وقتی به گذشته فکر میکنم زندگی خیلی خوب و شادی داشتم و با مسافرم چقدر خوشبخت بودم. بعد از سالها صاحب فرزند پسر شدم که ورق زندگی برگشت و تمام خوشیها از زندگی من از بين رفت و سایه سیاه اعتياد روی زندگی من افتاد و همسرم مصرفکننده مواد مخدر شد. چه روزهای سختی بود؛ ولی با تمام سختیها گذشت و بعد از ۱۲ سال به واسطه یکی از آشنایان که در کنگره سفر میکرد با کنگره آشنا شدیم و مسافرم سفر خود را شروع کرد و به لطف خداوند مهربان و آقای مهندس رها شدند و در کنگره شروع به خدمت کردن در جایگاه راهنمایی کردند.
ولی این بار ورق زندگی وحشتناک برگشت خورد و دوباره سایه سیاه اعتياد گریبان پسر عزيزم را گرفت و مصرفکننده مواد مخدر شد و چه روزهای سختی بود برای من مادر وقتی فهمیدم پسرم مصرفکننده شده است؛ ولی بال پرواز برای مسافرم شدم. خدا را شکر میکنم قبل از اينکه بفهمم پسرم مصرفکننده است با کنگره آشنا شده بودم و از آموزشهای کنگره استفاده کرده بودم و توانستم با صبر و آرامش که کنگره به من داده بود، این سفر را برای مسافرانم آسان کنم. زمانی خوشحالی من صد برابر شد که پسرم رها شد و گل رهایی را از دستان پر مهر آقای مهندس دریافت کرد و ما در آسمانها بودیم برای این رهایی زیبا و الان چهار سال از آن روز میگذرد و روزی هزاران بار خدا را شکر میکنم که کنگره را سر راه ما قرار داد.
امیدوارم که با خدمت کردن از زحمات آقای مهندس و راهنمایم تشکر کنم و برای این حال خوش که کنگره به من و خانوادهام داده است؛ این خدمت کردن از جبران خسارت از خودم شروع میشود، باید جبران کنم تمام رکود و سقوطی را که مدتها به دست و پایم زنجیر زده شده بود. این جبران خسارت حتما که هم سهل است و هم سخت، اکنون که موفق به قبولی در آزمون راهنمایی در قسمت تازهواردین شدهام؛ هدف من برای آینده خود و افراد خانوادهام روشنتر و مثبتتر شده است، همسر بودن برای من نعمتی در میان آن روزهای سخت بود امیدوارم که قدر آن را بدانم و به دیگر همسفران یاری برسانم.
نویسنده: همسفر عصمت رهجوی راهنما همسفر نسیم (لژیون هفتم)
رابط خبری: همسفر عصمت رهجوی راهنما همسفر نسیم (لژیون هفتم)
ارسال: همسفر بتول رهجوی راهنما همسفر نازنین (لژیون یازدهم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی رودهن
- تعداد بازدید از این مطلب :
166