English Version
This Site Is Available In English

نور امید

نور امید

سلام مسافر مهربانم.

همسفرت شدم و سفری که از ابتدا با تو آغاز کردم بهترین سفر زندگی من بود، با تمام فراز و نشیب‌هایش، شیرینی‌ها و سختی‌هایش، تو شدی مربی من و در کنار تو آموختم چگونه از نردبان زندگی بالا بروم و در برابر مشکلات صبور باشم. تو انتخاب من بودی و تصمیم گرفتم همیشه با تو باشم. آن‌قدر رفتیم تا رسیدیم به منطقه‌ای ۶۰ درجه زیر صفر، خیلی سرد بود. هر بار از سرما به خدا پناه می‌بردم تا شاید مسیری نشانم دهد که جرقه‌ای از نور و گرما را ببینم. بالاخره پیدا شد... نور امیدی که نجات‌بخش لحظات زندگی‌ام بود. راهنمای مهربانم گفت: طاهره مسیر دشواری در پیش داری که باید کفش‌های آهنی به پا کنی و بسیار صبور باشی. با خودم گفتم کفش آهنی یعنی چه؟! مگر قرار است چه اتفاقی بیافتد؟ تصمیم گرفتم بمانم و آموزش بگیرم که ابتدا خدمتگزار مسافرم باشم تا که روزی برسد لیاقت داشته باشم خدمتگزار همسفران دردکشیده مانند خودم باشم.

خدا را شاکرم که به واسطه مسافرم اذن ورودم به کنگره ۶۰ صادر شد. مسافر مهربانم، در کنار تو بودن بهانه‌ای بود برای پیدا کردن خودم، قرار بود بال پرواز تو باشم؛ اما به جایی رسیدم که خودم نیز در حال پرواز کردن هستم، پروازی پر از احساس عشق ورزیدن به هستی و اطرافیانم.

من دوش‌به‌دوش او بودم اما اکنون او من را تنها گذاشته و در کنارم نیست. اکنون می‌دانم چرا راهنمایم گفت کفش آهنین به پا کن و صبور باش، چهار سال است به تنهایی سفر می‌کنم تا روزی برسد که خداوند اذن ورود مسافرم را هم صادر کند و بتوانیم با هم تا اوج پرواز کنیم و دوباره دوش‌به‌دوش هم شویم. مسافر عزیزم دردت را به جان می‌خرم، تو تنها نیستی، من در کنارت هستم و بدان دلی هست که می‌خواهد بمانی و بچشی طعم زندگی‌ای که سال‌ها فراموش کرده‌ای. می‌دانم خسته‌ای و توان جنگیدن نداری؛ اما من به جای تو نور امید را زنده نگه می‌دارم. به من تکیه کن تا با هم از این درد عبور کنیم و به روشنایی برسیم.

در انتها از پدر مهربانم استاد دژاکام «بزرگ‌مرد تاریخ معاصر ایران» کاشف روش DST و شربت درمان OT بسیار سپاسگزارم که اجازه دادند همسفرانی خسته‌دل مانند من در کنگره بمانند و آموزش بگیرند تا هم خودمان در آرامش باشیم و هم اجازه دهیم اطرافیانمان در آرامش زندگی کنند.

از شما عزیزان سپاسگزارم که وقت گذاشتید و دلنوشتهٔ من را خواندید. برای نجات و رهایی مسافر من و امثال مسافر من دعا کنید.

نویسنده و تایپیست: همسفر طاهره رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون ششم)
عکاس: همسفر مبینا رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون شششم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سهیلا (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ایران

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .