"به نام امواج عشق که از اوست"
چهارمین جلسه از دوره چهل و سوم کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگره۶٠ نمایندگی عمان سامانی (شهرکرد) به استادی راهنمای محترم همسفر حیدر، نگهبانی مسافر هادی و دبیری مسافر صادق با دستور جلسه "هفته همسفر" در روز سهشنبه ۹ دیماه ۱۴۰۴ رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
خلاصه صحبتهای استاد:
سلام دوستان، حیدر هستم، یک همسفر.
در ابتدا، هفته همسفر را به اولین همسفران کنگره ۶۰، خانوادهی محترم آقای مهندس، تبریک عرض میکنم. همچنین این هفته را به اولین همسفر استان خودمان، خانم مرجان، تبریک میگویم. اگر این عزیزان نبودند، آقای مهندس و همراهان ایشان نمیتوانستند با فراغ بال این علم کشفشده را به جامعهی بشری هدیه کنند.

آقای مهندس با خیالی آسوده، از اینکه همسفری با استقامت تمام همراهشان است، توانستند علمی را که کشف کرده بودند، گسترش دهند، کنگره را تأسیس کنند و به جایگاه امروز برسانند.
ایشان علمشان را به کسانی که در آن زمان به میدان آمدند و خواهان خدمت و کمک به انسانها بودند، منتقل کردند؛ آنها نیز هرکدام به شهر و دیار خود برگشتند و علم کنگره را بین انسانها گسترش دادند و باعث شادی و رهایی افراد بسیاری از بند اعتیاد شدند.
لازم به ذکر است که همسفر برای اینکه حال خودش خوب شود وارد کنگره میشود تا در ادامه بتواند با خروج از افسردگی و پریشانحالی، بالِ پروازی برای مسافرش باشد. زمانی همسفر میتواند برای مسافرش بال پرواز شود که علم کنگره را بیاموزد و بتواند خودش را با مسافر تطابق دهد.
برای مثال، اشتباهی که خود من داشتم، این بود که قبل از اینکه وارد کنگره شوم، مسافر خود را تعقیب میکردم و در محل مصرف مواد، با دوستانش به او میرسیدم. در این هنگام، هر واکنشی نشان میدادم، نتیجهای نامطلوب میداد. پس مجبور میشدم بدون اینکه چیزی بگویم یا کاری کنم برگردم. همین موضوع باعث میشد مسافر من در مصرف مواد آزادتر شود، زیرا آن پرده و حرمت از میان ما برداشته میشد.
حال چرا باید از همسفر خود قدردانی کنیم؟ فرض کنید شخصی که امروز مسافر است، زمانی با همسفر خود ازدواج کرد، همسفر به امید اینکه او تکیهگاهی برای زندگیش باشد، با او وارد زندگی مشترک شد.
حالا مرد خانه مصرفکننده شده است، در این هنگام همسفران به دو دسته تقسیم میشوند؛ کسانی که همسر و زندگی را رها میکنند و کسانی که میمانند، سختیها را تحمل میکنند و گاهی تکیهگاه مسافر هم میشوند تا مسافرشان به درمان برسد. این ایثار و مقاومت لایق ستایش و قدردانی است و ما به خاطر همین موضوع باید از همسفران خود سپاسگزاری کنیم.
همسفر زمانی که میبیند مسافرش بعد از رسیدن به درمان، به جایی رسیده که به دیگر مصرفکنندهها کمک و خدمت میکند، خوشحال میشود و تمام خستگی راه را از تن به در میکند.
من گاهی به این فکر میکنم که شاید مسافرها معتاد شدند تا به واسطهی آنها، منِ همسفر وارد کنگره شوم، از آموزشهای کنگره استفاده کنم و به آرامش و آسایش برسم.
امیدوارم روز پنجشنبه جشنی زیبا و پرشکوه برگزار کنیم و به نحوی شایسته، از همسفران خود قدردانی کنیم. ناگفته نماند که بهترین هدیه برای همسفران، رهایی مسافر است، ولی با همهی این حال، قدردانی از همسفر لازم و ضروریست.
از اینکه به صحبتهای من توجه کردید، از همهی شما سپاسگزارم.

عکسبرداری: مسافر میلاد لژیون هشتم
نگارش: مسافر علی لژیون یکم
ویرایش و ارسال: مسافر حمید لژیون نوزدهم
با احترام مرزبان خبری مسافر وحید
(11)(1)(1).gif)
- تعداد بازدید از این مطلب :
326