پیش روی او قرار دارد. ذهن من خسته از تجربه‌های ناموفق گذشته بود و دلم پر از این تصور که این هم مثل بقیه راه‌ها بی سرانجام است.

 با همین حس و حال وارد کنگره شدم بدون آن‌که بدانم این ورود، آغاز تحولی عمیق در نگاه و زندگی‌ام خواهد بود. وارد کنگره شدم در حالی‌ که کنگره۶۰ عجله‌ای برای تغییر من نداشت. بر خلاف تصور کسی مرا قضاوت نکرد، هیچ فشاری برای باور کردن یا پذیرفتن چیزی وجود نداشت. آموزش‌ها آرام و تدریجی و بر پایه‌ی تفکر ارائه می‌شد؛ درست مطابق آنچه در وادی اول به آن اشاره می‌شود که تغییر با تفکر آغاز می‌گردد.

 من در کنگره آموختم که تا زمانی که نگاه خود را به صورت مسئله عوض نکنم، هیچ تغییری اتفاق نخواهد افتاد و ماندگار هم نخواهد بود. کمک کنگره به من از همین نقطه آغاز شد؛ از بازسازی تفکر، سی‌دی‌ها به من آموختند که مشکل فقط یک رفتار یا یک فرد نیست، بلکه مجموعه‌ای از ضد ارزش‌ها و الگوهای غلط فکری است که در طول زمان شکل گرفته‌اند.

 این نگاه باعث شد به جای فرار از مسئولیت، سهم خود را در شرایط موجود بپذیرم، مفهومی که به وضوح با آموزش‌های وادی مسئولیت‌پذیری، هم راستا بود. یکی از عمیق‌ترین کمک‌های کنگره به من، آشنایی با مفهوم محبت آگاهانه بود؛ مفهومی که در بسیاری از سی‌دی‌ها به آن پرداخته شده است. من فهمیدم که دلسوزی ناآگاهانه نه تنها کمک کننده نیست بلکه گاهی مانع رشد انسان می‌شود.

 این آموزش‌ها رفتار مرا در فضای کنگره و همچنین در خانواده تغییر داد و باعث شد یاد بگیرم چگونه بدون دخالت و کنترل حمایت‌گر کسی دیگر باشم، کنگره همچنین به من آموخت که نظم پایه‌ی درمان است، حضور منظم، گوش دادن فعال و احترام به ساختارها، تنها قوانین ظاهری نبودند بلکه تمرینی برای ساختن شخصیتی متعادل و مسئول بودند؛ این همان آموزشی است که در وادی نظم و سی‌دی‌های مرتبط با آن بارها به آن تأکید شده است. 

من وقتی به این نظم پایبند شدم، آرامش بیشتری را در زندگی شخصی خود تجربه کردم. در مقابل کمک من به کنگره، از جایی آغاز شد که آموزش‌ها را جدی گرفتم و فهمیدم که کنگره با عمل اعضا زنده است نه با حرف‌ها، زمانی که حرمت‌ها را رعایت کردم، قضاوت نکردم توقع بیجا از کسی نداشتم، به جای طلبکاری، مسئولیت‌پذیر شدم در واقع به کنگره کمک کردم؛ این همان مفهومی است که در وادی عمل به دانسته‌ها به آن اشاره می‌شود؛ دانستن بدون عمل هیچ ارزشی ندارد. 

کمک من به کنگره در انتقال آموزش‌ها در زندگی روزمره معنا پیدا کرد، وقتی تغییر در رفتار من دیده شد، کنگره در عمل معرفی شد، هر آرامشی که در خانواده من ایجاد شد، هر تصمیم عاقلانه‌تری که گرفتم و هر واکنش سنجیده‌تری که نشان دادم؛ نتیجه مستقیم آموزش‌های کنگره بود و در عين حال بهترین تبلیغ برای این مسیر درمانی محسوب می‌شد. 

سی‌دی‌ها به من آموختند که خدمت توفیق است، نه امتیاز هر مسئولیتی که با تعهد انجام شود، ابتدا آموزش‌های کنگره، فرد را رشد می‌دهد و سپس این سیستم باعث شد خدمت را نه از سر اجبار بلکه با حس قدردانی انجام دهم. من فهمیدم که هر چه سهم من در درست انجام دادن وظایفی که در کنگره دارم، بیشتر باشد، کنگره نیز پایدارتر و مؤثرتر خواهد بود. 

امروز با نگاهی روشن‌تر می‌توانم بگویم که کمک کنگره به من ساختن انسانی آگاه‌تر، صبورتر و مسئول‌تر بود و کمک من به کنگره تلاش برای حفظ همین آموزش‌ها در رفتار و کردارم است. مسیر کنگره یک تعامل زنده و پویا است؛ مسیری که در آن رشد فرد و مجموعه به هم گره خورده‌اند.با ناامیدی وارد کنگره شدم اما با امید، آگاهی و باور به امکان تغییر در زندگی و خانواده در کنگره ماندگار شدم، امروز به درستی درک می‌کنم که کنگره‌۶۰ فقط به من کمک نکرد، بلکه به من آموخت چگونه خودم بخشی از این کمک باشم، کمکی که نه از سر احساس، بلکه بر پایه‌ی دانایی، آموزش و عمل شکل گرفته است.

منبع: سایت کنگره۶۰
نویسنده: همسفر حمیده رهجوی راهنما همسفر رقیه(لژیون اول)
رابط خبری: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر رقیه(لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر معصومه(لژیون دوم)نگهبان سایت
همسفران نمایندگی بردسکن

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .