English Version
This Site Is Available In English

سکوتی پر از امید

سکوتی پر از امید

همسفر نازنینم:
در مسیر پر‌فراز و نشیبی که زندگی نام دارد؛ بودند لحظه‌هایی که حتی نفس کشیدن دشوار بود. راهی پر از بیم‌ و کم‌نور و تاریک بود. پاهایم به سستی می‌رفتند، دلم پر درد و ذهنم خسته از نبردی که گاهی پایانش را نمی‌دیدم؛ اما درست در همان لحظه‌ها، تو ساکت، صبور و عاشقانه ماندی. تو هیچ‌گاه از من نپرسیدی کی تمام می‌شود؟ فقط نگاه کردی و با سکوتی پر از امید گفتی: «می‌گذرد، من کنارت هستم.»

تو فقط همسفر نبودی …
تو آینه‌ای شدی که تصویر واقعی من را بازتاب داد؛ همان من خسته؛ اما هنوز امیدوار. یاد دادی که "سفر" یعنی با عشق رفتن، نه صرفاً عبور کردن. یاد دادی که صبر، زیباترین جلوه‌ی ایمان است و لبخند، نیرومندترین پناه در سخت‌ترین روزها. گاهی که در گرداب شک می‌غلتیدم، صدای آرامت مرا به ساحل بازمی‌گرداند. گاهی که در طوفان گم می‌شدم، نگاهت فانوس شب‌های تارم می‌شد.

همسفر من …
تو با حضور آرامت معنای دوباره‌ای به رهایی دادی. تو بخشنده‌ای که حتی در خاموشی، اندیشه‌ات مددگر بود. تو همان دستی هستی که از عمق تاریکی شعله‌ی ایمان را بیرون کشید. در طول این مسیر فهمیدم: سفر فقط یافتن نیست؛ بلکه ساختن است و اگر من دوباره ساخته شدم، لایه‌به‌لایه، از عشق تو الهام گرفتم.

تو تکیه‌گاه من شدی، نشانه‌ی نور و دلیلی برای ادامه دادن حتی وقتی هیچ چیزی روشن نبود. سپاس می‌گویم: از خدای عشق که میان تمام بی‌قراری‌ها، همراهی چون تو نصیبم کرد. باشد که در ادامه‌ی این راه، مهربانی‌ات؛ هم‌چون چراغی همیشه در خانه‌ی دلم بماند.تو سهمی از رهایی منی و این سهم را هیچگاه فراموش نخواهم کرد.

نویسنده: مسافر محسن (لژیون دوم)
تنظیم و ارسال: راهنما مسافر محمدرضا نگهبان سایت

مسافران نمایندگی اردستان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .