English Version
This Site Is Available In English

همسفر، نیروی حرکت مسافر

همسفر، نیروی حرکت مسافر

هشتمین جلسه از دور پنجم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی بروجن با استادی راهنمای محترم همسفر فرشید، نگهبانی مسافر عباس و دبیری مسافر علی با دستور جلسه «هفته همسفر (نقش همسفران خانم و آقا در درمان اعتیاد مسافران)» روز سه‌شنبه 9 دیماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۷ برگزار گردید.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان فرشید هستم یک همسفر.

هفته همسفر را به سرکار خانم آنی بزرگ، اولین همسفر کنگره ۶۰، و فرزندان گران‌قدرشان خانم شانی و خانم آنی کماندار، همچنین اولین همسفرِ آقا، آقای دکتر امین، تبریک صمیمانه عرض می‌کنم. 
تبریک ویژه‌ای نیز دارم خدمت تمامی همسفران کنگره۶۰، به‌ویژه همسفران نمایندگی بروجن.

همان‌طور که همه عزیزان آگاه‌اند، در قوانین کنگره۶۰ بندی وجود دارد با شماره ۸ که می‌فرماید: 
«واژه همسفر به کسی اطلاق می‌شود که سابقه‌ی مصرف مواد مخدر ندارد و برای تعالی اهداف کنگره ۶۰ تلاش می‌کند.»

کنگره ۶۰ در دو بخش مسافران و همسفران فعالیت می‌کند. در هیچ جای قوانین کنگره نوشته نشده که این مجموعه،  «مرکز درمان اعتیاد» است؛ بلکه اینجا جمعیت احیای انسانی است. 
احیای انسانی یعنی عبور از تاریکی‌ها — تاریکی مواد مخدر، سیگار، چاقی، افکار منفی و دیگر آسیب‌هایی که در روان و صور پنهان انسان رخ می‌دهد. انسانی احیا می‌شود که بتواند از این تاریکی‌ها گذر کند و به تعادل واقعی برسد.

تنها تفاوت میان همسفر و مسافر در بخش  «دارودرمانی» است؛ در غیر این صورت، تمامی آموزش‌ها، متون و قوانین کنگره برای هر دو یکسان‌اند. 
بنابراین این‌که بعضی تصور می‌کنند کنگره ۶۰ صرفاً برای مسافران است و همسفران فقط نقش همراه دارند، به نظر من تفکری نادرست است. 
کنگره ۶۰ برای همه انسان‌هایی است که، به‌واسطه‌ی مواد مخدر یا هر نوع تاریکی دیگر، درگیر آسیب‌هایی شده‌اند و در مسیر احیا و بازگشت به تعادل گام برمی‌دارند.

مسافر طی حدود ده تا یازده ماه، با مصرف داروی مناسب جسم خود را درمان می‌کند و پس از آن بر جهان بینی روان و صور پنهانش تمرکز می‌کند. 
او با یادگیری جهان‌بینی به سوی تعادل قدم برمی‌دارد. و اگر حتی به اندازه‌ی یک درصد یا یک درجه، حال خوب را در خود احساس کند و تغییر را لمس کند، باید قدر آن آگاهی را بداند.

در سی‌دی استاد امین با عنوان  «کفر» آمده است که  «کفر یعنی پنهان کردن حقیقت»
پس اگر کسی دریافته که کنگره ۶۰ می‌تواند حالش را خوب کند، تعادل روانی‌اش را بازگرداند و او را به آرامش برساند، وظیفه دارد این حقیقت را با دیگران تقسیم کند. 
پنهان کردن این آگاهی، نوعی خساست و در اصل همان کفر است که متأسفانه گاهی در عمل شاهدش هستیم. چیزی که می‌خواهم در مورد کفر و کفر ورزیدن بگویم، این است که با کفر، حقیقت از انسان گرفته می‌شود. در کنگره ۶۰ گفته می‌شود که درمان بدون همسفر کامل نمی‌شود، و معنای این جمله دقیقاً همین است.  

زمانی که من وارد کنگره شدم، حالم خوب شد، به درمان رسیدم و مواد مخدر را کنار گذاشتم. اما اگر کفر بورزم و این حال خوب را برای دیگران به‌ویژه برای عزیزم که سال‌ها با سختی‌ها و شادی‌ها کنارم بود نخواهم، در واقع آن حقیقت را از خودم پنهان کرده‌ام. اگر این حس خوب را با او تقسیم نکنم و به او منتقل نکنم، این جاست که آن حال خوب دوباره از من گرفته می‌شود. در چنین شرایطی، درمان شکننده می‌شود و احتمال بازگشت بسیار زیاد است.  

اما زمانی که این موهبت و دانایی‌ای را که در کنگره به دست آورده‌ام به دیگران، مخصوصاً همسفری که در خانه در کنار من زندگی می‌کند، منتقل کنم، درمانم تضمین می‌شود.  

وقتی کسی در کنگره درمان می‌شود اما حال خوب خود را فقط در محیط کنگره حفظ می‌کند و آن را به خانواده منتقل نمی‌کند، در واقع درمان او ناقص است. ممکن است در کنگره حالش خوب باشد انرژی بگیرد، خدمت کند، آموزش ببیند و با دوستانش خوش باشد، اما این حال خوب به خانه نمی‌رسد. افراد خانواده، چون از آموزش‌های کنگره بی‌خبرند، ممکن است به دلیل ناآگاهی تصمیم‌های اشتباهی بگیرند. مثلاً بخواهند با تجسس، تهدید، یا دخالت به او کمک کنند، در حالی که نمی‌دانند گاهی «کمک نکردن» خودش بهترین نوع کمک است.  

سال‌ها تجربه‌ی ما همین بود؛ خانواده‌ها با نیت خیر می‌خواستند از مصرف مواد، سیگار یا الکل دورمان کنند، اما گاهی با سرزنش یا تحریک به غیرت، وضع را بدتر می‌کردند. این رفتار از ناآگاهی و مهندسی‌نشدن دیدگاه نسبت به اعتیاد ناشی می‌شود.  

زمانی که همسفران در کنگره حضور پیدا می‌کنند، نخست برای آنان «مهندسی اعتیاد» توضیح داده می‌شود؛ چگونگی درمان تشریح می‌شود، ماهیت مصرف‌کننده و نحوه‌ی درمان دارویی بررسی می‌شود. آن‌گاه می‌فهمند که اعتیاد یک بیماری است، نه ضعف اخلاقی؛ همان‌طور که هر بیماری دیگری نیاز به شناخت، درمان و حمایت علمی دارد. درست مانند زمانی که یک پزشک برای خانواده بیماری را شرح می‌دهد تا بدانند با چه موضوعی روبرو هستند و چگونه باید رفتار کنند.

در مورد سایر بیماری‌ها، پزشکان به وضوح دستورالعمل‌هایی ارائه می‌دهند: چه کارهایی برای بهبودی زودتر انجام شود، چه بستری فراهم گردد، چه غذاهایی باید مصرف شود و چه داروهایی تجویز گردد. شاید ساعت‌ها جلسه میان خانواده بیمار، خود بیمار و دکتر برگزار شود تا آن عزیز سریع‌تر از بیماری رهایی یابد.

اما در مورد بیماری اعتیاد این گفتگوها و حمایت‌ها اغلب وجود ندارد. فرد مبتلا به اعتیاد ممکن است حتی از سوی خانواده و جامعه طرد شود و کمکی برای خروج از این تاریکی دریافت نکند. متأسفانه، به دلیل ناآگاهی و شبه‌علم رایج در جامعه که همواره به ضرر مصرف‌کنندگان است، اعتیاد را صرفاً یک مسئله عادتی می‌پندارند. در نتیجه، تنها اصرار بر «ترک عادت» وجود دارد و هیچ اطلاعی از فرآیند درمان صحیح یا مؤسساتی مانند کنگره ۶۰در دست نیست.

کنگره ۶۰ این موهبت را به ما اعطا می‌کند. دلایل حضور همسفران در کنگره ۶۰ بی‌شمار است؛ امروز فرصت یافتم چند مورد از این دلایل را بیان کنم. زمانی که همسفر همراه با شما در کنگره ۶۰ حضور می‌یابد و آموزش‌هایی را که شما کسب کرده‌اید، او نیز دریافت می‌کند، زندگی برای هر دوی شما آسان‌تر می‌شود. شما با راحتی بیشتری می‌توانید کشمکش‌ها و مشاجرات خانگی را کاهش دهید.

همچنین، ما در آستانه هفته همسفر و جشن همسفر در روز پنجشنبه هستیم. این جشن بهترین فرصت برای قدردانی از عزیزانمان است؛ تشکر از صلابت و صبری که این افراد سال‌ها با ما ساختند، با سختی‌ها سوختند و ساختند، و با کم و کاستی‌ها کنار آمدند.

در کنگره ۶۰ می‌آموزیم که باید قدردان خوبی دیگران باشیم. آن عزیزانی که در این مدت، در تاریکی مسیر ما، در کنارمان ماندند و ما را تنها نگذاشتند و برای بهتر شدن حالمان تلاش کردند؛ کسانی که همچون شمعی برای ما سوختند و روزگار جوانی ما را دیدند، اکنون زمان قدردانی از آن‌هاست. باید قدردان زحمات و صبر این عزیزان باشیم. ما در کنگره یاد می‌گیریم که حتی اگر کسی یک لیوان آب به ما بدهد، باید سپاسگزار باشیم. جشن‌های کنگره نیز دقیقاً در همین راستا، این درس قدردانی را به ما آموزش می‌دهند.

همسفری که این سالیان متمادی با ما بوده، شایسته قدردانی ویژه است. در جشنی که امروز همه عزیزان حضور دارند، حس بسیار خوبی در شعبه حکم‌فرماست. ما امروز از طرف همسفران دعوت شده‌ایم و میزبان ما نیز خود این عزیزان هستند. با حضوری جمعی و با اهدای یک هدیه، این قدردانی و سپاسگزاری را از ایشان به عمل می‌آوریم و مراتب سپاس خود را به جای خواهیم آورد. لازم است صحبتی هم درباره همسفران آقا داشته باشم؛ من امروز به نمایندگی از همه آقایان حاضر در جمع، اینجا خدمت شما هستم تا این پیام مهم را منتقل کنم که همسفر فقط خانم نیست. همسفر می‌تواند برادر، پسر، و هر عزیز دیگری از مردان اطرافتان باشد.

در شرایط کنونی جامعه که شاهدیم بسیاری از عزیزان درگیر تروماها، افسردگی‌ها و مشکلات روحی و روانی متعددی هستند، متأسفانه شاهد گسترش اعتیاد به سیگار، قرص و موادی هستیم که شاید کمتر به عنوان مواد مخدر شناخته می‌شوند؛ موادی مانند گل، حشیش و بنگ. همچنین، سن مصرف سیگار و الکل در جامعه به شکل نگران‌کننده‌ای پایین آمده است. اینجاست که آموزش، نقش حیاتی در پیشگیری ایفا می‌کند. همه ما می‌دانیم که پیشگیری بهتر از درمان است. چقدر بهتر است که با آموزش و آگاهی‌بخشی، افراد را متوجه کنیم که اعتیاد به سیگار، قلیان، پیپ، ویپ و سایر اشکال آن، همگی از یک خانواده هستند و یک سرانجام مشترک دارند. اگر از همین ابتدا بتوانیم پیشگیری کنیم، بسیار بهتر از آن است که روزی بخواهیم به فکر درمان این معضل بیفتیم.

مجدداً هفته همسفر را به همه شما عزیزان و به طور خاص به همسفران محترم بروجن تبریک عرض می‌کنم. ممنونم به صحبت‌های من گوش کردید.

تایپ: مسافر دانیال لژیون دوم
ویراستار: مسافر مسلم لژیون سوم
عکس: مسافر ابولفضل لژیون سوم
تنظیم خبر: مسافر کرامت
مرزبان‌ خبری: مسافر سلمان 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .