English Version
This Site Is Available In English

متوجه شدم پسرم دانشگاه نمی‌رود و معتاد شده است

متوجه شدم پسرم دانشگاه نمی‌رود و معتاد شده است

آغاز هفته همسفر را به خانواده محترم آقای مهندس و همسفران خانم و آقا تبریک عرض می‌کنم. دوستان ما خانواده‌ها پشتیبان و همسفر مسافرانی هستیم که سفر خود را از تاریکی به طرف روشنایی آغاز نمودند؛ بنابراین خود را همسفر معرفی می‌کنیم و این سفر، سفری است از ظلمت به نور، از نادانی به دانایی، از حقارت به سرافرازی، از ترس به شجاعت، از کفر به ایمان، از قهر به مهر و از نفرت به طرف عشق.

من یک مادر با دغدغه‌های مادرانه هستم. مادری که همیشه از خود می‌گذشت تا به فرزندانش جان دهد و هیچ کمبودی نداشته باشند. زمانی‌که پسرم رشته معماری قبول شد، بسیار خوشحال بودم که آینده خوبی خواهد داشت؛ ولی پس از مدتی متوجه شدم که دیگر به دانشگاه نمی‌رود و معتاد شده است. دنیا روی سرم خراب شد و غم عالم در دلم جای گرفت. ذره ذره آب شدن پسرم را می‌دیدم. راه‌های متعددی را امتحان کردیم و هر بار پسرم به راه قبلی خود ادامه می‌داد. روز به روز ناامیدتر می‌شدم و از همه توقع داشتم که کمکم کنند. مدام می‌گفتم که چرا باید برای من این اتفاقات رخ دهد؟ پس از مدتی پسرم به کمپ ترک اعتیاد رفت؛ ولی نتیجه‌ای نداشت تا این‌که توسط یکی از دوستانم با کنگره۶۰ آشنا شدیم.                                                

فکر می‌کردم باید به کنگره۶۰ بروم تا مسافرم تنها نباشد و دلخوش باشد که من هستم و فقط او باید به درمان برسد؛ ولی مدتی که گذشت، فهمیدم خودم بیشتر نیاز به تغییر دارم. باید در کنگره۶۰ حضور داشته باشم تا آموزش بگیرم نه این‌که نقش سیاهی لشکر داشته باشم. باید به عنوان یک همسفر، نقش درستی داشته باشم و کنگره۶۰ را جدی بگیرم. به این باور رسیدم که باید آموزش بگیرم و تمرینات بسیاری انجام بدهم تا یک همسفر خوبی باشم و رشد کنم. من برای خودم به کنگره۶۰ می‌روم تا حالم خوش شود و این بسیار با فردی که به‌خاطر مسافرش یا شخص دیگری به کنگره۶۰ می‌رود، متفاوت است. اوایل که به کنگره۶۰ می‌رفتم، حال بد مسافرم به من نیز منتقل می‌شد؛ ولی پس از این‌که از طریق آموزش به آگاهی رسیدم، فهمیدم که نباید حال خود را به حال مسافرم گره بزنم. اگر حال من بد باشد و غمگین باشم، هیچ‌‌کس جز خودم نمی‌تواند کمکم کند. باید با حضور در کنگره۶۰ و گرفتن آموزش‌ها به آرامش، تعادل و حس خوب برسم؛ در این‌صورت می‌توانم به نزدیکان و عزیزانم کمک کنم.                                               


با برگشت خوردن مسافرم خیلی ناراحت شدم که چرا در کنگره۶۰ نماند، قوانین را رعایت نکرد و گوش به فرمان راهنما نبود؟ سی‌دی می‌نویسم، از راهنما و دوستانی که مشارکت می‌کنند آموزش می‌گیرم و همه مرا به صبر و شکیبایی دعوت می‌کنند. با سی‌دی نوشتن حالم خوب می‌شود.                                                          


خدا را شکر می‌کنم که این راه برای من باز شده است تا بتوانم آموزش بگیرم و روی جهان‌بینی خود کار کنم. امیدوارم روزی مسافرم بازگردد، آموزش بگیرد، آگاهی خود را افزایش دهد و به رهایی برسد؛ من نیز همسفر و بال پرواز مسافرم باشم. با تجربه و آموزشی که در کنگره۶۰ می‌گیرم، می‌دانم که با صبر کردن حتماً به زمان مناسب و این روز زیبا می‌رسم. در آخر باز هم هفته همسفر را به همه تبریک عرض می‌نمایم.

نویسنده:مسافر تغذیه سالم همسفر خدیجه رهجوی راهنمای تغذیه سالم همسفر سمیرا
ویرایش:همسفر پرنیا رهجو ی راهنما همسفر شهره(لژیون اول)
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر شهره(لژیون اول)دبیراول سایت
همسفران نمایندگی صالحی۲
 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .