هفته همسفر را خدمت تکتک همسفران عزیز کنگره ۶۰ تبریک عرض میکنم. نمیدانم از کجا شروع کنم؛ خدایا، خودت به قلم من فرمان بده تا بتوانم بنویسم، از واژه “همسفر”. همسفر یعنی کسی که بتواند در هر شرایطی از زندگی، کنار مسافر خود باشد؛ چه در شرایط سخت و دشوار و چه در روزهای خوب و عالی. من توانستم در کنگره۶۰ همسفر باشم، به واسطه مسافرم؛ پاره تنم و عزیزترین کس زندگیام. با وجود او بود که وارد کنگره۶۰ شدم، یا بهتر است بگویم وارد بهشت شدم. چرا که اگر در کنار فرد مصرفکننده مواد مخدر نباشی، اگر درد و رنج او را از نزدیک ندیده باشی، اگر با او زندگی نکرده و نسبتی با او نداشته باشی، اجازه ورود به این بهشت را نخواهی داشت. «بهشت را به بها میدهند، نه به بهانه».
مگر میشود در راحتی، دور از تشنج و مشکلات، همیشه در خوشی بود و انتظار ورود به بهشت را داشت؟ بهشت سهم کسی است که عبور از مشکلات را یاد بگیرد، مسائل خود را حل کند، از سختی راه نترسد، به خداوند ایمان داشته باشد، یک جفت کفش آهنین به پا کند و در مسیر حرکت کند. کسی که از روزگار سیلی بخورد، آبدیده شود، از کورههای بسیار داغ عبور کند، خم به اَبرو نیاورد، صیقل بخورد و از آهن و مس، به طلا تبدیل شود. آنگاه است که میتواند وارد بهشت شود و در آن ماندگار بماند.
همسفر یعنی بال پرواز؛ یعنی آزاد و رها شدن از قید و بندهای زندگی، یعنی باز کردن قفل و زنجیرها از پای خود تا بتوانی بهتر پرواز کنی و به اوج برسی. همسفر یعنی اگر در سفر زندگی زخمی خوردی، بتوانی جراح باشی؛ خودت پارگیها را بخیه بزنی و مرهمی بگذاری بر دردِ بیدرمانی که یقه عزیزت را گرفته و ذرهذره ریشه جان او را میخورد. اما برای این کار، باید آموزش دیده باشی. باید بتوانی پرستاری کنی؛ چرا که این درد، تنها با کمک گرفتن از متخصصی باکفایت درمان میشود؛ کسی که خود روزگاری زخمی بوده و امروز به جراحی زبردست و ماهر تبدیل شده است.
پس باید از راه و روشی که او تجویز کرده پیروی کنی و در کنار پرسنل آموزشدیده و ماهر بایستی. مطمئن باش اگر گوشبهفرمان باشی، از حرکت نایستی، امیدوار بمانی و در کنار مسافر خود قدم برداری، تبدیل به عقابی میشوید که بر فراز ابرها، از سختترین طوفانها عبور میکند.
خداوندا، همیشه دعا میکردم به عقوبت گناهانم عزیزانم را گرفتار نکنی؛ اما امروز مرا با مسافرم، با پاره تنم، آزمایش کردی تا بیشتر درد بکشم و بیشتر بفهمم. فهمیدم حکمت تو بر این بوده که من بیشتر آموزش ببینم، تغییر کنم و تبدیل شوم. تو خود بر همه امور واقفی؛ میدانی کِی و کجا باید گوش بندهات را بگیری و بپیچانی و کِی و کجا باید با او مهربانی کنی.
چرا که آموختم: یا باید آموزش بگیرم، یا باید تقاص پس بدهم. بابت تمام نعمتهایت؛ شکر… شکر… شکر…
نویسنده: راهنمای تازه واردین همسفر معصومه
ارسال: همسفر مهدیه رهجوی راهنما همسفر مهتاب (لژیون دوم)، دبیر اول سایت
نمایندگی همسفران خمین
- تعداد بازدید از این مطلب :
106