قبل از کنگره، در دنیای تاریکی که ناشی از اعتیاد مسافرم بود غرق بودم؛ دنیایی که پر از ناامیدی، ترس، خشم، استرس و… در نهایتِ تنهایی و گریه بود. همه جور خودم را به این در و آن در میزدم تا راهی برای نجات زندگیام که در حال سوختن بود پیدا کنم. بالاخره اِذنِ ورودمان به کنگره، توسط قدرت مطلق، در ۱۳ آذرماه سال ۱۳۹۶ صادر شد.
در ابتدای ورودم، بهخاطر تفکرات اشتباهم، فقط میخواستم اطرافیان، مخصوصاً مسافرم را تغییر دهم که این موضوع باعث میشد بیشتر فرسوده شوم؛ ولی از وقتی «رهاکردن» را یاد گرفتم، از آن به بعد حالم رو به بهبودی رفت، چون آموختم هر کسی مسیرِ متفاوتی دارد.
در پایان، از مسافرم بابت تمامی دلگرمیهایی که در طول زندگی به من داد تشکر میکنم و از پسرم بابت تمام رفتارهای اشتباهی که با او داشتم عذرخواهی میکنم. از بنیان کنگره و راهنمای اولم، همسفر پروانه، و راهنمای دومم، همسفر الههٔ خوبم، بابت وجود سبزشان کمال تشکر را دارم. این هفتهٔ زیبا را ابتدا به خانم آنی بزرگ و در ادامه بهتمامی همسفران کنگرهٔ ۶۰، علیالخصوص همسفران شعبهٔ بوئینزهرا، تبریک عرض میکنم.
نویسنده:راهنما همسفرآمنه
تایپ و ویرایش:همسفر فریبا رهجوی راهنما همسفر آمنه (لژیون دوم)
عکاس:همسفر اعظم شریف رهجوی راهنما همسفراعظم(لژیون اول)
ویراستاری و ارسال: همسفر مینا رهجوی راهنما همسفر اعظم دبیر سایت ( لژیون اول)
- تعداد بازدید از این مطلب :
100