English Version
This Site Is Available In English

جنس همسفران کنگره۶۰ از جنس ساختن و ماندن است

جنس همسفران کنگره۶۰ از جنس ساختن و ماندن است

جلسه سوم از دوره اول کارگاه‌های آموزشی عمومی همسفران و مسافران کنگره‌۶۰ ویژه جشن همسفر نمایندگی پرند به استادی راهنما همسفر سمیرا، نگهبانی راهنمای ویلیام وایت همسفر الهه و دبیری راهنمای تازه‌واردین همسفر خدیجه با دستور جلسه «هفته همسفر، نقش همسفران خانم و آقا در درمان اعتیاد مسافر» روز چهارشنبه ۱۰ دی‌ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

در ابتدا خدا را شکر می‌کنم که توفیق این را داشتم روز جشن همسفر در این جایگاه بنشینم و این جایگاه را تجربه کنم. از ایجنت، گروه مرزبانی، بخش همسفران و مسافران بی‌نهایت سپاسگزارم که به من اجازه دادند خدمت کنم و آموزش بگیرم. از راهنمای خودم راهنما همسفر الهه سپاسگزارم که همیشه من را حمایت کردند. همچنین از آقای مهندس، خانم آنی بزرگ، خانم آنی کماندار، خانم شانی و استاد امین تشکر می‌کنم؛ چون اگر این عزیزان نبودند بستر ارزشمند کنگره فراهم نمی‌شد به خصوص تشکری ویژه دارم از خانم آنی بزرگ که بخش همسفران و گروه خانواده را راه‌اندازی کردند و نام زیبای همسفر را به من و امثال من اطلاق کردند. این جشن را به همه شما عزیزان، خانواده بزرگ کنگره‌۶۰ و همسفران کنگره به خصوص همسفران نمایندگی پرند تبریک عرض می‌کنم. دوستان، ما خانواده‌ها همسفر مسافرانی هستیم که سفر خود را از تاریکی‌ها به سمت روشنایی‌ها آغاز نموده‌اند؛ بنابراین خود را همسفر معرفی می‌‌کنیم؛ زیرا ما نیز سفر خود را آغاز نموده‌ایم. واژه همسفر وقتی معنا و مفهوم پیدا می‌کند که شخص، همراه مسافر آموزش ببیند و به شناخت و آگاهی نسبت به انسان، مواد مخدر و روش درمان اعتیاد برسد و خود او هم برای تغییر سفرش را آغاز کند.

کنگره‌۶۰ برای من همسفر ارزش بسیاری قائل شده و به من نام زیبای همسفر و بال پرواز را هدیه داده است به همین دلیل یکی از ۴ جشن مهم کنگره، جشن همسفر است و یک هفته به پاس قدردانی از همسفران به آن‌ها اختصاص داده شده است. من همسفر باید آگاه به نقش خود باشم و به درستی در کنار مسافری که به واسطه مصرف مواد مخدر در تاریکی‌ها فرو رفته و تمام حس‌های او یخ زده است ایفای نقش کنم؛ چون همه ما در مسیر تکامل خود مسافر هستیم و همسفرانی در کنار ما قرار دارند. در کنگره‌۶۰ هم به همین شکل است همسفران در کنار مسافران قرار گرفتند تا در این مسیر درمان و رهایی به آن‌ها کمک کنند. شاید من همسفر در ابتدا با این تفکر که فقط آمدم تا به مسافر خود کمک کنم تا او به درمان و رهایی برسد وارد کنگره شدم؛ اما کنگره‌۶۰ دیدگاه کاملاً متفاوتی دارد. بعد از ورود به کنگره متوجه شدم که من هم در کنار مسافرم در تاریکی‌ها بودم و تخریب‌های زیادی داشتم؛ ولی کنگره با آموزش‌های زیبایی که به من داد چراغ‌های زیادی را در دستان من قرار داد و باعث شد که هم بتوانم به درستی در کنار مسافرم قرار بگیرم و هم گره‌های درونی خود را باز کنم. کنگره‌۶۰ این فرصت را به من همسفر می‌دهد تا ذره‌ذره جهان‌بینی خود را تغییر دهم و تبدیل شوم.

آقای مهندس بارها فرمودند که درد و رنج بشر از دانش‌های کشف نشده است؛ اما ایشان این دانش را کشف کردند و به صورت رایگان در اختیار دیگران قرار دادند و این بسیار ارزشمند است. استاد امین در یکی از سی‌دی‌های خود خیلی زیبا می‌فرمایند کسانی که در تاریکی‌ها فرو رفتند و یخ زدند؛ اگر در کنار هم قرار بگیرند می‌توانند از بازتاب یکدیگر استفاده کنند در این صورت تمام یخ‌های آن‌ها آب می‌شود و به چرخه زندگی برمی‌گردند درست مثل چند کوه که در کنار هم قرار گرفتند از بازتاب همدیگر استفاده می‌کنند و دمای آن منطقه نسبت به مناطق دیگر کمتر کاهش پیدا می‌کند؛ چون نور خورشید را بین همدیگر بازتاب می‌کنند و گرمای خورشید را بین خودشان نگه می‌دارند؛ پس من متوجه می‌شوم که تکامل در جمع اتفاق می‌افتد. به نظر من همسفر بودن؛ یعنی صبر، عشق و محبت داشتن.

به نظر من یک همسفر واقعی در وادی چهاردهم قرار گرفته است؛ چون تو وجود یک همسفر چه چیزی می‌تواند باشد که با وجود تمام درد و رنج‌هایی که در زمان مصرف و اعتیاد مسافر متحمل شده باز هم در این مسیر پر از فراز و نشیب در کنار مسافر خود قرار گرفته است. به جز عشق و محبت در وجود یک همسفر چه چیزی می‌تواند باشد که با وجود نیامدن مسافر باز هم ادامه مسیر می‌دهد. جنس همسفران کنگره۶۰ از جنس ساختن و ماندن است، ساختن دوباره خود، ساختن دوباره زندگی و ساختن دوباره مسافرها، کنگره به من همسفر هنر درست زندگی کردن را آموزش می‌دهد. به من یاد می‌دهد که در این مسیر چگونه حرکت کنم تا مانعی سر راه مسافرم نباشم و چگونه مسافرم را حمایت کنم و پشتیبان او باشم. در کنگره به من همسفر در کنار مسافر آموزش‌های یکسانی داده می‌شود؛ چون من همسفر باید آگاه باشم که قرار است در چه مسیری در کنار مسافرم حرکت کنم و شناخت کافی نسبت به این مسیر داشته باشم. کنگره‌۶۰ برای من به عنوان یک زن ارزش قائل می‌شود؛ چون همه ما در مسیر زندگی مسافر هستیم و همسفر و مسافر در این سفر درمان و رهایی مکمل همدیگر هستند.

گاهی مواقع‌ همسفر و مسافر جای خود را با یکدیگر عوض می‌کنند. به همین دلیل هر دو باید آگاهی لازم نسبت به نقش‌هایی که دارند داشته باشند در واقع گاهی مسافر، همسفر و همسفر، مسافر می‌شود. همسفر و مسافر برای هم پله‌ای می‌شوند برای رهایی، درمان، صعود، پرواز و برای رسیدن به نور و روشنایی و اگر در این مسیری که در آن قدم گذاشته‌ام آگاه به نقش خود باشم به درستی می‌توانم ایفای نقش کنم. در واقع همسفر بودن به معنی صبر، گذشت کردن و سکوت کردن است و مسافر بودن به معنی حرکت کردن، یاد گرفتن و آموختن است. انرژی، عشق و محبت درونی مهمترین سرمایه یک همسفر است. کنگره‌۶۰ به من همسفر این آموزش را می‌دهد که چه‌طور این گنج درونی خود را از بین بیغوله‌هایی که دوران تاریکی اعتیاد در من ایجاد کرده بود استخراج کنم. چه‌طور بتوانم از آن‌ها به درستی در مسیر درست استفاده کنم. من همسفر ۳ مورد را در ابتدای ورود به کنگره یاد گرفتم که خیلی برای من ارزشمند بود.

اولین مورد این بود که ببخشید شاید این جمله را بارها شنیده باشید که اول خود و بعد مسافر خود را ببخشید. من تا زمانی که خود و مسافرم را نبخشیدم سفرم آغاز نشد، دومین مورد اعتماد کردن به مسافر بود. مسافری که بیرون از کنگره هیچ کس او را قبول نداشت. سومین مورد هم ایمان به کنگره بود. این خیلی مهم است که من نسبت به مسیری که در آن حرکت می‌کنم ایمان داشته باشم؛ اگر اولویت من کنگره باشد، کنگره هم من را در اولویت قرار می‌دهد؛ پس من همسفر باید به درستی در این راه ایفای نقش کنم. خدا را شکر می‌کنم که من هم به عنوان یک همسفر در کنار مسافرم در این مسیر قرار گرفتم. سپاسگزار این سیستم هستم؛ چون زندگی تازه شروع شده من را به من برگرداند. کنگره چیزهایی به من داد که فراتر از درمان اعتیاد بود. چیزهایی به من داد که در هیچ دانشگاه و هیچ کجایی نمی‌توانستم پیدا کنم.

من هم مثل همه همسفران زمانی‌که وارد کنگره شدم و کنگره‌۶۰ را درک کردم تمام وجودم فریاد شده بود تا به مسافرم بگویم که بهترین راه، درست‌ترین راه و تنها راه نجات درمان اعتیاد کنگره۶۰ است؛ اما مسافرم به واسطه پوسته‌ای که مواد مخدر به دور او بسته بود صدای من را نمی‌شنید؛ اما با صبر، زمان، آموزش گرفتن، تغییر کردن و با تفکر در مسیری درست حرکت کردن، بالاخره صدای من را شنید. یک همسفر خوب زمانی‌که در مسیر درست قرار بگیرد و جهان‌بینی را آموزش ببیند و تغییر کند، بالاخره این اتفاق قشنگ خواهد افتاد. از مسافرم بی‌نهایت تشکر می‌کنم که در این مسیر من را حمایت کرد. از راهنمای خودم راهنما همسفر الهه تشکر می‌کنم که معنی واقعی همسفر بودن را با آموزش‌های او درک کردم. جمله خودم را با این سخن از آقای مهندس تمام می‌کنم که می‌فرمایند: عقابی که با نیروی ایمان در پرواز باشد از سیل و طوفان‌های مسير در امان خواهد ماند.

تصاویری از برگزاری جشن همسفر

مرزبانان کشیک: همسفر مرضیه و مسافر کیانوش
تایپیست: همسفر مژگان رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول)
عکاسان: همسفر مهدیه رهجوی راهنما همسفر الهه (لژیون سوم) و همسفر سودابه رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر مژگان رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی پرند

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .