این دستور جلسه واقعاً میتواند برای اعضای کنگره آموزنده و تأثیرگذار باشد؛ چون خیلی روشن و شفاف، انسان را مقابل خودش قرار میدهد. هر کسی که در کنگره حضور دارد میتواند به گذشتهاش نگاه کند و بسنجد که در برابر تمام آموزشها و محبتهایی که دریافت کرده، آیا توانسته است قدمی مفید و مؤثر برای کنگره بردارد یا خیر؟ این دستور جلسه از دو بخش تشکیل شده است: «کمک من به کنگره و کمک کنگره به من» که در حقیقت شبیه مقایسه زندگی قبل و بعد از ورود به کنگره است. این موضوع برای من همسفر، مثل یک تلنگر و بیدارباش عمل میکند تا بیشتر مسئولیتپذیر باشم و سهم خودم را ادا کنم. کنگره در سختترین شرایط من را پذیرفت؛ بدون آنکه برایش مهم باشد چه موقعیتی دارم؛ مانند مادری مهربان آغوشش را به رویم باز کرد، مرا پرورش داد و آرامشی را که سالها از من گرفته شده بود، دوباره به زندگیام برگرداند.
بزرگترین هدیه کنگره به من بازگشت سلامتی و آزادگی مسافرم بود. شاید امروز دیدن رهاییها در کنگره برایمان عادی شده باشد؛ اما هنوز خیلیها بیرون از این فضا با درد ترکهای ناموفق و ناامیدی زندگی میکنند و چشمبهراه دستی برای نجات هستند. کنگره از همان ابتدا در دل من امید کاشت و بر زخمهایم مرهم گذاشت. به من آموخت که کلید مشکلات زندگی در دستان خودم قرار دارد؛ اگر حرکت کنم و ایمان داشته باشم، ناممکنها ممکن میشوند. یاد گرفتم زندگی کردن را یاد بگیرم و به دیگران هم اجازه زندگی بدهم، محبت کنم تا محبت بیشتری دریافت کنم و قبل از هر تصمیمی تفکر داشته باشم. هرچه بیشتر به کنگره فکر میکنم، بیشتر بزرگی و ارزش آن برایم روشن میشود؛ اما در برابر این همه محبت و بخشش من چه کردهام؟ اگر صادق باشم؛ حتی خدمتی که انجام میدهم، قبل از هر چیز به نفع خودم است؛ چون باعث رشد و حال خوبم میشود. هرقدر بیشتر حرکت میکنم، بیشتر احساس میکنم بدهکارم. حداقل کاری که میتوانم انجام بدهم این است که قوانین کنگره را رعایت کنم و اگر توان خدمت ندارم، دستکم باعث آسیب به این ساختار نشوم؛ همین خودش بزرگترین کمک است.
وقتی به دستور جلسه نگاه میکنم، ابتدا یاد این نکته میافتم که هر ساختاری برای بقا نیاز به یک رابطه دوطرفه دارد. همانطور که کنگره با عشق و علم زندگی عقل، جسم، روح، آرامش و عزتنفس را به انسان باز میگرداند، من هم به عنوان عضوی از این مجموعه مسئولم که سهم خودم را ادا کنم. کمک به کنگره فقط مالی نیست؛ مهمتر از آن حفظ حرمتها، رعایت قوانین، حرکت در مسیر معرفت، عدالت و عمل سالم و خدمت عاشقانه است. کنگره هزینه و انرژی عظیمی برای درمان هر فرد صرف میکند؛ اما بزرگترین لطفی که به ما میکند این است که فرصت خدمت را به ما هدیه میدهد؛ خدمتی که نه فقط به کنگره؛ بلکه قبل از هر چیز به رشد و آرامش خود ما کمک میکند و ما را در صراط مستقیم نگه میدارد؛ بنابراین اگر خدمتی انجاممیدهم نه از سر بدهکاری؛ بلکه از روی عشق و قدردانی است؛ چون میدانم حساب کنگره با من صفر است؛ اما حساب من با خودم هنوز باز است. وظیفه دارم در حد توانم چه مادی و چه معنوی برای حفظ، رشد و استمرار این ساختار ارزشمند قدمی بردارم تا این نعمت بزرگ برای دیگران و آیندگان نیز باقی بماند. وقتی چنین ساختار محکم و ارزشمندی به من زندگی دوباره، آموزش صحیح و آرامش داده، طبیعی است که من هم در برابر آن مسئولیت دارم.
کنگره برای همه ماست و ادامه حیات آن به تلاش و مسئولیتپذیری تکتک اعضا وابسته است. همانطور که دیگران کاشتند تا ما امروز بهرهمند شویم، وظیفه ما است که امروز بکاریم تا آیندگان از این نعمت استفاده کنند. اگر هرکدام از ما سهم کوچک خود را عاشقانه انجام دهیم کنگره قدرتمندتر باقی میماند و این سفر نجاتبخش ادامه پیدا میکند. هیچ چیز در هستی رایگان داده نمیشود؛ اما کنگره بدون کوچکترین چشمداشتی بهترینها را به من بخشید. پس من هم وظیفه دارم در حد توانم چه مادی و چه معنوی دین خود را ادا کنم. اگر کنگره نبود؛ شاید امروز من و بسیاری مثل من هیچ پناهی نداشتیم؛ بنابراین همه ما در کنار هم میتوانیم کاری کنیم تا این نعمت برای نسلهای بعدی هم باقی بماند. امیدوارم بتوانم سهم کوچکی در یاریرساندن به انسانهای دردمند داشته باشم و قدردان این لطف بزرگ باشم. در پایان از آقای مهندس و خانواده محترم ایشان صمیمانه تشکر میکنم و خودم را مدیون کنگره میدانم.
منابع: سیدیهای کمک من به کنگره و کمک کنگره به من، استحکام پایههای مالی و علمی و صحبتهای آقای مهندس
نویسنده: راهنمای تازهواردین همسفر منصوره (لژیون مرزبانی)
رابط خبری: راهنمای تازهواردین همسفر واله (لژیون مرزبانی)
عکاس: همسفر ستاره رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون چهارم)
ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر اکرم نگهبان سایت
همسفران نمایندگی اردستان
- تعداد بازدید از این مطلب :
262