گفت و گو با همسفر فاطمه
ـ چه چیزیهایی از کنگره یاد گرفتی؟
دوبار سیدی نوشتم
ـ چی از سیدی یاد گرفتی؟
استاد میگفت نباید به زور وارد قلب دیگران بشی
باید با محبت وارد قلب دیگران بشی
با زور و خشم که وارد بشیم اصلا خوب نیست
ـ اینجا چیا دوست داری؟
روزهایی که لژیون دومخدمتگزاره را دوست دارم
دوست دارم جارو من هم بزنم
ـ به نظرت دوستیت با بابا قبل از کنگره چه فرقی با الان کرده؟
همیشه اینجور بودیم، ولی الان بیشتر و بیشتر و بیشتر شده
ـ اگه بخای به دوستات بگی کنگره چجور جاییه، چی بهشون میگی؟
میگم خوبِ، خوبه
ـ توی لژیون چه وقتایی را بیشتر دوست داری؟
وقتایی که میگن کتاب بخونیم و بابام با من میخونه
ـ اومدن به کنگره برات سخته نیست؟
نه، باحاله
مرزبانها را دوست دارم، خیلی مهربونن
ـ چرا میای کنگره؟
کنگره را دوست دارم
بخاطر بابام، میخوام بابام خوب بشه، ترک کنه

- تعداد بازدید از این مطلب :
554