English Version
This Site Is Available In English

تداعی شدنِ تصویر رهایی مسافرانم هنگام خواندن دعا

تداعی شدنِ تصویر رهایی مسافرانم هنگام خواندن دعا

به نام قدرت مطلق الله، خدایی که به‌تنهایی برای همه چیز کافی است.

با دلی پر از آشوب و ناامیدی از آینده‌ای که تاریک بود و با این فکر که هیچ راه چاره‌ای نخواهم یافت، چون بارها بیمارم برای ترک به کمپ رفته بود؛ اما نتیجه‌ای حاصل نشده بود، نیمه‌شب‌ها از خواب بیدار می‌شدم و فکر و خیالِ اینکه چه خواهد شد، آرامم نمی‌گذاشت.

هیچ راه‌حلی برای مشکلاتم نمی‌یافتم و روزها را با اندوه، فکر و ناامیدی سپری می‌کردم. باخدا چنین می‌گفتم و گلایه می‌کردم: «خداوندا! مگر من بندهٔ تو نیستم؟ چرا دستم رانمی‌گیری؟ چرا فریادها و ناله‌هایم را نمی‌شنوی؟ چرا بی‌قراری‌هایم را نمی‌بینی؟ اگر تو به فریادم نرسی، من کجا بروم؟»

اشک‌هایم سرازیر می‌شد. من علاوه بر همسرم، پسرم نیز درگیر اعتیاد است. سال‌ها درگیر اعتیاد همسرم بودم و صبر کردم، پای فرزندانم ماندم؛ اما خواست خدا بر این بوده که این بار با فرزندم نیز مرا به امتحان بکشد و این درد هزاران برابر سخت‌تر است.

نمی‌دانم در کدامین شب‌های بی‌قراری، خداوند صدای مرا شنید که مسیر کنگره را توسط یک دوست برایم آشکار ساخت. روزی که به کنگره آمدم و اعلام سفر رهاشدگان را شنیدم، نور امید در دلم دمیده شد. با خود گفتم: «اینجا مسافران من هم رها می‌شوند».

همسرم برای درمان به کنگره می‌آید؛ اما پسرم... به قول راهنمای خوبم خانم سمیه، شاید هنوز زمانش نرسیده باشد. بااین‌حال، من امیدوارم و یقین دارم روزی مسافرانم را در حال اعلام رهایی خواهم دید و خودمان را یکی از خدمتگزاران کنگره می‌بینم؛ تصویری که هنگام دعا همیشه در ذهنم تداعی می‌شود.

به امید آن که همه به مراد دلشان برسند و من نیز رهایی مسافرانم را ببینم.

نویسنده: همسفر آرزو رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون سوم)
ویرایش: همسفر پرستو رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون نهم) دبیر اول سایت
تنظیم و ارسال: همسفر شیوا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون نهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی زنجان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .