بخواهم از واژه همسفر بگویم؛ یعنی همراه، کسیکه در تمام شرایط پشتیبان مسافر است. درطول این چند سال تمام تلاش خود را برای زندگی مشترک کردهام تا همیشه همراه و همدم مسافرم باشم؛ اما با ورودم به کنگره۶۰ واژه همسر و همسفر برای من معنای تازهای پیدا کرد.
در کنگره فراگرفتهام چگونه انسانها را بیشتر دوست بدارم، محبت بلاعوض انجام دهم و از آنها توقع برگشت نداشته باشم! اوایل که وارد کنگره شدم، مسافرم را مقصر میدانستم؛ اما بعد از مدتی با وجود راهنمایم متوجه شدم من هم مقصر بودهام.
بهنظر من مسافر و همسفر مانند یک قایق و یک پارو هستند؛ هرکدام لازم و ملزوم یکدیگر میباشند. بهطوریکه اگر قایق نباشد، پارو حرکت نمیکند و بالعکس؛ دقیقاً و مسلماً حکایت همسفرها و مسافرها میباشد، هرکدام در زندگی مشترک بدون دیگری نمیتواند دوام بیاورد.
از روزی که وارد کنگره شدم، معنی همسفر را بیشتر درک کردم و سعی و تلاش میکنم روزی بتوانم همسفر خوبی برای مسافرم باشم؛ شاید قبل از اینجا در هر شرایطی هوای مسافرم را داشتهام و سعی کردهام هیچوقت پشت خود را خالی نبینم؛ ولی در بعضی موارد قادر به درک آن نبودم.
امیدوارم با دریافت آموزشهای ناب کنگره در کنار مسافرم آرامش داشته باشم و در درون او آشوب ایجاد نکنم؛ زیرا تمام همسفران دوست داریم زندگی آرام، بدون بحثودعوا داشته باشیم. تصور میکنم کنگره بهترین راهی بود که میتوانستیم قدم بگذاریم تا بتوانیم بهواسطه آموزشهای کنگره تغيير پیدا کنیم.
از راهنما همسفر ریحانه که در این مسیر مرا همراهی میکنند، کمال تشکر را دارم. درنهایت خواستهام برای همه این است که در کنگره هیچ همسفری بدون مسافر و بالعکس نباشد؛ زیرا هرکدام تکمیلکننده دیگری هستند.
نویسنده: همسفر فائزه رهجوی راهنما همسفر ریحانه (لژیون ششم)
ویرایش: رابط خبری راهنما همسفر ریحانه (لژیون ششم)
عکاس: همسفر ناعمه رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون دوم)
ارسال: همسفر فروزنده رهجوی راهنما همسفر راضیه (لژیون چهارم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی وکیلی یزد
- تعداد بازدید از این مطلب :
179