یکی از مهمترین مسائل در طول زندگی انسانها مسئله حال خوش میباشد؛ رسیدن به حال خوش نیازمند رعایت یکسری قوانین است که اگر آنها را رعایت نکنیم نهتنها به حال خوش نمیرسیم، بلکه ممکن است گرفتار حال بد نیز بشویم. در این سیدی استاد امین راههایی که ممکن است انسان وارد تاریکی شود را بیان کردهاند، که دانستن آنها مانع ورود ما به تاریکی میشود و رعایت صحیح نکات، حال خوش را در بر دارد.
انسان زمانی دچار سقوط میشود که اندیشه مخربی وارد ذهن او شود؛ این اندیشه مخرب، اندیشه برتری بر سایر موجودات و همچنین انسانهای دیگر است؛ درست مانند ابلیس که خود را برتر از انسان میدانست، حاضر به سجده نشد و برای اثبات برتریاش از خداوند فرصت خواست؛ این عقیده را باور داشت و بر آن پافشاری میکرد که همین موضوع باعث سقوط و مطرود شدن او از درگاه خداوند شد.
مسئله بعدی در این سیدی خواستههای انسان است؛ همانطور که میدانیم نفس انسان دارای خواستههایی میباشد که به دو دسته معقول و نامعقول تقسیم میشوند؛ اگر انسان بخواهد به طرف خواستههای نامعقول حرکت کند، سه راه برایش وجود دارد که همان اجزای مثلث تاریکی یعنی وسوسه، عصیان و فراموشی هستند. راه اول اجرای خواستههای نامعقول است که همان کشش، جاذبه یا وسوسه میباشد؛
راه دوم اجرا نکردن خواستههای معقول است که همان عصیان یا طغیان میباشد و نافرمانی از خواستههای معقول و فرامین است؛ راه سوم نادیده گرفتن خواستههای معقول و در واقع همان فراموشی میباشد که در ادامه توضیح داده خواهد شد. ضلع اول که همان وسوسه است از جهل و نادانی انسان سرچشمه میگیرد و به علت زیادهخواهی است؛ این وسوسه در مورد خواستههای نامعقول بیان میشود.
ما در کنگره۶۰ کلمه وسوسه را در مورد مصرف موادمخدر به کار نمیبریم، زیرا در اثر به هم ریختن سیستم شبهافیونی، بدن انسان نیاز به مواد مخدر را در خود احساس میکند و این وسوسه نیست؛ برای مثال، هنگامی که به اندازه کافی و در زمان مناسب خوابیده باشیم یعنی ۷ ساعت خواب شبانه داشته باشیم، صبح که از خواب بیدار میشویم اگر دلمان بخواهد که باز بخوابیم، این وسوسه است که با حرکت کردن از ما دور میشود؛ ولی هنگامی که ساعت ۳ شب خوابیده باشیم و ساعت ۵ بیدار شویم، احساس خوابآلودگی ما ناشی از نیاز ما به خواب است و وسوسه نیست.
ضلع دوم، فراموشی خواستههای معقول است؛ انسان هیچ مطلبی را فراموش نمیکند، بلکه آنها را در ذهن خود مدفون میسازد که این موضوع باعث ورود ما به تاریکی میشود و ما در مورد موضوعات کم اهمیت، آنقدر مشغول میشویم که پس از گذشت مدت زمان طولانی، متوجه میشویم مسائلی که برای زندگی ما اهمیت داشته است را فراموش کردهایم، آنها را انجام نداده و زمان را از دست دادهایم.
ضلع بعدی عصیان یا طغیان است که به معنای رد مستقیم یا غیرمستقیم فرمان معقول میباشد؛ برای مثال، راهنما به رهجو فرمان میدهد که داروی خود را کم کند و رهجو به صورت پنهانی این فرمان را انجام نمیدهد یا اینکه مستقیما به راهنما اعلام میکند که نمیخواهد کم کند؛ البته طغیان به دو دلیل در انسان ایجاد میشود که یکی از آنها بهخاطر فشار درونی است و دیگری بهدلیل درک نکردن و هضم نکردن یک موضوع است؛
مثل اینکه تا وقتی ما ندانیم و درک نکنیم که نماز خواندن چه آثار مثبت و چه خاصیتی دارد آن را انجام نمیدهیم یا به دلیل اینکه فشارهای زیادی به ما وارد میشود، در هنگام خشم یا ترس یک عمل معقول را انجام نمیدهیم و نافرمانی میکنیم. باید این نکته را بدانیم که دانستن مطالب مختلف به تنهایی کافی نیست بلکه تکرار مداوم آن مطالب، درک و هضم آنها را در ما ایجاد میکند؛ باید مطالب را بخوانیم، تکرار کنیم و در زندگی کاربردی کنیم تا راهگشای ما شود و از تکرار اشتباه جلوگیری کند و در نهایت بتوانیم به حال خوش برسیم. در انتها از راهنما همسفر فریده که برای آگاهی ما بسیار کوشش میکنند ممنون و سپاسگزارم.
منبع: سیدی مثلث تاریکی
نویسنده: راهنمای تازهواردین همسفر زینب
رابط خبری: راهنمای تازهواردین همسفر بیتا
عکاس: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون بیستوششم)
ویرایش و ثبت: همسفر هانیه رهجوی راهنما همسفر فتانه (لژیون چهاردهم) دبیر اول سایت
همسفران نمایندگی شادآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
112