به مناسبت هفته همسفر افتخار این را پیدا کردیم تا در خدمت ایجنت محترم همسفران آقا، همسفر علی باشیم و گفتگویی صمیمانه با ایشان داشته باشیم و از ایشان سپاسگزاریم که برای انجام این مصاحبه ما را پذیرفتند. امیدواریم این مطالب و بیان تجربیات و نظرات یک همسفر نوری باشد برای نشان دادن مسیر رشد و رسیدن تعادل برای همسفران آینده تا بتوانند به این جمع با محبت بپیوندند و مسیر رشد و تعالی را طی نمایند.
هفته همسفر را خدمت تمام همسفران، بخصوص همسفران در کنگره60 صمیمانه تبریک عرض میکنیم.

لطفا خودتان را به رسم کنگره معرفی نمائید.
سلام دوستان علی هستم همسفر، مسافر من محمدرضا، آنتی ایکس مصرفی تریاک شیره شیشه قرص و اوتی، راهنمای محترمش آقا کاظم لژیون یکم شعبه رضوی، راهنمای خودم آقا مصطفی لژیون یک شعبه همسفران مشهد ورزش مسافرم فوتسال خودم فوتسال و والیبال الان هم در حال حاضر چهار ماه و نیمه که در حال سفره.
در ابتدای ورود به کنگره ۶۰، نگاه شما به جایگاه همسفر چگونه بود و این نگاه در طول مسیر چه تغییری کرد؟
در بدو ورودم به کنگره، نگاهم از همسفری این بود که من آمدهام تا به مسافرم کمک کنم و انشاءالله هرچه زودتر او را به رهایی برسانم و بعد از آن به زندگی عادیمان برگردیم.
اما بعد از گذشت یک یا دو ماه، شاید حتی کمتر، کمکم متوجه شدم که تمرکزم دیگر روی مسافرم نیست و بیشتر پیگیر مسائل و رشد خودم شدهام.
امروز که به آن مسیر نگاه میکنم، به این نتیجه رسیدهام که خداوند مسافر مرا وسیلهای قرار داد تا من بتوانم به این جایگاه برسم. پاسخ تمام گمشدههایی که سالها به دنبالش بودم، فقط از طریق مسافرم و با رسیدنم به کنگره ۶۰ برایم پیدا شد.
از چه طریقی با کنگره ۶۰ آشنا شدید و چه عواملی باعث شد در این مسیر ماندگار شوید؟
آشنایی من با کنگره ۶۰ از طریق مسافرم بود و الحمدلله این فرصت برایم فراهم شد که وارد کنگره شوم.
اما چیزی که باعث شد در کنگره ماندگار بمانم، خدمت کردن بود؛ از خدمت مرزبانی گرفته تا نشریات، آبدارخانه و هر جایی که امکان خدمت وجود داشت.
خدمتها باعث شد ماندگاری من بیشتر شود و به لطف خدا اعتمادبهنفسی را که مدتها دنبالش بودم به دست بیاورم. همین اعتمادبهنفس در زندگی شخصیام هم بسیار راهگشا بود و باعث شد با انگیزهی بیشتری در این مسیر جلو بروم. انشاءالله در آینده هم ببینم کنگره چه خدمتها و «آبمیوه»های دیگری برای من خواهد داشت.
به نظر شما بهترین نقطه شروع خدمت برای یک همسفر در کنگره ۶۰ چیست؟
به نظر من بهترین نقطهی شروع خدمت برای یک همسفر، و حتی مسافر، سیدی نوشتن است. توصیه میکنم حتماً نوشتن سیدیها را جدی بگیرند و از سیدیهای هفتگی هم غافل نشوند.
در کنار آن، مطالعهی جزوهها و کتابهای کنگره ۶۰، بهویژه کتاب «۶۰ درجه» و «چهارده وادی» که واقعاً کتاب عشق است، میتواند بسیار راهگشا و تأثیرگذار باشد.
اگر بخواهید پیامی کوتاه برای همسفران تازهوارد داشته باشید، چه میگویید؟
به همسفران تازهوارد میگویم اگر به دنبال پاسخ سؤالاتتان هستید، اینجا میتوانید آنها را پیدا کنید و به جوابهای درست و منطقی برسید؛ البته اگر خودتان بخواهید.
من حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد سؤالاتی را که سالها در ذهنم داشتم، الحمدلله در کنگره پاسخ گرفتم و به بسیاری از آنها رسیدم. شما هم اگر تلاش و پیگیری داشته باشید، حتماً به پاسخ سؤالاتتان خواهید رسید.
از نگاه شما «همسفر» چه معنا و مفهومی دارد؟
همسفر برای من قبل از کنگره و حتی الآن، به معنای همدم، همراه، همصحبت و همدرد است؛ کسی که در پستیوبلندیهای مسیر زندگی کنارت باشد. همسفر یعنی شریک درد و رنج، خوشی و خوشحالی؛ یعنی با هم بودن در تمام لحظات.
ما مردها اغلب خدمت سربازی را تجربه کردهایم؛ همسفر برای من شبیه یک همخدمتی است که وقتی در سختی و غصه گیر میکنی، هوایت را دارد. شاید چیز زیادی نداشته باشد، اما از همان داشتهی کمش هم مایه میگذارد.
به نظر من، همانطور که استاد امین میفرمایند: «با کمترین کنش، بهترین واکنش را میگیری.» حسِ پشتِ همسفری بسیار مهم است؛ کمیت آن مهم نیست، کیفیت حس آن اهمیت دارد. این میتواند تعریفی از همسفر باشد. امیدوارم همهی ما همسفران خوبی داشته باشیم.
مرزبان خبری: مسافر علیاصغر
عکاس: همسفر معین
مصاحبه، تایپ و ارسال: مسافر احمد
- تعداد بازدید از این مطلب :
90