جلسه چهارم از دوره شانزدهم سری کارگاههای آموزش عمومی کنگره ۶۰ شعبه دنا با استادی راهنما همسفر مهدی، نگهبانی مسافر مجید و دبیری همسفر محمد حسین با دستور جلسه «هفته همسفر: نقش همسفران خانم و آقا، در درمان اعتیاد مسافران» پنجشنبه ۱۱ دی ۱۴۰۴ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان مهدی هستم یک همسفر پیش از هر چیز از ایجنت، مرزبانان و تمامی همسفران عزیز صمیمانه تشکر میکنم و هفته همسفر را به همه تبریک میگویم. در یکی از سخنرانیهای آقای مهندس دربارهی مفهوم همسفر، ایشان به تفاوت میان همسفر خوب و بد اشاره کردند. من خود در گذشته همسفر مناسبی نبودم؛ آگاهی و شناخت کافی نداشتم و رفتارهای من باعث تخریب خود و مسافرم میشد. اما در کنگره آموختم که همسفر خوب کسی است که در جلسات حاضر میشود، آموزشها را فرا میگیرد، اصول و جهانبینی را میشناسد و براساس دستور جلسات حرکت میکند. در آزمونها نیز میان مسافر و همسفر تفاوتی وجود ندارد زیرا هر دو زیر یک پرچم از تاریکی به سمت روشنایی گام برمیدارند. زندگی سفری است به سوی تکامل، محدود در زمان، اما سرشار از فرصت برای رشد. اگر این فرصت را به بطالت بگذرانیم، از مسیر ارتقای واقعی خود بازمیمانیم. آقای مهندس در مثالی زیبا، همسفر را به بال پرواز عقاب تشبیه میکنند. عقاب در بلندترین نقطه آشیانه میسازد و از آن بالا تمام رویدادها را نظاره میکند، بیآنکه دچار اضطراب شود. همسفر نیز باید چنین باشد؛ با کسب آگاهی و رشد جهانبینی، میتواند مشکلات زندگی را مدیریت و همراه با مسافر به رهایی برسد. پیشرفت همسفران خانم در کنگره چشمگیر بوده است و همسفران آقا نیز به تازگی فعالیت خود را بهطور جدی آغاز کردهاند. امیدوارم به زودی در همهی شعب این روند ادامه یابد و همگان بتوانند از آموزشهای کنگره بهرهمند شوند. پیش از ورود به کنگره، دروغ و تخریبهای زیادی در زندگیام وجود داشت. اما پس از آشنایی با کنگره دری تازه به روی من گشوده شد؛ نگرش من نسبت به انسان و زندگی تغییر کرد. آموزههایی که سالها در کتابها و احادیث خوانده بودم، با روشهای کنگره معنا یافت، زیرا مربیانی این راه را آموزش میدهند که خود آن را پیمودهاند. روش DST واقعاً کارآمد و بینقص است و تأثیر عمیقی بر زندگی من داشته است. من در خانوادهام تنها همسفر هستم و هیچیک از اعضا در کنگره حضور ندارند. با وجود مشکلات و داشتن فرزندی بیمار، توانستهام سفر خود را ادامه دهم. دخترم با فداکاری فراوان مرا یاری کرده است. هر زمان قصد شرکت در جلسات دارم او با مهربانی مراقب همه چیز است و میگوید: برو و آموزشها را ببین . حتی مواقعی که سیدیهای آموزشی را گوش میدهم، او اصرار دارد صدای آن بلند باشد تا خود نیز بهرهمند شود. این حمایت معنوی باعث شد بتوانم آزمونها را با موفقیت پشت سر بگذارم و اکنون لژیون خود را تشکیل دادهام. اگر دخترم نبود، ممکن بود سالها پیش این مسیر را رها کنم. گرچه من مصرفکننده مواد نبودم، اما تخریب در درون من بیشتر از یک مسافر بود؛ زیرا منیت و غرور در همسفران بهظاهر عادی بیشتر بروز میکند. کنگره این آگاهی را به من داد که هر انسان، چه مصرفکننده و چه غیرمصرفکننده، نیازمند آموزش و اصلاح درونی است. در پایان، میخواهم دربارهی حس سپاسگزاری سخن بگویم. آقای مهندس در پایان هر سخنرانی از شنوندگان تشکر میکنند. این رفتار به من آموخت که قدرشناسی تنها برای هفتهی همسفر نیست، بلکه باید همواره از کسانی که به ما آموزش میدهند، یاری میرسانند و بال پرواز ما هستند، سپاسگزاری کنیم. قدردانی از خداوند و بندگانش، پایهی آرامش و رشد درونی است. از توجه شما سپاسگزارم و برای همهی همسفران آرزوی آرامش، رهایی و موفقیت دارم از اینکه به صحبتهای من توجه نمودید سپاسگزارم.

تایپ : مسافر محمودرضا لژیون پنجم، مسافر ناصر لژیون دوازدهم، مسافر مهدی لژیون دوم
ویرایش و ارسال : مسافر مهرداد لژیون هفتم
- تعداد بازدید از این مطلب :
104