ابتدا هفته همسفر را خدمت اولین همسفران عشق و محبت، خانم آنی بزرگوار و فرزندان عزیزشان تبریک عرض میکنم و از این بزرگواران صمیمانه سپاسگزارم که آقای مهندس را همراهی کردند تا بستری گرم و ارزشمند چون کنگره۶۰ فراهم شود، مکانی مقدس که همسفران بتوانند در آن آموزش بگیرند و به حال خوش برسند. این هفته زیبا را به همه همسفران عزیز تبریک عرض میکنم. در اواسط دی ماه سال ۹۹ با حال بسیار خراب وارد کنگره۶۰ شدم. اعتیاد مسافرم یکی از مشکلاتی بود که با آن دست و پنجه نرم میکردم. پس از ورود به کنگره۶۰ و آموزشهایی که دریافت کردم به این موضوع پی بردم که آشفتگیهای من بیتأثیر در اعتیاد مسافرم نبوده است. من هیچ شناختی از مواد مخدر نداشتم.
مسافرم در ظاهر فقط مصرف سیگار داشت؛ اما اوضاع و احوال او نشان میداد که سالها مصرفکننده موادمخدر بوده است. مسافرم از آن دسته افرادی بود که مصرف خود را پنهانی انجام میداد، شاید این کار او به دلیل رفتار من بود که همیشه از فرد معتاد بیزار بودم. همیشه میگفتم چرا آدمها خودشان را گرفتار مواد میکنند؟ چرا تفکر درست ندارند؟ چرا مواد را کنار نمیگذارند؟ گاهی اوقات از الفاظ ناپسند استفاده میکردم. همه اینها به این دلیل بود که از مواد مخدر و تخریبهای آن آگاهی نداشتم، همیشه مصرفکنندهها را افراد بیاراده میدانستم که نمیخواهند مواد را کنار بگذارند. بیشتر اوقات این حرفها را پیش مسافرم میزدم تا بلکه به خودش بیاید و مصرف را رها کند؛ اما هیچکدام از این حرفها تأثیری نداشت.
مسافرم قبول نمیکرد که مصرف کننده است و جالب اینکه خود من هم دوست نداشتم بپذیرم که او مصرفکننده موادمخدر است. گاهی آشنایان با صحبتهایشان میخواستند این موضوع را به من بفهمانند؛ اما من به آنها میگفتم که فقط سیگار مصرف میکند و بهدلیل مصرف بالای سیگار چهرهاش شبیه مصرفکنندهها شده است. از مهمانیها و مسافرتها لذتی نمیبردم؛ چون مدام چهره مسافرم را با کسانی که مصرف مواد نداشتند مقایسه میکردم و این کار باعث تخریب بیشتر من میشد. دیگر چارهای نداشتم جز اینکه بپذیرم با یک مصرفکننده زندگی میکنم. با هیچ کس درد دل نمیکردم؛ چون دوست نداشتم، مشکلات خانه را بیرون ببرم. چند سال بود که مشکل اعتیاد مسافرم را به دوش میکشیدم و به شدت خسته و ناامید شده بودم. بعد از نماز اشک میریختم و به خداوند پناه میبردم و از خداوند طلب کمک میکردم؛ چون هیچ کاری از دست خودم بر نمیآمد. از خدا میخواستم، خودش کمک کند تا این مشکل حل شود.
بعد از چند سال سختی و عذاب یکی از آشنایان کنگره۶۰ را معرفی کرد. مسافرم وارد این مکان مقدس شد و من هم دو سه ماه بعد وارد شدم. مسافرم سفر چندان خوبی نداشت و گریز میزد، هنوز هم حالش چندان خوب نیست؛ اما من جایی را که میخواستم پیدا کردم و آرامشم را در کنگره۶۰ به دست آوردم. هنوز مشکلات زیادی دارم؛ اما به کمک آموزشهای کنگره۶۰ توانستهام مشکلاتم را بپذیرم؛ چون آموختم خداوند جهان را بر مبنای خوبی و بدی، سختی و آسانی خلق کرده است. پیش از این هیچ شناختی از این مفاهیم نداشتم و از لحاظ روحی و روانی بسیار آشفته بودم؛ حتی شاید اعتیاد مسافرم به خاطر همین آشفتگیهای من بود. از خداوند بینهایت سپاسگزارم که به من اذن ورود به کنگره۶۰ را داد تا از این آموزشها بهرهمند شوم. بهواسطه همین آموزشها است که امروز توانستهام به آرامش نسبی برسم. کنگره۶۰ با آموزشهایش تفکر انسانها را از نو میسازد. از راهنمایان عزیزم که مرا با حال خراب پذیرفتند و کمک کردند تا آموزش بگیرم و به آرامش لازم برسم، تشکر میکنم انشاءالله در ادامه بتوانم، خدمتگزار لایقی باشم. از آقای مهندس دژاکام و تمام خدمتگزاران کنگره۶۰ کمال تشکر و قدردانی را دارم.
نویسنده: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون ششم)
رابط خبری: همسفر نفیسه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون ششم)
عکاس: همسفر رقیه رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر بهاره نگهبانسایت
همسفران نمایندگی امین قم
- تعداد بازدید از این مطلب :
72