English Version
This Site Is Available In English

همسفری که در دل تاریکی چراغ عشق را برداشت

همسفری که در دل تاریکی چراغ عشق را برداشت

نهمین جلسه از دوره اول از سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره‌۶۰ شعبه چالوس با استادی ایجنت همسفر فاطمه، نگهبانی راهنما همسفر فریبا و دبیری راهنما همسفر پرنیان با دستور جلسه «هفته همسفر: نقش همسفران خانم و آقا، در درمان اعتیاد مسافران» روز پنجشنبه مورخ ۱۴۰۴/۱۰/۱۱ ساعت ۱۷ شروع به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

من به نوبه خود هفته همسفر را ابتدا به بنیان کنگره‌۶۰، آقای مهندس دژاکام، خانم آنی بزرگ، دکتر امین دژاکام، خانم آنی کماندار و خانم شانی که اولین همسفران کنگره‌۶۰ بودند و راه را برای ما همسفران گشودند تا امروز این لقب را داشته باشیم، تبریک عرض می‌کنم. همچنین این هفته را به تک‌تک همسفرانی که در این مکان حضور دارند؛ کسانی که با عشق، محبت و آگاهی ماندند تا امروز را در کنار مسافرانشان بسازند و نیز همسفرانی که امروز در کنار ما نیستند، تبریک می‌گویم؛ امیدوارم که بتوانیم در کنار هم آموزش بگیریم و جلسه‌ای در شأن همسفران برگزار کنیم.

طبق نوشتارها لقب همسفر به فردی اطلاق می‌شود که سابقه مصرف مواد نداشته باشد؛ اما سالیان سال در کنار یک مصرف‌کننده زندگی کرده باشد؛ مانند همسر، خواهر، برادر، پدر یا مادر چنین افرادی همسفر نامیده می‌شوند.

هنگامی‌که منِ همسفر وارد کنگره شدم، تنها از تاریکی‌های مسافرم شکایت داشتم. خاطره‌ای دارم که بارها گفته‌ام و هنوز که به یادش می‌افتم برای من سخت است و حسرت می‌خورم، این موضوع را بیان می‌کنم تا مسافرانی که همسفرانشان به کنگره نمی‌آیند، تلاش کنند به هر شکل ممکن آن‌ها را همراه خود بیاورند تا از اقیانوس عظیم دانش کنگره بی‌نصیب نمانند.

مسافر من ۶ ماه زودتر از من وارد کنگره شد و در این ۶ ماه روزبه‌روز آگاهی و دانایی او بیشتر می‌شد، اخلاق و رفتارش نسبت به دوران مصرف بسیار تغییر کرده بود. هر بار که به خانه می‌آمد با مظلومیت به من می‌گفت؛ به کنگره بیا تا از این حالت بیرون بیایی. من تصور می‌کردم که با حضورم در سفر به او کمک می‌کنم و کنار او هستم؛ چون فکر می‌کردم همین که به جلسات می‌آیم، کافی‌ است؛ اما خدا را شکر با آموزش‌های کنگره توانستم که  در کنار او باشم و به خود، فرزندان و زندگی‌ام خدمت کنم. نمی‌گویم به آقا محسن خدمت کردم؛ بلکه توانستم دست‌کم دیگر به او ضربه نزنم.

اوایل سفر به‌دلیل مصرف تریاک و ناخالصی‌هایی که در آن وجود داشت و من آگاهی لازم را نداشتم هر صبح برای او یک لیوان آب پرتقال تازه درست می‌کردم. آقای مهندس در صحبت‌های چهارشنبه درباره مثال سوختگی توضیح دادند و من دقیقاً مصداق همان مثال بودم که بدون آگاهی، ضربه‌های زیادی به مسافرم وارد می‌کردم. مسافرم وعده صبح را می‌خورد و بلافاصله بعد از آن آب پرتقال می‌نوشید و دچار خماری می‌شد و شبانه‌روز می‌گفت؛ گزگز پا دارم، اذیت می‌شوم و جواب نمی‌دهد و من از سر ناآگاهی می‌گفتم که تو اراده نداری. در حالی‌که مشکل، نداشتن آگاهی و ندانستن فوت‌وفن بود. وقتی آموزش دیدم که تازه متوجه شدم چه اشتباهاتی داشته‌ام.

مسافرانی که همسفر ندارید، شاید امروز برخی از شما همسفرانتان را برای نخستین‌بار به جمع آورده‌اید، خواهش می‌کنم آن‌ها را حمایت کنید. تخریب ما همسفران بسیار بیشتر از شما است، شما مواد مصرف می‌کردید؛ اما ما با گریه‌ها، ناامیدی‌ها، غیبت‌ها، رفتارهای نادرست و دخالت دادن خانواده‌ها در زندگی، ضربه‌های زیادی به خودمان زدیم.
گاهی اوقات که به آن روزها فکر می‌کنیم، حال ما خراب می‌شود؛ زمانی‌که دوشنبه یا پنجشنبه پرخاشگر می‌شویم، نیروهای بازدارنده وارد عمل می‌شوند و همان «چشمه‌های جوشان» که دستور جلسه هفته قبل بود، چشمه‌ای که قلوه‌سنگ‌ها سر راهش را می‌گیرد. واقعیت این است که ما همسفران، گاهی خودمان قلوه‌سنگ‌ها را سر راه خود می‌اندازیم و درجا می‌زنیم و می‌گوییم که تا کی سی‌دی بنویسیم؟ اما هرگاه از لژیون فاصله بگیریم، حالمان بدتر می‌شود. حضور در کنگره، زیر سایه خداوند، برای ما زندگی تازه‌ای می‌سازد.

اکنون دیگران با تعجب به زندگی ما نگاه می‌کنند و می‌گویند که شما که در آستانه طلاق بودید، حالا چطور زندگی‌ شما این‌چنین شده؟ در گذشته نه با هم مشورت می‌کردیم و نه برای انجام کارها برنامه داشتیم؛ اما اکنون قبل از هر تصمیمی، یک یا دو ماه پیش با یکدیگر مشورت می‌کنیم و این تغییرات نتیجه آموزش‌های کنگره است.

امروز روز جبران خسارت است، روزی که کنگره، رسمی برای بازگرداندن آرامش و جبران گذشته قرار داده است؛‌ اگر امروز کسی اولین روز حضورش را تجربه می‌کند از او می‌خواهم بماند و برای هدفش قدم بردارد؛ اگر مسافرتان شما را حمایت نمی‌کند، نترسید. شاید یک ماه پیش می‌گفت؛ دوست ندارم به کنگره بروی و یا رفتی بدتر شدی؛ اما این‌ها روند طبیعی تزکیه و پالایش است، فکر نکنید اخلاقش بد شده است، شما باید کنار او باشید.

از خداوند برای همه همسفران و تک‌تک مسافران بهترین‌ها را خواستارم و از مسافران می‌خواهم امروز با هدیه دادن، مشارکت و انتقال حس خوب، جبران خسارت‌های لازم را انجام دهند. و اگر کم گذاشته‌اید، می‌توانید امروز جبران کنید و دل همسفرتان را به‌دست آورید.

در پایان، از خداوند برای همه شما بهترین‌ها را آرزو می‌کنم و سپاسگزارم که حضور دارید و سپاسگزارم که با مصرف‌کننده شدنتان، ما را با علم و دانش کنگره آشنا کردید.

مرزبان کشیک: همسفر مریم، مسافر یونس
تایپ: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر هانیه (لژیون ششم)
عکاس: راهنما همسفر غزل (لژیون سوم)، همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر هانیه (لژیون ششم)
ارسال: همسفر ریحانه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی چالوس

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .