به نام خداوندی که محبتش بینهایت است.
شبیه باران است، دوست داشتنت را میگویم، بیامان میچکد از آسمان قلبم وخیال بند آمدن ندارد.
ما با هم همراه سفری پرماجرا شدیم، سفری از عشق و محبت، از دوست داشتن و امید، ولی این سفر چندان دوام نداشت، بعد از گذشت مدتی در نگاهش دیگر هیچ محبت و عشقی نمی دیدم. مسافرم درگیر تاریکی، ظلمت و سوء مصرف مواد شده بود، دیگر شور و اشتیاق از زندگی ما دور و دورتر میشد. من هم در سکوت و تنهایی خود بیشتر از قبل فرو میرفتم و در ذهن و افکارم به دنبال راهی برای رهایی از این یخبندان، برای رسیدن به آرامش، سلامتی و بهبودی، حس و حال خوب بودم.
این راه برای ما باز شد، وقتی برای اولین بار پا به این جمع گذاشتم، با دلی پر از امید و البته وحشت و ناامیدی به دنبال راهی برای رهایی از زنجیرههای اعتیاد بودم، اما نمیدانستم که این جا انتظارم را برآورده خواهد کرد و دنیای جدیدی را برایم باز خواهد کرد.
هر هفته با شوق و اشتیاق به کنگره میآمدم، در این جا یاد گرفتم که تنها نیستم و انسانهای بسیاری با داستانهای مشابهی دوستانه در کنار هم ایستادهاند.
در این سفر یاد گرفتم که رهایی واقعی نه تنها از جسم بلکه از ذهن و احساسات باید آغاز شود؛ در هر جلسه آن چه بیشتر از همه به من امید میداد، شنیدن تجارب دیگران بود، هر یک از همسفران با قصه هایی از رنج و امید، سفر خود را روایت میکردند و به من یادآوری میکردند که بهبودی ممکن است. لحظاتی که تنها با یک نگاه یا یک حرف میتوانیم بار یکدیگر را سبکتر کنیم و به هم قوت قلب بدهیم.
در این جا فهمیدم در خوشحالی و غم، در شادی و سختی باید در کنار یکدیگر باشیم و در دنیای تاریکی نوری برای هم باشیم. به عنوان یک همسفر من به این سفر ادامه میدهم و احساس میکنم که نه تنها در مسیر بهبودی خودم، بلکه در مسیر شفاف سازی زندگی و خانوادهام نقش دارم. حالا میدانم که رهایی تنها در ترک مواد مخدر نیست، بلکه در رهایی از قید و بندهای ذهنی و عاطفی نیز میتواند باشد.
بگذار این دلنوشته یادآور شادی، همدلی و عشق ما به یکدیگر باشد؛ به ما یادآوری میکند که با همکاری و پشتیبانی میتوانیم از موانع عبور کنیم و به سمت زندگی بهتری حرکت کنیم، ما نه تنها مسیری را طی میکنیم، بلکه در کنارهم تجربیاتی را خلق میکنیم که به ما کمک میکند به زندگی جدیدی امیدوار شویم.
سپاس گزارم از آقای مهندس دژاکام، خانوادهی محترمشان و همهی کسانی که در این راه همراه من هستند، به ما امید دادهاند و یادآور شدهاند که زندگی ادامه دارد و هر روز میتواند فرصتی نو و شگفتانگیز باشد.
.jpg)
نویسنده:همسفر مریم (راهنمای تازه واردین)
عکاس: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر طاهره (لژیون یک)
ویرایش و ارسال: همسفر نازنین رهجوی راهنما همسفر طاهره (لژیون یک) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی تربت حیدریه
- تعداد بازدید از این مطلب :
56