جلسۀ دوازدهم از دورهٔ پنجم جلسات لژیون سردار همسفران نمایندگی زنجان با دستور جلسهٔ «هفته همسفر: نقش همسفران خانم و آقا در درمان اعتیاد مسافران» با استادی همسفر زهرا، نگهبانی دنور همسفر زهرا و دبیری همسفر زینب، روز دوشنبه 8 دی ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کارکرد.

سخنان استاد:
هفته پرشکوه همسفر را خدمت تمامی همسفران، بهخصوص خانم آنی عزیز و فرزندان محترمشان و همچنین همسفران نمایندگی زنجان تبریک میگویم.
اگر بخواهم درباره هفته همسفر صحبت کنم، اول باید بگویم ما انسانها برای اینکه حیاتمان را ادامه دهیم، همیشه یک نفر را برای خودمان الگو قرار میدهیم. از نظر من، برای منِ همسفر، کسی که میتواند همسفر نمونه و الگو باشد، خانم آنی هستند؛ چون ایشان با صبر و درایتی که داشتند، پابهپای آقای مهندس حرکت کردند تا بالاخره آقای مهندس به رهایی رسیدند و درمان شدند.
منِ همسفر، در ابتدای ورود به کنگره، فکرم فقط این است که مسافرم به درمان برسد؛ اما پس از مدتی کوتاهی که میگذرد و من آموزشها را دریافت میکنم، متوجه میشوم تخریبهای خودم نیز زیاد بوده است؛ چهبسا حال من از مسافرم هم بدتر باشد، آنجاست متوجه میشوم من هم باید تلاش کنم، آموزشها را دریافت کنم تا بتوانم در کنار مسافرم به تعادل لازم برسم.
آقای مهندس فرمودند: «همسفر، بال پرواز مسافر است.» اما کدام همسفر میتواند بال پرواز باشد؟ همسفری که اطلاعات، دانش، آگاهی و معرفت را دریافت کند، آموزشها را کاربردی نماید و دانایی خود را به دانایی مؤثر تبدیل کند تا بتواند در کنار مسافرش به جلو حرکت کند.
در سفر اول، وقتی که مسافر هنوز به تعادل نرسیده است، وقتی که حالش بد میشود، بهانهگیری میکند، خسته میشود یا کم میآورد، در این شرایط، همسفر چون از مسیر سفر خبر دارد و از وضعیت مسافر آگاه است، میتواند او را آرام کند، به او قوت قلب و امید بدهد، اعتمادبهنفس بدهد و به او بگوید «تو میتوانی». در واقع، در این مسیر هم خودش و هم مسافرش را آرام نگه میدارد.
به قول آقای خدامی که میفرمایند: همسفری که آگاهی نداشته باشد، نمیتواند مسافرش را به درمان برساند؛ زیرا ممکن است در مسیر درمان، موانعی ایجاد کند و از رسیدن به رهایی جلوگیری کند. ایشان همچنین میفرمایند: «اگر مرهم روی زخم نیستی، نمک روی زخم نپاش.» وقتی همسفری نمیتواند مسافرش را درک کند، حداقل باید کنار بکشد و اجازه دهد مسافر، سفرش را بهدرستی انجام دهد.
من بارها در لایوها، محبت و احترامی را که آقای مهندس نسبت به خانم آنی دارند، دیدهام. منِ همسفر زمانی میتوانم چنین محبت و احترامی را از مسافرم دریافت کنم که خودم همسفری شبیه خانم آنی باشم.
اگر بخواهم دستور جلسه را به لژیون سردار ربط بدهم، از نظر من یک همسفر میتواند با حمایت خود، کاری کند که هم خودش و هم مسافرش در لژیون سردار خدمت مالی داشته باشند و به ترتیب جایگاههای دنوری، پهلوانی و نشانی در بینشانی را با هم تجربه کنند. وقتی مسافرم میگوید: میخواهم دنور شوم، من میتوانم دو نوع عملکرد داشته باشم؛ با او بال بزنم، پرواز کنم و بگویم «تو میتوانی»، یا اینکه بگویم: نه، ما برای خانواده وسایل لازم داریم؛ مگر آقای مهندس نمیگویند خانواده مهمتر از کنگره است؟
اما در اینجا یک سؤال برای من مطرح میشود: اگر ما به کنگره نمیآمدیم، رها نمیشدیم و درمان اتفاق نمیافتاد، آیا امروز خانوادهای باقیمانده بود که بخواهیم وسایل موردنیاز آن را تهیه کنیم؟ قطعاً پاسخ همه ما «نه» است؛ زیرا این خانواده سالها پیش از هم پاشیده بود. اگر الان من خانوادهای دارم و مسافری دارم که قدر خانواده را میداند، فقط بهخاطر کنگره است. پس منِ همسفر باید مسافرم را تشویق کنم تا هم خودم و هم مسافرم بتوانیم در لژیون سردار خدمت مالی داشته باشیم.
در آخر، وقتی که من در جایگاه همسفر از نیازهای خود میگذرم و خدمت مالی به کنگره را بر نیاز خود ارجح میدانم، آنگاه میتوانم دانایی و آموزشهایی را که از کنگره دریافت کردهام، به دانایی مؤثر تبدیل کنم. این همسفر است که میتواند به گفته آقای مهندس، بال پرواز مسافرش باشد. امیدوارم همه ما بال پروازهای خوبی برای مسافرانمان باشیم.

تایپ: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر مینا (لژیون هفتم)
عکاس: همسفر رقیه رهجوی راهنما همسفر مینا (لژیون هفتم) عکاس اول
ویرایش: همسفر پرستو رهجوی راهنما همسفرفاطمه (لژیون نهم) دبیر اول سایت
تنظیم و ارسال: همسفر شیوا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون نهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی زنجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
294