فرصتی را فراهم آوردیم و گفت و گویی آموزنده و صمیمانه را با راهنما همسفر زهره، ترتیب دادیم که شما را به خواندن این مطلب دعوت می کنیم.
همسفر زهره و مسافرشان مهدی با بیش از چند سال تخریب با آنتی ایکس مصرفی تریاک وارد کنگره شدند. به مدت ده ماه و بیست و هفت روز با متد DST و داروی OT با راهنمایی مسافر احمد و همسفر شکوفه سفر کردند. در حال حاضر دو سال و هشت ماه است که با دستان پرتوان جناب مهندس آزاد و رها هستند.
همسفر زهره در جایگاه های خدمتی دبیری، نگهبانی، مسئول صدور کارت خدمت کرده اند، و در حال حاضر در جایگاه خدمتی مسئول امتحانات و راهنما شال نارنجی نمایندگی تربت حیدریه در حال خدمت هستند.
کنگره ۶۰ چه اثرات و تغییراتی بر زندگی شما گذاشته است؟
از وقتی وارد کنگره شده ام، نگاهم نسبت به خود و جهان اطرافم تغییر کرده است. سعی می کنم زندگی را زیبا ببینم، خودم را دوست داشته باشم و برای خود ارزش قائل باشم. وقتی مشکلی برایم پیش میآید، سعی میکنم با تفکر، راهحل آن را پیدا کنم و از مشکلات برای خود کوه نسازم. به طور کلی، از زمانی که وارد کنگره شده ام، آرامش نسبی در درون من و زندگیام حکم فرما است.
برای جبران بدهی خود به کنگره چه اقداماتی میتوانید انجام دهید؟
من و خانوادهام تا ابد به کنگره بدهکاریم و هر اقدامی انجام دهیم، نمیتوانیم بدهی خود را تسویه کنیم. اما میتوانیم با خدمت کردن و شرکت در لژیون سردار، در حد توان، بخشی از این بدهی را جبران کنیم. خدمت گزارانی بوده اند که به من خدمت کردند تا بتوانم از تاریکیها بیرون بیایم. اکنون من نیز وظیفه دارم به دیگران خدمت کنم تا چراغ کنگره برای در راه ماندگان همیشه روشن بماند.
چگونه به کنگره ۶۰ وارد شدید و انگیزه شما از پیوستن به این سازمان چه بود؟
در سال ۱۴۰۱، مسافر من که یک مصرفکننده ی تریاک بود، توسط خواهرش با کنگره آشنا شد. او این راه را پذیرفت و وقتی دید دیگر اعضای کنگره با خانواده شان در جلسه شرکت میکنند، از من خواست تا در این سفر همراهش باشم. من هم پذیرفتم و همسفر شدم. در ابتدا، انگیزه ی من تنها رهایی مسافرم بود، اما با گذشت زمان و طی کردن راه، هدفم تغییر کرد و اکنون فقط برای آگاهی و حالِ خوشِ خودم به کنگره میآیم.
این بیت شعر چه چیزی را به شما یاد آوری میکند؟ (ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری.)
تمام کائنات دست به دست هم دادند تا من در غفلت به سر نبرم و در ناآگاهی نباشم. طبیعت به طور دقیق کار خود را انجام میدهد تا زندگی برایم راحتتر شود. پس من نیز وظیفه دارم درست و سالم زندگی کنم، با کسب علم و دانش بر دانایی خود بیفزایم و عمرم را به بیهودگی تلف نکنم.
کمک کردن و خدمت رساندن به دیگران ما را به چه جادهای میرساند؟
کمک کردن به دیگران، ما را به صراط مستقیم هدایت میکند. من با کمک کردن به دیگران، به رسالت اصلی خودم که خدمت و آموزش است، میرسم و این باعث میشود که همیشه سعی کنم در جاده ی خوبیها حرکت کنم؛ زیرا کسی که خود در راه مستقیم و جاده ی خوبیها نیست، نمیتواند به دیگران کمک کند. بنابراین کمک به دیگران، نخستین نفع و فایدهاش برای خودِ من است و باعث میشود من روز به روز داناتر و بزرگتر شوم و تجربههای جدید و شیرینی را در زندگیام بگذرانم.
کنگره ۶۰ از نظر مادی و معنوی چه کمکهای به زندگی شخصی شما رسانده است؟
کمکهای کنگره به من، قابل شمارش نیست و هرچه بگویم، کم گفتهام. کنگره به من شخصیت داد، به من ارزش داد و به من آموخت که تا خودم تغییر نکنم، هیچچیز در زندگیام تغییر نخواهد کرد. کنگره مسافرِ من را به من بازگرداند و باعث شد فرزندانم بیش از این آسیب نبینند و در فضایی آگاهانه رشد کنند. از نظر مادی نیز با آموزشهای کنگره توانستیم تا حدودی به وضعیت اقتصادی مان سر و سامان دهیم و خدا را شاکریم که نحوه ی پسانداز کردن را از آقای مهندس آموختیم.

از شما بزرگوار بابت فرصتی که دراختیار ما قرار دادید، نهایت سپاسگزاری را دارم و از خداوند مهربان توفیقات روز افزون را برایتان می خواهم.
عکاس: همسفر زهرا رهجو همسفر طاهره (لژیون یک)
مصاحبه وتنظیم: همسفر مریم (راهنمای تازه واردین)
ویرایش و ارسال: همسفر نازنین رهجو راهنما همسفر طاهره (لژیون یک) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی تربت حیدریه
- تعداد بازدید از این مطلب :
164