English Version
This Site Is Available In English

همسفر، در کنار مسافر به‌عنوان پشتیبان او ایفای نقش می‌کند

همسفر، در کنار مسافر به‌عنوان پشتیبان او ایفای نقش می‌کند

جلسه دوم از دوره اول کارگاه‌های آموزشی عمومی همسفران و مسافران کنگره‌۶۰ ویژه جشن همسفر نمایندگی کارون به استادی ایجنت همسفر بنفشه، نگهبانی راهنمای تازه واردین همسفر مهتاب و دبیری راهنما همسفر لیلا با دستور جلسه «هفته همسفر، نقش همسفران خانم و آقا در درمان اعتیاد مسافران» روز سه‌شنبه ۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

جشن هفته همسفر را به همه اعضاء کنگره۶۰ تبریک عرض می‌کنم. صمیمانه و عمیقاً از خانواده آقای مهندس قدردانی و سپاسگزاری می‌کنم که قدم در این مسیر گذاشتند و این راه را پیمودند تا ما بتوانیم در اینجا آموزش ببینیم و بیاموزیم که زندگی را با چه دانشی و بر چه پایه‌ای بنا کنیم. به فردی که خود سابقه مصرف مواد مخدر ندارد، اما در کنار یک مصرف‌کننده زندگی کرده است، همسفر گفته می‌شود؛ کسی که به‌عنوان همراه درجه‌یک مسافر شناخته می‌شود و می‌تواند پدر، مادر، خواهر یا یکی از نزدک‌ترین اعضاء خانواده باشد. چنین فردی نیز وارد کنگره می‌شود و سفر خود را آغاز می‌کند؛ سفری که قطعاً مستلزم کنار گذاشتن «منِ» بازدارنده‌ای است که مانع پذیرش و حرکت می‌شود. زمانی که همسفر وارد سفر می‌شود، به‌دلیل نداشتن آگاهی کافی از صورت‌مسئله اعتیاد، با واقعیت‌هایی مواجه می‌شود که گاه او را دچار قضاوت و سردرگمی می‌کند؛ می‌بیند و می‌گوید تو مصرف می‌کردی و حالا مواد مختلفی نیز به آن اضافه شده است. همین ناآگاهی و اعتراف‌های بدون درک درست، زمینه‌ساز تشدید آشفتگی و هرج‌ومرج در زندگی می‌شود.

به همین دلیل است که همچنان با تأکید فراوان، از آقای امین یاد می‌کنم و معتقدم کنگره همراه مسافران است تا همسفر نیز به آگاهی و شناخت لازم برسد، در مورد صورت‌ مسئله اعتیاد اطلاعات کافی داشته باشد و بتواند در زمان مناسب، در کنار مسافر و به‌عنوان پشتیبان او ایفای نقش کند تا هر دو در کنار هم، به رهایی دست یابند. من در خانه نقش بازرس و مراقب را بر عهده گرفته بودم؛ دائم مواظب بودم کجا می‌رود، با چه کسی رفت‌وآمد دارد و چه چیزی مصرف می‌کند. جیب‌هایش را می‌گشتم، پول‌هایش را بررسی می‌کردم و به‌دنبال این بودم که چیزی پنهان نکرده باشد. عملاً به بازپرس خانه تبدیل شده بودم و هر بار که موردی پیدا می‌کردم، زندگی‌ام به آشوب کشیده می‌شد و تنش و التهاب سراسر فضای خانه را فرا می‌گرفت. تا این‌که با خود گفتم این چه مسیری است؟ خانواده بیمار است و من باید مانند یک پرستار مراقب باشم، نه این‌که با رفتار نادرست، بر زخم‌ها نمک بپاشم.

به‌تدریج متوجه شدم زندگی در کنار یک مصرف‌کننده چه تأثیر عمیقی بر من گذاشته است؛ چه‌قدر دچار تیک‌های عصبی شدم و چه آسیب‌هایی را به‌دلیل پنهان‌کاری از خانواده‌ام، تنها برای آنکه موضوع آشکار نشود، متحمل شدم. تمام ذهن و زندگی‌ام درگیر این بود که اکنون او کجاست، چه می‌کند، آیا مسافرم در خانه حضور دارد یا نه و حالِ روحی من تا چه اندازه آشفته است. زمانی که از این چرخه پایین آمدم و شروع به کار کردن روی خودم کردم و به حوزه درمان و به پختگی رسیدم، فهمیدم در آغاز شاید به‌ظاهر به‌خاطر مسافر می‌آمدم، اما در مسیر متوجه شدم خودم بیش از همه نیازمند تغییر و ترمیم بوده‌ام؛ این‌که چه‌قدر آسیب دیده‌ام، چه زخم‌هایی در زندگی مشترک خورده‌ام و اکنون لازم است پایه‌های زندگی را از نو و آگاهانه بسازم.

امیدوارم همه مسافران هر جا که هستند و به هر نحوی که ممکن است از این دستور جلسه‌ای که به لطف آقای مهندس هر سال اجازه برگزاری آن داده می‌شود بهره‌مند شوند و راهنما و رهبر در کنار خود داشته باشند. اگر دختر هستند و زندگی‌شان به آرامش و آسایش واقعی رسیده است، حتی همسفران خود را نیز به کنگره بیاورند تا هر دو، دوشادوش یکدیگر، به این موفقیت و رهایی دست یابند. این هفته را که به نام همسفر و نقش ارزشمند او نام‌گذاری شده است، صمیمانه تبریک می‌گویم و امیدوارم هفته‌ای پربرکت برای تمام همسفران باشد.

تصاویری از برگزاری جشن همسفر

تا باد چنین بادا

گروه سایت نمایندگی کارون

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .