English Version
This Site Is Available In English

جشن همسفر انگیزه حضور در کنگره

جشن همسفر انگیزه حضور در کنگره

مشارکت همسفر نجمه:

اولین روزی که وارد کنگره60 شدم را به خوبی به یاد دارم، خیلی خجالت می‌کشیدم؛ همسفری بسیار ناامید و در عمق تاریکی بودم که دیگر هیچ امیدی به زندگی کردن نداشتم. وقتی با راهنمای تازه‌واردین صحبت می‌کردم، حرف‌های دلم را ناخودآگاه با اشک بیان می‌کردم و راهنما با چهره مهربان و صحبت‌های دلنشین خود؛ مرا آرام می‌نمود. در سه جلسه اول، پی بردم که من در بهترین مکان پا گذاشته‌ام؛ این‌جا با کمک‌ دوستانم می‌توانم به خود که بسیار ناامید بودم و هیچ انگیزه‌ای برای زندگی کردن نداشتم نور امید بدهم و به طرف روشنایی هدایت شوم. در مرحله بعد توانستیم، همراه با مسافرم زندگی‌ را که رو به نابودی بود به روشنایی هدایت کنیم.

اکنون پس از چند ماه که از حضورم در کنگره می‌‌گذرد، متوجه شدم که به‌خاطر مسافرم نیست که اینجا هستم؛ بلکه در ابتدا نیاز خودم است، چون تخریب‌های زیادی درون خود می‌بینم که باید با کمک‌ آموزش‌ها و راهنما آنها را حل کنم و خود را به آرامش برسانم؛ تا بتوانم به‌ همراه مسافرم سفر خوبی داشته باشیم. اکنون می‌دانم که درون مسافرم چه می‌گذرد و چه سختی‌هایی را تحمل می‌کند و همچنین چقدر اذیت و آزار می‌شود؛ اما خود را سرگرم می‌کند تا ما حال خراب او را نبینیم. اکنون او را با اعماق وجودم مهربانانه در زندگیمان می‌بینم و می‌جویم.

از اینکه می‌توانم، عشق و امید به زندگی را دوباره به دست بیاورم و دیگر آن فرد خجالتی نیستم؛ خیلی خوشحال هستم. به لطف خدا و آقای مهندس عشق و محبت روز به روز بیشتر در زندگی‌مان جاری می‌شود؛ از خدای مهربان می‌خواهم تا عمری باقیست در این راه قدم بردارم. از آقای مهندس و خانواده محترم‌شان ممنون و سپاسگزارم که راه کنگره را برای ما فراهم نمود تا بتوانیم سفر کنیم تا به حال خوب و رهایی برسیم.
 

مشارکت همسفر حلیمه:

ابتدا هفته همسفر را به تمام همسفران کنگره۶۰ تبریک می‌گویم؛ هفته همسفر، انگیزه‌ای برای حضور من در کنگره شد. دقیقاً سال گذشته، یک جلسه قبل از جشن همسفر بود که وارد کنگره شدم، مسافرم پیش از من رها شده بود و خیلی اصرار می‌کرد که به کنگره بیایم. می‌گفت؛ اگر بیایی حس و حالت خوب می‌شود، گاهی اوقات وقتی مسافرم در حال نوشتن سی‌دی بود ناخودآگاه به صحبت‌های آقای مهندس گوش می‌دادم و خیلی به دلم می‌نشست. صحبت‌هایی که مسافرم راجع به سیستم و قوانین کنگره می‌گفت؛ خیلی جالب بود. از طرفی چون مسافرم به درمان رسیده بود، کنگره را دوست داشتم و تمایل داشتم به کنگره بیایم؛ ولی چون فرزند کوچک داشتم شرایط برایم جور نمی‌شد.

با خود می‌گفتم: دخترم که بزرگ‌تر شد بعد می‌روم، ولی هفته همسفر باعث شد که من در کنگره حضور پیدا کنم. مسافرم برایم از جشن همسفر توضیح داد، از اینکه مسافر‌ان به همسفران خود هدیه می‌دهند. با خود گفتم؛ بهتر است از همین هفته استارت حضورم در کنگره را بزنم. شروع بسیار خوب و به یادماندنی برایم بود؛ آن هم با جشن همسفر چون حس و حال خیلی خوبی داشتم.  همان‌طور که جناب مهندس فرمودند: همسفر باید برای حال خوب خودش به کنگره بیاید و آموزش‌ها را دریافت کند؛ همه تلاش و حضورم در کنگره برای این بود که حس و حال و روحیه خوبی داشته باشم. اکنون که یک‌سال از حضورم در کنگره می‌گذرد، تغییرات زیادی درون خود می‌بینم و حس و حال خیلی خوب و عالی دارم.

خیلی خوشحالم که به‌عنوان همسفر، در کنار مسافرم هستم و از آموزش‌های کنگره بهره لازم را می‌برم. در آخر سپاسگزارم از جناب مهندس و خانم آنی بزرگ و خانواده محترمشان که این بستر را برای ما فراهم نمودند تا بتوانیم در این مکان امن و پر از انرژی خوب؛ همراه با عشق و محبت به حال خوب برسیم. از راهنما و همه کسانی که در کنگره با عشق و ایمان خدمت بلاعوض می‌کنند تشکر و قدردانی می‌نمایم.

رابط خبری: راهنما همسفر صدیقه (لژیون ششم)
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر طاهره (لژیون نهم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی خلیج فارس بوشهر

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .