ابتدا شکرگزار خدای مهربانم هستم که مرا با «کنگره ۶۰» آشنا کرد؛
در سرزمینی که خاطرهها زندهاند…
آنجا که آنان که خوباند، همیشه سبزند
و آنان که محبت و دوستی را بر دلهایشان برافراشتند، هرگز از یاد نمیروند.
آقای مهندس دژاکام محترم ، شما از آن انسانهایی هستید، که خود روزی در تاریکیِ ضد ارزشها و دام اعتیاد گرفتار بودید؛ اما پس از رسیدن به درمان کامل، نخواستند این نور و روشنایی را فقط برای خود نگه دارید.
شما آنقدر بزرگوار هستیدکه این مسیر سهل و سخت را انتخاب کردید و با عشقی در این مسیر نور و چراغ روشنی برای دیگران شدید.
تاریکیای که امروز درصد زیادی از مردم جامعه با آن دستوپنجه نرم میکنند، به لطف خدا و با تلاشهای جناب مهندس دژاکام و استاد بزرگوار جهانبینی، جناب آقای امین، به مسیری روشن، امن و زیبا تبدیل شد؛ مسیری که تاکنون هزاران انسانِ گرفتار، به رهایی و درمان کامل رسیدهاند و فرصت دوباره زندگی کردن را یافتهاند.
کاری که جناب مهندس با دانایی، آگاهی و عشق انجام دادند، تنها یک روش درمان نبود؛ بلکه هدیهای انساندوستانه بود که به جامعه و حتی جهان تقدیم شد.
ایشان بستری به نام «کنگره ۶۰» بنا نهادند؛ بستری امن، سرشار از عشق، آرامش و آموزش.
و در این مسیر، خانواده محترمشان همچون کوه، کنار ایشان ایستادند؛ هرگز عقبنشینی نکردند، حتی وقتی مسیر سخت و دشوار بود.
و امروز من، زهرا، کسی که روزی باور داشت اعتیاد همسرش غیرقابل درمان است، با چشمان خود میبینم که بعد از یک سال و نیم، بدون هیچ مادهای، به درمان کامل و بدون بازگشت رسیده است؛ و این برای من چیزی جز یک معجزه نیست.
هرچقدر از این خانواده بزرگ، این مجموعه آکنده از عشق و محبت قدردانی کنم، باز هم کم است؛ در برابر تمام آموزشها، محبتها و آگاهیهایی که به من و مسافرم بخشیدند.
خدا را شاکرم که مسافرم در کنگره درمان شد و خودم نیز راه درست زندگی کردن، دوری از ضد ارزشها و اصلاح نگاه را آموختم. یاد گرفتم با تغییر نگرش و کسب آگاهی، میتوان زندگی را به سمت بهتر شدن هدایت کرد.
قدردانی من هرگز به اندازه این لطفها نخواهد بود؛ و کمترین کاری که میتوانم انجام دهم، خدمت کردن در مسیر کنگره است.
امیدوارم بتوانم همیشه پیامرسان این حقیقت باشم که اعتیاد درمان دارد؛
و صددرصدِ این درمانِ کامل، در کنگره ۶۰ اتفاق میافتد.
کنگره ۶۰ بستری برای آموزش، آرامش و بازسازی است؛
و قدردانی من، تنها قطرهای است در برابر این اقیانوس عظیم.
هفته همسفر برای من فقط یک عنوان در تقویم نیست؛
روزی است که دلم میایستد و به مسیری که آمدهام نگاه میکنم.
روزی که میفهمم «همسفر بودن» یعنی انتخاب آگاهانه صبر، تغییر و رشد؛
یعنی درست دیدن، درست شنیدن و درست رفتار کردن.
من با دلی پر از سؤال، نگرانی و گاهی ناامیدی وارد کنگره شدم؛
اما کنگره ۶۰ به من آموخت که همسفر، ناظرِ درد نیست؛
هممسیرِ درمان است.
یاد گرفتم بهجای کنترل کردن، خودم را بسازم؛
بهجای توقع، دانایی کسب کنم؛
و بهجای اعتراض، مسئولیت بپذیرم.
در این مسیر فهمیدم که درمان مسافر، از تغییر نگاه من آغاز میشود.
وقتی حالِ من خوب میشود، آرامش به خانه برمیگردد.
وقتی من آموزش میگیرم، رفتارم تغییر میکند؛
و این تغییر، آرام و بیصدا، اما عمیق و ماندگار است.
روز همسفر، روز قدردانی از بنیانگذار داناییمحور کنگره ۶۰،
جناب آقای مهندس دژاکام و خانواده محترمشان است؛ که با دانایی و عشقی که داشتن باعث وبانی حال خوش خانواده ای و خیلی خانواد های دیگر هستند۰
کسانی که به ما آموختند همسفر، ستون آرام درمان است، نه سایهای فراموششده.
و با تمام وجود تشکر میکنم از راهنمای عزیزم همسفر زهره خیلی سپاسگزارم و از ایجنت و راهنمای محترم مسافرم آقا جواد محبی که ستون کنگره ۶۰ زاهدان هستند و از خانم مهدیه عزیز ایجنت و راهنمای عزیز قسمت همسفران کمال تشکر را دارم، وهمه ای خدمت گزاران شعبه زاهدان که با عشق خدمت میکنند دست بوسشون هستم .
امروز با افتخار میگویم:
من یک همسفرم؛
در حال ساختنِ خودم،
در مسیر دانایی،
و همراهِ درمان 🌱
روز همسفر مبارک.
نویسنده و ارسال : همسفر زهرا.خ رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون دوم)دبیر اول سایت
نمایندگی همسفران زاهدان
- تعداد بازدید از این مطلب :
188