English Version
This Site Is Available In English

همسفر قلب تپنده مسیر درمان است

همسفر قلب تپنده مسیر درمان است

هفته همسفر، هفته‌ دل‌هایی‌ است که بی‌صدا شکستند و سکوت کردند.هفته‌ چشم‌هایی که شب‌ها گریه کردند و صبح‌ها لبخند زدند. هفته‌ آدم‌هایی که سوختند؛ اما نخواستند بسوزانند. همسفر؛ یعنی کسی که درد را فهمید، بی‌آنکه خودش درد را فریاد بزند، کسی که ماند وقتی همه گفتند برو، کسی که خسته بود؛ اما خستگی‌اش را قورت داد تا ستون خانه فرو نریزد در مسیر سخت درمان، در دل طوفان اعتیاد.

کنگره۶۰ جایی شد، برای دوباره نفس کشیدن و همسفر، قلب تپنده‌ این مسیر شد. همسفر؛ یعنی گریه در سکوت و امید در اوج. ناامیدی، یعنی شب‌هایی که خواب نداشت؛ ولی دعا داشت. همسفر یعنی دست‌هایی که لرزید؛ اما رها نکرد. در کنگره۶۰ همسفر تنها یک همراه نیست، یک ستون محکم است. همسفر یعنی دیدنِ سقوط و هنوز ایمان داشتن به برخاستن، باور به درمان حتی وقتی دل پر از ترس است.

همسفر قهرمان‌های بی‌مدال، بی‌تشویق، بی‌دیده‌ شدن هستند، کسانی که خودشان شکستند تا دیگری دوباره ساخته شود. در کنگره۶۰ همسفر اول خودش را می‌سازد‌، بعد چراغ راه می‌شود. همسفر؛ یعنی صبر آن‌هم صبری که به گریه آغشته است، لبخندی که واقعی نیست؛ اما لازم است. یعنی دلِ زخمی و زبانِ ساکت، باور داشتن وقتی هیچ نشانه‌ای نیست.

یعنی ایستادن وقتی نشستن هم سخت است. هفته‌ همسفر در کنگره۶۰ هفته‌ قدردانی از دل‌های نجیب است، دل‌هایی که فهمیده نشدند؛ اما فهمیدند قضاوت شدند اما قضاوت نکردند. همسفرها فرشته نیستند، انسان‌اند با قلب‌هایی خسته اما با عشقی بزرگ‌تر از خستگی.

این هفته به احترام اشک‌های پنهان‌شان در کنگره۶۰ سر تعظیم فرود می‌آورم، به احترام ماندن‌شان وقتی رفتن آسان‌تر بود، به احترام قلب‌هایی که شکست؛ اما هنوز می‌تپد. هفته‌ همسفر یعنی تشکر از تمام تحمل کردن‌ها، از تمام باز هم ادامه می‌دهم‌ها، از تمام دوست داشتن‌هایی که دیده نشد.

همسفر؛ یعنی بارِ سنگینی که دیده نشد؛ اما هر روز حمل شد. یعنی دل‌نگرانی‌های بی‌پایان برای فردایی که نامعلوم بود؛ یعنی ترس از لغزش و دعا برای رهایی. در کنگره۶۰ همسفر یاد گرفت، اول خودش را نجات بدهد. یاد گرفت عشق با کنترل فرق دارد، یاد گرفت سکوت، گاهی درمان است. همسفر در کنگره۶۰ از سوختن به ساختن رسید، از گریه به آگاهی و از ترس به ایمان.

همسفر؛ یعنی دوباره متولد شدن بی‌آنکه دیده شود، ترمیم زخم‌هایی که سال‌ها پنهان بودند. همسفر در مسیر آموزش‌های کنگره۶۰ فهمید، نجات دادن با رها کردن آغاز می‌شود. فهمید دوست داشتن حد و مرز دارد و فهمید خودش هم مهم است.

این هفته در کنگره۶۰ به احترام همسفر، دل‌ها می‌ایستند، اشک‌ها بی‌اجازه سرازیر می‌شوند و من با تمام وجودم، در سایه‌ آموزش‌های کنگره۶۰ می‌گویم: همسفر، تو دیده شدی، تو ارزشمندی،تو قهرمانی. در پایان، از صمیم قلبم هفته‌ همسفر را به تمام همسفرهایی که با عشق پا در مسیر کنگره۶۰ گذاشتند، تبریک می‌گویم.

نویسنده: همسفر تارا رهجو راهنما همسفر مریم (لژیون سوم)
عکاس: مرزبان خبری همسفر سمیه
ویرایش و ارسال: همسفر ندا رهجو راهنما همسفر معصومه (لژیون پنجم) دبیر دوم سایت
همسفران نمایندگی گوجان

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .